خلاصه داستان: شبح، محصول سال ۱۹۹۰، داستان سام و مالی را روایت میکند که عاشقانهای عمیق با یکدیگر دارند. پس از آنکه سام در یک حمله خشونتآمیز به قتل میرسد، روحش در دنیای میانمرگ و زندگی باقی میماند و درمییابد که دوستدخترش در خطر است. او برای محافظت از مالی و انتقام گرفتن از قاتل، با کمک یک روانشناس عجیب و غریب به نام اودا میمیتواند با دنیای زندگان ارتباط برقرار کند.
خلاصه داستان: ایستگاه فروتویل در سال ۲۰۰۹ روایتگر آخرین روز زندگی اسکار گرانت، مرد جوانی است که پس از جشن سال نو در حال بازگشت به خانه است. این فیلم به کارگردانی رایان کوگلر با نمایش لحظات به ظاهر پیش پا افتاده و تعاملات انسانی اسکار با خانواده، دوستان و غریبهها، تصویری صمیمی و تأثیرگذار از زندگی او ارائه میدهد و در نهایت به مواجهه مرگبار او با مأموران پلیس در ایستگاه متروی فروتویل منجر میشود. این فیلم واقعگرایانه، تراژدی اجتماعی غمانگیزی را ثبت میکند که پیامدهای گستردهای در جامعه آمریکا داشت.
خلاصه داستان: سریال «رقابت دوستانه» (Friendly Rivalry) داستان دو دوست صمیمی به نامهای سارا و مهسا را روایت میکند که در سال ۱۴۰۳ در یک شرکت فناوری مشغول به کار هستند. آنها که زمانی همتیمیهای جدانشدنی بودند، حالا در آستانه یک رقابت بزرگ شغلی قرار میگیرند که میتواند آینده حرفهای هر دو را رقم بزند. این رقابت، که در ابتدا دوستانه به نظر میرسد، به تدریج به یک جنگ روانی تمامعیار تبدیل میشود و باعث میشود تا ارزشهای اخلاقی، وفاداری و مرزهای دوستی آنها به بوته آزمایش گذاشته شود. در این مسیر، آنها با چالشهایی از جمله اعتماد به نفس، حسادت و انتخابهای دشوار روبرو میشوند که هر یک را به سمت شخصیتهایی متفاوت سوق میدهد.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۲۴، فیلم «Freedom Uncut» داستان مردی جوان به نام آرمان را روایت میکند که در جستجوی هویت گمشده خود، به یک گروه هنری زیرزمینی در تهران میپیوندد. او در این مسیر، با چالشهای عمیق خانوادگی و اجتماعی روبرو میشود و تلاش میکند تا با کشف رازهای پنهان گذشته پدرش، به تعریف جدیدی از آزادی و استقلال شخصی دست یابد.
خلاصه داستان: در سال ۱۸۶۲، در طول جنگ داخلی آمریکا، خانواده کوئیکر مسیحی در ایندیانا با اصول صلحطلبانه خود دست و پنجه نرم میکنند، در حالی که یک گروه سواره نظام کنفدراسیون به رهبری سرهنگ جاناتان کایت به شهرشان نزدیک میشود. جس، پسر خانواده، بین وفاداری به عقاید مذهبی خانوادهاش و نیاز به دفاع از عزیزانش در برابر خشونت در حال جنگ است. این فیلم داستانی قدرتمند از ایمان، شجاعت و انتخابهای دشوار در زمان جنگ را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم درباره پسری به نام ویکتور فرانکنشتاین است که با استفاده از علم، سگ عزیزش اسپارکی را که تصادف کرده، زنده میکند. اما این معجزه علمی باعث ایجاد هرج و مرج در شهر کوچکش میشود و ویکتور مجبور است با عواقب غیرمنتظره این کار دست و پنجه نرم کنند.
خلاصه داستان: فیلم «فردی مرکوری - پرده پایانی» (Freddie Mercury - The Final Act) یک مستند تحسینشده بیبیسی است که به روایت آخرین سالهای زندگی خواننده افسانهای کوئین، فردی مرکوری، میپردازد. این فیلم با استفاده از آرشیوهای نایاب و مصاحبههای تازه با اعضای خانواده، دوستان و همکارانش، داستان مبارزه او با بیماری ایدز و چگونگی پنهانکردن آن از دید عموم را واکاوی میکند. این مستند همچنین به تأثیر عمیق فردی بر دنیای موسیقی و چگونگی بزرگداشت یاد او در کنسرت یادبودش در استادیوم ومبلی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم کوتاه «فوتیز» (Foutaises) به کارگردانی ژان-پیر ژونه، داستان دو برادر به نامهای ژول و جیم را روایت میکند که در یک آپارتمان کوچک زندگی میکنند و هر روز صبح با هم به سر کار میروند. ژول در یک شرکت بیمه کار میکند و جیم در یک رستوران شلوغ پیشخدمت است. آنها هر دو عاشق دختری به نام کاترین هستند که در همان ساختمان زندگی میکند. کاترین ابتدا با ژول قرار میگذارد، اما پس از مدتی به سراغ جیم میرود. در نهایت، کاترین هر دو برادر را ترک میکند و آنها در تنهایی و غم خود به زندگی ادامه میدهند. این فیلم کوتاه، نگاهی اجمالی به زندگی، عشق و تنهایی دارد.
خلاصه داستان: فرانکنشتاین داستان دکتر ویکتور فرانکنشتاین، دانشمندی جاهطلب است که با ترکیب اعضای بدن مردگان، هیولایی را خلق میکند. اما پس از مواجهه با نتیجه کارش، از آن وحشتزده شده و او را به حال خود رها میکند. هیولا که از طرد شدن توسط جامعه و خالقش رنج میبرد، به موجودی خشن و انتقامجو تبدیل میشود و با کشتار اطرافیان دکتر، او را وادار به رویارویی با عواقب اقداماتش میکند.
خلاصه داستان: فیلم «نیروی کشنده» (Force Majeure) داستان یک خانواده ثروتمند سوئدی را روایت میکند که برای تعطیلات به یک پیست اسکی در آلپ فرانسه سفر کردهاند. در یک روز آفتابی، در حالی که آنها در تراس رستوران مشغول صرف ناهار هستند، به دلیل رانش برف، بهمن عظیمی به سمت آنها میآید. در لحظه وحشت، پدر خانواده (توماس) به جای محافظت از همسر و فرزندانش، به تنهایی فرار میکند. خوشبختانه بهمن تنها یک رانش مصنوعی برای فیلمبرداری بوده و خطری آنها را تهدید نمیکند، اما این حادثه که تنها چند ثانیه طول کشید، بنیان خانواده را متزلزل میکند و توماس را در برابر اتهامات زن و فرزندانش قرار میدهد که چرا در لحظه خطر، آنها را رها کرده است. این اتفاق آغازگر یک بحران عمیق روانی و اخلاقی است که نقشهای سنتی مردانگی و حامیگری را به چالش میکشد.