خلاصه داستان: فیلم «خداحافظ لنین!» به کارگردانی ولفگانگ بکر در سال ۲۰۰۳، با بازی درخشان دنیل برول در نقش الکس کرنر و کاترین ساس در نقش مادرش کریستینه، داستانی کمدی-دراماتیک را روایت میکند که در بستر سقوط دیوار برلین و اتحاد آلمان رخ میدهد؛ الکس که مادری کمونیست و وفادار به رژیم آلمان شرقی دارد، پس از بیدار شدن او از کمای طولانی، برای جلوگیری از شوک مرگبار، با خلاقیت تمام جهانی جعلی میسازد که آلمان شرقی هنوز پابرجاست و تغییرات سرمایهداری را پنهان میکند، در حالی که با چالشهای خانوادگی و نوستالژیک دست و پنجه نرم میکند.
خلاصه داستان: فیلم آقای کلاین (۱۹۷۶) به کارگردانی جوزف لوسر با بازی آلن دلون در نقش رابرت کلاین، ژان مورو و مایکل لونسدیل، داستان تاجری ثروتمند و فرصتطلب به نام رابرت کلاین را در پاریس اشغالی توسط نازیها در سال ۱۹۴۲ روایت میکند؛ او که از یهودیان برای سودجویی بهره میبرد، ناگهان روزنامهای یهودی با نام خود دریافت میکند و به تدریج هویتش زیر سؤال میرود، او را به سفری پرتنش و هویتی به سوی کشف رازهای تاریک و تعقیب توسط مقامات نازی میکشاند.
خلاصه داستان: فیلم رویای تلخ به کارگردانی محسن محسنینژاد در سال ۲۰۱۹، داستان سعید (پژمان جمشیدی)، کارگردان تئاتر جوانی را روایت میکند که با چالشهای حرفهای برای اجرای نمایش جدیدش و مشکلات خانوادگی عمیق با پدر سنتی و سختگیرش (رضا کیانیان) دستوپنجه نرم میکند؛ در حالی که روابط عاطفی پیچیده با همسرش (رعنا آزادیور) و مادرش (هدیه تهرانی) بر زندگیاش سایه میافکند و او را به مرز فروپاشی میرساند، درامی تلخ و واقعگرایانه از تعارضات نسلها و آرزوهای ناکام.
خلاصه داستان: فیلم دان (۲۰۰۶) به کارگردانی فرهان اختر با بازی شاهرخ خان در نقش دوگانه دان خلافکار بیرحم و وکیل جوان به نام وجای، داستانی هیجانانگیز و پرتعقیب و گریز را روایت میکند که در آن پلیس پس از کشتن دان واقعی، وجای را برای جایگزینی او و نفوذ به شبکه جنایی آموزش میدهد، اما پیچ و تابهای غیرمنتظره و هوش سرشار دان همه چیز را به چالش میکشد. پریانکا چوپرا در نقش روما و آرجون رامپال نیز از بازیگران اصلی این بازسازی مدرن فیلم کلاسیک دان ۱۹۷۸ هستند.
خلاصه داستان: فیلم جری مگوایر (۱۹۹۶) به کارگردانی کامرون کرو، با بازی تام کروز در نقش جری مگوایر، مدیر ورزشی موفق اما بحرانزدهای است که پس از انتشار مانیفستی اخلاقی علیه فساد صنعت ورزش، شغلش را از دست میدهد و تنها با یک مشتری وفادار به نام رود تیدول (کوبا گودینگ جونیور) و حمایت دوروتی بوید (رنه زلوگر)، مادر مجردی که به او علاقهمند است، سفری پر از چالشهای حرفهای، عاطفی و شخصی را برای بازسازی زندگیاش آغاز میکند و در نهایت به موفقیت و عشق واقعی میرسد، جایی که جمله معروف «تو منو کامل میکنی» نماد رابطهشان میشود.
