خلاصه داستان: سلین و همسرش نادیا در آستانهی والدینشدناند؛ اما وقتی نادیا باردار است و سلین نیست، سلین با پرسشهایی دربارهی جایگاهش در خانواده و معنای مادرشدن روبهرو میشود. داستانی گرم و انسانی دربارهی عشق، هویت و شکلهای گوناگون خانواده.
خلاصه داستان: خانوادهٔ دوناهو با اجرای نمایشهای وودویل به شهرت میرسند، اما وقتی فرزندانشان راههای جداگانهای در پیش میگیرند، عشق، جاهطلبی و تغییر، پیوند خانوادگی و آیندهٔ گروه را به آزمون میگذارد.
خلاصه داستان: رامیرو، پدر ثروتمندی که پس از مرگ همسرش به خوشگذرانی و نوشیدن پناه برده، میفهمد خانوادهاش از او سوءاستفاده میکنند. برادرش با وانمود کردن به ورشکستگی، نقشهای میچیند تا همه را وادار کند روی پای خود بایستند؛ اما این بازی پیامدهای پیشبینینشدهای دارد.
خلاصه داستان: وقتی جین خبر ازدواجش با رالف را میدهد، مادرش اگنس برای او مراسمی باشکوه تدارک میبیند؛ اما پدر خانواده که راننده تاکسی است، توان پرداخت هزینهها را ندارد. اختلاف بر سر عروسی رؤیاییِ مادر و خواسته ساده عروس، خانواده را با تنش و انتخابهایی دشوار روبهرو میکند.
خلاصه داستان: کاپیتان ماهیگیری هری مورگان که زیر فشار بدهی و تأمین مخارج خانوادهاش است، با قبول جابهجایی مهاجران غیرقانونی و سپس همکاری با گروهی تبهکار، قدمبهقدم وارد دنیایی خطرناک میشود. وقتی نقشهها به خشونت میانجامند، هری باید برای نجات خانواده و جان خودش تصمیمی سرنوشتساز بگیرد.
خلاصه داستان: مگدانا، بیوهای تهیدست، با فروش ماست روزگار سه فرزندش را میگذراند. بچهها الاغی بیمار و رهاشده را پیدا میکنند و با مهربانی درمانش میکنند؛ اما صاحب پیشینِ ثروتمندش برای پسگرفتن حیوان از راه میرسد.
خلاصه داستان: در سانفرانسیسکوی سال ۱۹۱۰، کاترین خاطرات رشد در خانوادهای مهاجر و صمیمی را مرور میکند؛ خانوادهای که با تنگنای مالی، بیماریها و فرازونشیبهای زندگی روبهروست. مادر فداکارشان با مهربانی و امید، خانواده را کنار هم نگه میدارد و الهامبخش رؤیای نویسندگی کاترین میشود.
خلاصه داستان: هنری هابسون، کفاشی سلطهجو و خسیس، میخواهد دخترانش را از ازدواج بازدارد تا هزینهای نپردازد؛ اما مگیِ بلندپرواز با ازدواجی غیرمنتظره و راهاندازی کسبوکاری تازه، نقشههای پدرش را به هم میریزد.
خلاصه داستان: پس از مرگ پدرش، پاتریکِ یتیم به خانهٔ عمهٔ پرشور و نامتعارفش، مِیم، میرود. مِیم میکوشد او را با شادی و تجربههای تازه آشنا کند، اما سرپرست محافظهکار پسر با سبک زندگی آزادانهٔ او مخالفت میکند.
خلاصه داستان: پس از آنکه خانوادهٔ ثروتمند رز همهچیزشان را از دست میدهند، ناچار میشوند در شهری کوچک زندگی کنند که زمانی آن را شوخیوار خریده بودند. در برخورد با اهالی عجیبوغریب شهر، کمکم با زندگی سادهتر و با یکدیگر کنار میآیند.