خلاصه داستان: «رنگ خدا» (۱۹۹۹) به کارگردانی مجید مجیدی، داستان محمد، پسربچه نابینای هشتسالهای را روایت میکند که با عشق بیپایان به خدا و طبیعت، در روستایی دورافتاده با مادربزرگ و خواهرانش زندگی میکند. پدرش که به دلیل فشارهای اجتماعی و تمایل به ازدواج مجدد، محمد را به مدرسه شبانهروزی نابینایان بازمیگرداند، اما در سفری پرماجرا با طوفان و حادثهای تلخ روبرو میشود. محسن رمضانی در نقش محمد، حسین مهدوی به عنوان پدر و سلامه فرخی در نقش مادربزرگ، با بازیهای تأثیرگذار، این درام خانوادگی عمیق و شاعرانه را به اثری ماندگار تبدیل کردهاند که بر روابط انسانی، ایمان و زیباییهای پنهان جهان تمرکز دارد.
خلاصه داستان: فیلم «علیرغم» (۲۰۱۵) به کارگردانی استفانو کیانتینی، با بازی لوچیا ماسچینو در نقش ماریا، مادری تنها که درگیر روابط پیچیده خانوادگی است، روایت میشود. ماریا با همسر سابقش و پسر نوجوانش زندگی میکند و با چالشهای عاطفی، تنهایی و تلاش برای حفظ پیوندهای خانوادگی روبروست. این درام ایتالیایی با نگاهی عمیق به استقامت انسانی در برابر ناملایمات زندگی، تصویری واقعگرایانه از مبارزات روزمره ارائه میدهد و بازیگرانی چون کارلوتا ناتولی و الساندرو جالوکوستا نیز در نقشهای کلیدی میدرخشند.
خلاصه داستان: فیلم جریان زیرین (۲۰۰۴) به کارگردانی دیوید گوردون گرین با بازی جیمی بل، دوون آلن، کریستن استوارت و جاش لوکاس، داستان دو برادر نوجوان به نامهای تیم و کریس را روایت میکند که پس از مرگ والدینشان، با عموی خطرناک و فراریشان به نام دیهان زندگی میکنند؛ عمو که از زندان گریخته، سکه طلایی گرانبهایی را با خود آورده که باعث ایجاد تنش، تعقیب و گریز و کشف رازهای تاریک خانوادگی در محیط روستایی جنوب آمریکا میشود و برادران را وادار به فرار و مبارزه برای بقا میکند.
خلاصه داستان: در فیلم «میتوانی به من تکیه کنی» ساختهی کنت لونرگان در سال ۲۰۰۰، لورا لینی در نقش سَمی، مادری تنها و منظم که در شهر کوچک کاتسکیل زندگی میکند، و مارک رافالو در نقش تری، برادر بیمسئولیت و سرگردانش که پس از سالها غیبت بازمیگردد، بازی میکنند. داستان بر روابط پیچیده خانوادگی، مسئولیتپذیری، تنهایی و تلاش برای ترمیم پیوندهای شکسته میان خواهر و برادر تمرکز دارد؛ جایی که ورود ناگهانی تری به زندگی سَمی و پسرش، روبی، چالشهای عاطفی عمیقی را برمیانگیزد و آنها را وادار به مواجهه با گذشته و انتخابهای آینده میکند.
خلاصه داستان: فیلم جاهایی در قلب (۱۹۸۴) به کارگردانی رابرت بنتون با بازی سالی فیلد در نقش اِدا اسپید، اد هریس و لینزی کروس، داستان زنی جوان و بیوه در شهر وکساهاچی تگزاس دوران رکود بزرگ دهه ۱۹۳۰ را روایت میکند که پس از کشته شدن ناگهانی شوهرش توسط یک جنایتکار مست در طوفان، برای حفظ مزرعه پنبه خانوادگیاش با چالشهای مالی، اجتماعی و طبیعی دست و پنجه نرم میکند و با کمک برادرشوهر کور و یک معلم اخراجی یهودی، تلاش میکند تا محصول را برداشت کند و خانوادهاش را سرپا نگه دارد.