خلاصه داستان: فیلم درب صحنه (۱۹۳۷) به کارگردانی گرگوری لا کاوان، داستان گروهی از بازیگران جوان زن را روایت میکند که در خوابگاهی به نام «درب صحنه» در نیویورک زندگی میکنند و برای دستیابی به موفقیت در تئاتر برادوی با چالشهای مالی، رقابتهای حرفهای و روابط پیچیده دست و پنجه نرم میکنند. کاترین هپبورن در نقش تری رندال، دختری از خانواده ثروتمند که آرزوی بازیگری دارد، جینجر راجرز در نقش جین میتلند، بازیگری واقعبین و طعنهزن، و آدولف منجو در نقش تهیهکنندهای فرصتطلب، از بازیگران اصلی هستند و فیلم با ترکیبی از طنز، درام و موسیقی، زندگی پرتلاطم هنرمندان نوپا را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: سریال مستند «جوزف کمپبل و قدرت اسطوره» محصول سال ۱۹۸۸ به تهیهکنندگی و کارگردانی بیل مویرز، مجموعهای از شش مصاحبه عمیق با اسطورهشناس برجسته جوزف کمپبل است که در لوکیشنهای نمادینی چون اسکیول هاون نیویورک فیلمبرداری شده. در این گفتگوهای تأثیرگذار، کمپبل به کاوش ریشههای اسطورهای در فرهنگهای باستانی میپردازد و نشان میدهد چگونه مفاهیمی چون «قهرمان هزارچهره» و «سفر قهرمان» میتوانند راهنمایی برای زندگی مدرن، معنویت و خودشناسی انسان باشند، و قدرت اسطورهها را در غلبه بر بحرانهای وجودی برجسته میکند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۵، فیلم «روباه و دوستانش» به کارگردانی راینر ورنر فاسبیندر، با بازی خود فاسبیندر در نقش اصلی فاکس، یک دلقک خیابانی همجنسگرای سادهلوح که پس از برنده شدن در لاتاری، وارد دنیای اشرافی برلین غربی میشود و با معشوق ثروتمندش اووه و دوستانش آشنا میگردد، اما به تدریج مورد سوءاستفاده مالی و عاطفی قرار میگیرد و به ورشکستگی و تنهایی کامل میرسد؛ این درام تلخ و انتقادی از طبقه بورژوازی و روابط انسانی، یکی از شاهکارهای سینمای نوین آلمان است.
خلاصه داستان: فیلم دشمن شارپ (Sharpe's Enemy) محصول ۱۹۹۴ به کارگردانی تام کلگ با بازی شان بین در نقش سروان ریچارد شارپ، داراگ اُمالی به عنوان هارپر و فیونا گلاسکات، داستان تفنگداران بریتانیایی را در جریان جنگهای ناپلئونی سال ۱۸۱۳ در مرز اسپانیا و پرتغال روایت میکند؛ جایی که شارپ و یارانش برای دفاع از قلعهای کوچک در برابر حمله گسترده نیروهای فرانسوی میجنگند و با دشمنان قدیمی از جمله دو افسر سابق بریتانیایی که به خیانت روی آوردهاند، روبرو میشوند و مأموریت خطرناکی برای نجات اسیران و ضربه زدن به دشمن را آغاز میکنند.
خلاصه داستان: فیلم «این سرزمین مال من است» (۱۹۴۳) به کارگردانی ژان رنوار با بازی چارلز لاتون در نقش آلبرت لوری، معلمی ترسو و تنها در یک شهر کوچک اروپایی تحت اشغال نازیها، و مورین اوهارا در نقش همکارش، داستان مردی را روایت میکند که پس از مرگ تصادفی دوستش و دستگیری اشتباهی او به جرم خیانت، با سخنرانی آتشین در دادگاه علیه اشغالگران، جرقه مقاومت را در میان مردم روشن میکند و به نماد شجاعت و آزادیخواهی تبدیل میشود.