خلاصه داستان: در آمریکای پساآخرالزمانیِ دههٔ ۱۹۸۰، میدی هنگام تلاش برای تماس با پدرش در فضا، پیام اضطراری فرازمینی دریافت میکند و راهی اسپیسراک میشود. پس از آنکه تشعشعات بدنش را از کار میاندازد، مادرش برای نجات او به بیگانگان پناه میبرد.
خلاصه داستان: جان پاتنم، اخترشناس آماتور، سقوط سفینهای بیگانه را در بیابان آریزونا میبیند؛ اما کسی حرفش را باور نمیکند. وقتی ساکنان شهر ناپدید میشوند و بدلهایی مرموز جای آنها را میگیرند، او و نامزدش باید حقیقت را کشف کنند.
خلاصه داستان: با فرود یک سفینه فضایی کوچک بر پشتبام آپارتمانی در نیویورک، موجودی بیگانه برای تغذیه از مواد شیمیایی ترشحشده در بدن انسان به سراغ مدلهای مد و معتادان میرود. این موجود ناخوانده با کشته و ناپدید کردن قربانیانش، آشوب عجیبی در زندگی پر از مواد مخدر آنها به پا میکند.
خلاصه داستان: خانواده ویور پس از نقل مکان به محلهای جدید، متوجه میشوند تمام همسایگانشان موجودات فضایی از سیارهای دیگر هستند که خود را به شکل انسان درآوردهاند. این بیگانگان عجیب که سالهاست روی زمین گیر افتادهاند، حالا برای اولین بار با انسانها ارتباط برقرار میکنند و این تقابل، ماجراهای کمدی و آموزندهای را رقم میزند.
خلاصه داستان: دیپو برای جلب توجه دوستان جدیدش ادعا میکند پدربزرگش یک ابرقهرمان قدرتمند است، در حالی که او پیرمردی ساده و ترسو به نظر میرسد. اما با حمله ناگهانی بیگانگان به زمین، پدربزرگ ناچار میشود قدرتهای واقعی و شگفتانگیز خود را برای نجات خانواده و مبارزه با فضاییها آشکار کند.