خلاصه داستان: در یک مراسم عروسی سنتی در روستای کوچک و زیبای ایران، خانوادههای عروس و داماد گرد هم میآیند تا این روز فرخنده را جشن بگیرند. اما در میان شادیها و آمادهسازیها، رازهای پنهان، اختلافات قدیمی و حرفهای نگفتهی اعضای خانواده به تدریج آشکار میشود. هر یک از مهمانان با خود داستانی از گذشته به همراه آوردهاند که بر فضای مراسم تأثیر میگذارد. کارگردان هنرمندانه با بهرهگیری از بازی درخشان بازیگرانی چون **پرویز پرستویی، حبیب رضایی و نگار جواهریان**، تار و پود زندگی، عشق، رنج و امید را در قالب یک روز به تصویر میکشد. این فیلم که در سال ۲۰۱۱ ساخته شد، با نگاهی عمیق به روابط انسانی و فرهنگ غنی ایرانی، مخاطب را به تأملی ژرف دربارهی زندگی دعوت میکند.
خلاصه داستان: این فیلم مستند تحسینشده که در سال ۱۹۷۷ توسط کریس مارکر ساخته شد، روایتی عمیق و تأملبرانگیز از جنبشهای انقلابی دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی به ویژه در فرانسه، ویتنام، کوبا و بولیوی ارائه میدهد. مارکر با بهرهگیری از تکنیکهای مونتاژ نوآورانه و ترکیب تصاویر آرشیوی غنی، مصاحبهها و صدای راوی، به کاوش در دلایل شکست این جنبشها و سرخوردگی نسل انقلابیون میپردازد. عنوان فیلم که به معنای "لبخند بدون گربه" است، استعارهای است از آرمانهای انقلابی که هرگز به واقعیت نپیوستند. این اثر سینمایی که در نسخه نهایی خود در سال ۱۹۹۳ بازسازی شد، یکی از مهمترین مستندهای سیاسی تاریخ سینما به شمار میرود و تأثیری ماندگار بر درک ما از تاریخ معاصر و مبارزات چپ جهانی گذاشته است.
خلاصه داستان: سلیمان، یک پیک موتوری مهاجر از ساحل عاج که به صورت غیرقانونی در پاریس زندگی میکند، درگیر یک مبارزه طاقتفرسا برای بقا است. او که توسط یک شرکت تحویل غذا استثمار میشود، باید هر روز بین تحویل سفارشات و مراقبت از همسر باردار و بیمارش، سلیمه، یکی را انتخاب کند. وقتی سلیمه به دلیل بیماری نیاز فوری به جراحی پیدا میکند، سلیمان با فشار بدهیهای سنگین و ترس از اخراج و اخراج از کشور مواجه میشود. در نهایت، او تصمیم میگیرد برای نجات خانوادهاش دست به کارهای خطرناکی بزند و در این مسیر، با بیعدالتیهای سیستم مهاجرتی و شرایط کاری سخت مواجه میشود. این فیلم کوتاه محصول سال ۲۰۲۴ به کارگردانی برنارد سلیمی است و داستانی قدرتمند و انسانی را درباره مقاومت، عشق و هزینههای پنهان زندگی در حاشیه جامعه روایت میکند.
خلاصه داستان: استفن استرینج، یک جراح مغز و اعصاب مغرور و موفق، پس از یک تصادف رانندگی وحشتناک، دستان خود را از دست میدهد و دنیای ثروت و شهرت او فرو میپاشد. در جستجوی درمانی برای بازگرداندن قدرت دستانش، تمام دارایی خود را صرف روشهای درمانی متعارف و غیرمتعارف میکند تا اینکه سرنخهایی او را به کامیا-تاج، مکانی اسرارآمیز در کوههای هیمالیا میکشاند. در آنجا، او با «نادانسته»، یک مرید باستانی، آشنا میشود که به او هنرهای جادویی و استفاده از ابعاد دیگر را آموزش میدهد. استرینج باید خودخواهی را کنار بگذارد و قدرت تازهیافته خود را بیاموزد تا در برابر کائسیلیوس، یک مرید سابق که میخواهد با استفاده از قدرت تاریک، جهان را نابود کند، بایستد و از دنیا محافظت نماید. این فیلم به کارگردانی اسکات دریکسون و با بازی برجسته بندیکت کامبربچ در نقش اصلی، در سال ۲۰۱۶ به روی پرده رفت و دنیای سینمایی مارول را به سوی ابعاد ماوراءالطبیعه گسترش داد.