خلاصه داستان: فیلم «اتاق رو» (۱۹۹۷) به کارگردانی مارک نواکوفسکی، یک اثر تجربی و سوررئال لهستانی بدون دیالوگ است که با بازی آندژی رایوش در نقش اصلی، داستان مردی تنها را روایت میکند که در اتاق محقر خود زندگی میکند؛ اشیاء روزمره مانند مبل، رادیو و سطل به موجوداتی زنده و جادویی تبدیل میشوند و جهانی خیالی و موسیقیایی خلق میکنند، جایی که مرز بین واقعیت و توهم محو شده و تماشاگر را به سفری بصری و صوتی عمیق میبرد.
خلاصه داستان: سریال «جاناتان استرینج و آقای نورل» (۲۰۱۵) به کارگردانی توبی هینز با بازی برتی کارول در نقش جاناتان استرینج، ادی مارسان در نقش آقای نورل و آلیسا سولومونز، اقتباسی دراماتیک از رمان سوزانا کلارک است که در انگلستان قرن نوزدهم میگذرد. داستان بر دو جادوگر نابغه تمرکز دارد که پس از قرنها، جادو را به بریتانیا بازمیگردانند؛ آقای نورل محافظهکار و کتابخوان جادو را احیا میکند، اما جاناتان استرینج جسور با نوآوریهایش وارد میشود و رقابتشان با دخالتهای فریبنده شاهزاده جادوها، سرنوشتشان را به سوی تراژدی و معجزههای تاریک سوق میدهد.
خلاصه داستان: فیلم سلاح مرگبار ۲ محصول سال ۱۹۸۹ به کارگردانی ریچارد دانر با بازی ملی گیبسون در نقش مارتین ریگز دیوانه و بیپروا و دنی گلوور در نقش راجر مورتا خانوادهدوست، ادامه هیجانانگیز ماجراهای این دو پلیس لسآنجلس است که این بار با گروهی از دیپلماتهای سفارت آفریقای جنوبی که در واقع قاچاقچیان بیرحم مواد مخدر و کلاهبرداران هستند، درگیر میشوند. همراه با جو پشی در نقش لئو گتز حسابدار عصبی، آنها وارد تعقیب و گریزهای نفسگیر، انفجارهای مهیب و مبارزات تنبهتن مرگبار میشوند و با وجود مصدومیتهای شدید، عدالت را در برابر دشمنان مصون از تعقیب برقرار میکنند.
خلاصه داستان: مستند «آر بی جی» (۲۰۱۸) به کارگردانی جولی کوهن و بتی وست، زندگینامهای الهامبخش از روث بادر گینزبرگ، قاضی برجسته دیوان عالی آمریکا را روایت میکند. این فیلم با بهرهگیری از آرشیوهای خانوادگی، مصاحبههای صمیمی با خود گینزبرگ، بیل کلینتون، الن درجنس و نزدیکانش، مسیر تحول او از کودکی در بروکلین تا تبدیل شدن به نماد مبارزه برای برابری جنسیتی و حقوق زنان را به تصویر میکشد و نشان میدهد چگونه پروندههای کلیدی او قوانین تبعیضآمیز را دگرگون کرد.
خلاصه داستان: فیلم «هیچ پشیمانی برای جوانی ما» به کارگردانی آکیرا کوروساوا در سال ۱۹۴۶، با بازی ستسوکو هارا در نقش یوکو، سوسومو فوجیتا و تاکاشی شیمورا، داستان زنی جوان و بیخیال از طبقه اشرافی ژاپن را در دوران پیش از جنگ جهانی دوم روایت میکند که پس از دستگیری پدرش به اتهام خیانت به کشور، زندگی سنتی خود را رها کرده و به حمایت از او و فعالیتهای چپگرایانه میپردازد؛ او با فقر، تبعیض جنسیتی و فشارهای اجتماعی دست و پنجه نرم میکند و در نهایت به نمادی از استقلال و شجاعت زنان تبدیل میشود.