خلاصه داستان: فیلم «قاضی و قاتل» (۱۹۷۶) به کارگردانی برتران تaverneier با بازی فیلیپ نوآره در نقش قاضی آرتور و میشل گالابرو در نقش سرباز قاتل سریالی سرژ بوویه و ایزابل اوپرت، بر اساس وقایع واقعی دهه ۱۸۹۰ فرانسه ساخته شده و داستان قاضیای مصمم را روایت میکند که پس از دستگیری قاتل زنجیرهای سرباز سابق، با روشهای خشن و روانشناختی تلاش میکند تا او را از ادعای جنون رها کرده و به اعتراف و محاکمه بکشاند، در حالی که مرزهای عدالت، اخلاق و جنون به چالش کشیده میشود.
خلاصه داستان: فیلم «ارثیه» (۲۰۲۴) به کارگردانی الساندرو آنجلینی با بازی لینو گوآنشاله در نقش آگوستینو لا پاگلیا، وکیل جوانی که پس از مرگ ناگهانی پدرش ارثیه هنگفتی به ارث میبرد، روایت میشود؛ اما ورود خواهر ناتنیاش نیکول (با بازی کارلوتا ناتولی) و ادعای او بر بخش عمده اموال، خانواده را به ورطه دعواهای حقوقی، رازهای تاریک گذشته و خیانتهای پنهان میکشاند و آگوستینو را وادار به کاوش در هویت واقعی پدرش و روابط خانوادگی پیچیده میکند.
خلاصه داستان: فیلم «بودای بزرگ+» به کارگردانی هوانگ شینچوان در سال ۲۰۱۷، با بازی کرسنت یام، کال فانگ و آدای، داستان دو دوست فقیر به نامهای کِی و پِل را روایت میکند که با هک کردن دوربین مداربسته داخل مجسمه عظیم بودا، شاهد قتل وحشیانه یک تاجر ثروتمند توسط پسر یک مقام دولتی فاسد میشوند؛ این کشف ناخواسته آنها را به ورطهای از ترس، طمع و انتقام اجتماعی میکشاند و با طنزی سیاه به نقد طبقات اجتماعی و فساد در تایوان معاصر میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم وارث (۱۹۴۹) به کارگردانی ویلیام وایلر با بازی درخشان اولیویا دو هاویلند در نقش کاترین اسلوپر، مونتگومری کلیفت به عنوان موریس تاونسند و رالف ریچاردسون در نقش دکتر آستین اسلوپر، اقتباسی از رمان «میدان واشنگتن» هنری جیمز است. داستان حول زندگی کاترین، دختری خجالتی و ثروتمند در نیویورک قرن نوزدهم میچرخد که پدر سختگیر و باهوشش او را به دلیل ظاهر و شخصیتش تحقیر میکند. کاترین عاشق مرد جذابی میشود که به نظر میرسد به خاطر ارث هنگفتش به او نزدیک شده، اما با افشای خیانتها و توطئهها، او به زنی قوی و انتقامجو تبدیل میشود و در پایان درهای خانه را برای همیشه به روی گذشته میبندد.
خلاصه داستان: فیلم «آخرین خنده» ساخته فردریش ویلهلم مورنائو در سال ۱۹۲۴، با بازی برجسته امیل یانینگز در نقش portege سالخورده هتل، داستان مردی وفادار و متشخص را روایت میکند که پس از تنزل شغلی ناگهانی به نظافتچی و تحویل جارو، با موجی از تحقیر خانوادگی و اجتماعی روبرو میشود و در سکوت و انزوا فرو میرود، اما فیلم با یک پایانبندی طنزآمیز و غافلگیرکننده که از قواعد سینمای اکسپرسیونیستی آلمانی الهام گرفته، به اوج میرسد و تمهایی چون غرور، فقدان و امید را کاوش میکند.
خلاصه داستان: انیمیشن کوتاه «گرافالو» به کارگردانی Jakob Schuh و Max Lang در سال ۲۰۰۹، داستان موش باهوشی را روایت میکند که در جنگلی تاریک و پرخطر قدم میزند و برای ترساندن شکارچیانی چون روباه، جغد و گربهسان، از موجود خیالی و ترسناکی به نام گرافالو حرف میزند، اما ناگهان گرافالو واقعی ظاهر میشود و موش باید با هوش خود از این مخمصه جان سالم به در ببرد. صداپیشگان برجستهای همچون Robbie Coltrane در نقش گرافالو، Helena Bonham Carter در نقش سنجاب مادر و James Corden در نقش موش به این اثر جان بخشیدهاند.
خلاصه داستان: فیلم دلقک (۱۹۶۱) به کارگردانی رابرت راسن، با بازی پل نیومن در نقش ادی فلسون، بازیکن جوان و بااستعداد بیلیارد که با جاهطلبی کورکورانه به دنبال شکست دادن مینیسوتا فتس، بهترین بازیکن جهان، است، روایت میشود. ادی با کمک مربیاش برت گوردون (جورج سی. اسکات) و عشقی آسیبدیده به نام سارا (پایپر لوری)، در مسیری پر از شکست، اعتیاد به قمار و کشف معنای واقعی پیروزی قدم برمیدارد و این درام کلاسیک آمریکایی به کاوش عمقی در تمهای جاهطلبی، عشق و رستگاری میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم غریبه دیوانه (۱۹۹۷) به کارگردانی ژان بکر با بازی وینسنت لیندون در نقش الکس، نومی لووفسکی، پاتریک شینه و هلن ونسان، داستان مردی مرموز و فراموشکار را روایت میکند که پس از تصادف در روستایی دورافتاده توسط خانوادهای مهربان پذیرفته میشود؛ الکس به تدریج خاطرات گذشته جنایی و خشونتآمیزش را به یاد میآورد که او را به سفری پرتنش از هویت، جنون و روابط پیچیده انسانی میبرد و مرز میان sanity و دیوانگی را محو میکند.
خلاصه داستان: فیلم جرثقیلها پرواز میکنند به کارگردانی میخائیل کالاتوزوف در سال ۱۹۵۷، داستان ورونیکا (با بازی تاتیانا ساموئیلوا) را روایت میکند که در مسکو زندگی میکند و نامزد جوانش بورودا (الکساندر شوستاکوف) را در آغاز حمله نازیها به اتحاد شوروی به جبهه بدرقه میکند. ورونیکا در غیاب او با بمبارانها، کمبودها و فشارهای عاطفی روبرو میشود و شایعاتی مبنی بر خیانت بورودا میشنود، اما عشق و وفاداریاش او را نگه میدارد تا بازگشت احتمالی او. این شاهکار سینمای شوروی با تصاویر نوآورانه و بازیهای عمیق، نمادی از استقامت در برابر جنگ است.
خلاصه داستان: رهبر ارکستر (۲۰۱۸)، به کارگردانی مارین فن در ون با بازی کریستین د بوراین در نقش آنتونی بریکو، داستان واقعی اولین زن رهبر ارکستر سمفونیک حرفهای در آمریکا را روایت میکند. آنتونی، دختری هلندیالاصل که در آمریکا بزرگ شده، با وجود موانع شدید جنسیتی، مخالفت خانواده و جامعه مردسالار اوایل قرن بیستم، با ارادهای آهنین پیانو و رهبری ارکستر را میآموزد، کنسرتهای موفقی برگزار میکند و در نهایت ارکستر سمفونیک خود را تأسیس مینماید، در حالی که عشق و دوستیهایش نیز مسیر زندگیاش را شکل میدهند.