خلاصه داستان: فیلم پلیسی فرانسوی محصول سال ۲۰۰۴ به کارگردانی الیویه مارشال که داستان دو افسر پلیس به نامهای دنیل مونیه (با بازی دپاردیو) و لوئیس شینینسکی (با بازی آمل) را روایت میکند. این دو مأمور واحد جرائم سازمانیافته در منطقه ۳۶ پاریس هستند که برای دستگیری یک باند قاچاقچی مواد مخدر خطرناک تحت تعقیب قرار میگیرند. در جریان این مأموریت پیچیده، آنها با فساد درون سازمان پلیس مواجه شده و مجبور به مبارزه نه تنها با جنایتکاران، بلکه با خیانت همکاران خود نیز هستند. فیلم با بازی قدرتمند دپاردیو و فضای تاریک و پرتنش خود، تصویری واقعگرایانه از دنیای زیرزمینی پلیس پاریس را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: علی، کارگر فلسطینی ساکن کرانه باختری، هر روز برای کار به اسرائیل سفر میکند. زندگی او بین دو دنیا در جریان است: خانهای که در آن سوی دیوار دارد و محل کارش که تنها ۲۰۰ متر با آن فاصله دارد، اما عبور از این فاصله کوتاه به کابوسی روزانه تبدیل شده است. یک روز صبح، هنگام عبور از ایست بازرسی، وضعیت اضطراری اعلام میشود و تمام گذرگاهها به طور ناگهانی بسته میشوند. پسر کوچک علی در آن سوی مرز بیمار است و نیاز فوری به رسیدن به او دارد. حالا علی، به همراه گروهی از غریبهها که هر کدام دلیلی برای عبور دارند، باید راهی پرخطر و غیرقانونی را در پیش بگیرد تا به آن سوی دیوار برسد. این فیلم درام پرتنش به کارگردانی عون ذوالقاری در سال ۲۰۲۰ ساخته شده و علی سلیمان در نقش اصلی به تصویر کشیده شده است.
خلاصه داستان: یک زن جوان سادهلوح به نام جون که تازه از زندگی روستایی به نیویورک آمده، در یک شرکت رویایی استخدام میشود اما به زودی متوجه میشود که شرکت ورشکسته شده است. او که بیپول و بیخانمان شده، مجبور میشود با کرایم، هماتاقی شرور و حیلهگری که عمداً اجارهنشینها را اذیت میکند تا پولشان را پس بگیرد، همخانه شود. این سریال کمدی محصول سال ۲۰۱۲ به کارگردانی جیمز گارفین، با بازی کریستینا ریچی در نقش جون و دریمون وینسو در نقش کرایم، داستان رابطه عجیب و خندهدار این دو زن را روایت میکند که علیرغم تفاوتهای فاحش، به دوستان نامتعارفی تبدیل میشوند و در کنار هم ماجراهای بامزهای را در آپارتمان شماره ۲۳ رقم میزنند.
خلاصه داستان: فیلم ۲۵امین ساعت محصول سال ۲۰۰۲ به کارگردانی اسپایک لی و با بازی ادوارد نورتون، فیلمی قدرتمند و تأملبرانگیز است که داستان مونتی بروگان (نورتون) را روایت میکند؛ مردی که تنها ۲۴ ساعت تا شروع دوران محکومیت هفتساله خود در زندان فرصت دارد. در این یک روز آخر، مونتی باید با گذشته خود، انتخابهای اشتباهش و آینده نامعلومی که در انتظارش است روبرو شود. او این زمان ارزشمند را با دوستان صمیمی خود، فرانک (باری پپر) و اسلاوتری (فیلیپ سیمور هافمن) و همچنین نامزدش، ناتورل ریور (روزماری دوویت) سپری میکند و تلاش میکند تا پیش از آنکه همه چیز را از دست بدهد، به نوعی با زندگی خود تسویهحساب کند. این فیلم که در پسزمینه نیویورکِ پس از حادثه ۱۱ سپتامبر روایت میشود، نه تنها یک درام شخصی عمیق، بلکه تصویری نمادین از اضطراب و بازسازی جامعه آمریکا در آن دوران است.
خلاصه داستان: این سریال کمدی محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی تینا فی، داستان زندگی لیز لمون (با بازی تینا فی) را روایت میکند؛ نویسندهای که در یک برنامه تلویزیونی طنز در شبکه NBC به نام «زن باحال» کار میکند. لیز باید میان خواستههای غیرمنطقی بازیگر اصلی برنامه، تریسی جردن (با بازی تریسی مورگان)، و مدیر جدید شبکه، جک دوناگی (با بازی الک بالدوین)، تعادل برقرار کند. سریال با طنز هوشمندانه خود، پشت صحنه صنعت تلویزیون را به تصویر میکشد و ماجراهای شخصی و حرفهای این تیم کاری نامتعارف را به شیوهای خندهدار و گاه مضحک به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: در شهری کوچک در رومانی، شانزده سال پس از انقلاب ۱۹۸۹، سه مرد در یک برنامه تلویزیونی محلی گرد هم میآیند تا درباره نقش خود در آن رویداد تاریخی بحث کنند. «پیسکو»، معلمی الکلی، «یوآن مانس»، پیرمردی تنها، و «تیرادئو»، مجری برنامه، هر یک روایت متفاوتی از آن روز ارائه میدهند. آنچه آغاز میشود، کاوشی طنزآمیز و گاه غمانگیز در ماهیت حافظه، دروغ و هویت در جامعهای پسا کمونیستی است. کارگردان کورنلیو پورومبویو در این فیلم که در سال ۲۰۰۶ ساخته شده، با بازی میرچا آندرسکو، تئودور کوروبان و ایون ساپدارو، تصویری دقیق و بیرحم از زندگی روزمره و فراموشی جمعی در رومانی معاصر به تصویر میکشد.