خلاصه داستان: چارلی اندرسون، کشاورز ویرجینیایی، میکوشد خانوادهاش را از جنگ داخلی دور نگه دارد؛ اما وقتی پسر کوچکترش بهاشتباه اسیر سربازان شمالی میشود، برای نجات او راهی سفری پرمخاطره میشود. جنگی که چارلی بیطرفانه از کنارش گذشته بود، حالا سرنوشت خانوادهاش را دگرگون میکند.
خلاصه داستان: پالیانا، دختری یتیم و خوشبین، برای زندگی نزد عمه سختگیرش به شهری دلگرفته میرود. او با بازیِ همیشگیِ پیدا کردن نکتهای خوشحالکننده، کمکم دل مردم را نرم میکند و شادی و امید را به شهر بازمیگرداند.
خلاصه داستان: پس از آنکه خانوادهٔ سرگردانِ کویمپرها در فلوریدا گرفتار میشوند، ساحلی را خانهٔ خود میکنند؛ اما مأموران محلی میکوشند آنها را بیرون کنند. توبیِ سادهدل با صداقت و زیرکیاش خانواده را در برابر دردسرها و تهدیدها همراهی میکند.
خلاصه داستان: اندی، مردی خوشبین و طبقه کارگر، یک ون قدیمی میخرد تا کسبوکار فستفودش را راه بیندازد؛ در همین حال، همسر و دختران دوقلوی او که شخصیتهایی کاملاً متفاوت دارند، با بحرانهای روحی، اختلالات خوردن و چالشهای زندگی روزمره دستوپنجه نرم میکنند تا در نهایت دوباره کنار هم قرار گیرند.
خلاصه داستان: پس از تصادف شدید پدر، زندگی «یونا» دختر ۱۱ ساله بلژیکی-ژاپنی زیر و رو میشود و او ناچار به تجدید دیدار با مادر بیگانه و خواهر ناتنیاش میگردد. یونا در ابتدا در برابر این تغییر بزرگ مقاومت میکند، اما رفتهرفته مجبور میشود با احساسات پیچیده و پیوندهای خانوادهای گسسته روبهرو شود؛ درامی لطیف و صمیمی درباره تعلق، شکافهای فرهنگی و ترمیم روابط ازدسترفته.
خلاصه داستان: راج و سیمران، دو جوان هندی مقیم لندن، در سفر به اروپا عاشق یکدیگر میشوند؛ اما سیمران برای یک ازدواج سنتی و اجباری باید به هند بازگردد. راج به دنبال او میرود تا به جای فرار، رضایت پدر سختگیر سیمران را جلب کند.
خلاصه داستان: پس از گذشت سی سال، دو دوست قدیمی و ناسازگار، اسکار و فلیکس، برای شرکت در مراسم عروسی فرزندانشان دوباره به هم میپیوندند. آنها تصمیم میگیرند با یک ماشین اجارهای همسفر شوند، اما تفاوتهای اخلاقی و لجبازیهایشان، این سفر جادهای را به یک ماجراجویی کمدی و پر از دردسر تبدیل میکند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۶، ویویان ۱۴ ساله به همراه خانواده فقیر خود در حومه بیورلیهیلز زندگی میکند تا در مدارس معتبر درس بخواند. با ورود دخترعموی فراریاش ریتا، او در کنار دستوپنجه نرم کردن با بحرانهای بلوغ و رفتارهای عجیب خانوادهاش، مسیر سختی را برای یافتن هویت خود آغاز میکند.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره «آنی»، دختر شنوا و بینای یک زوج ناشنوا است که عشق عمیقی به موسیقی دارد. زندگی او پس از آشنایی با یک نوازنده جوان دگرگون میشود، اما او اکنون باید میان مسئولیتهایش در قبال خانواده ناشنوای خود و دنبال کردن رویاهای شخصیاش دست به انتخابی سخت بزند.
خلاصه داستان: داستان جیرو و جسیکا، دو جوان مبتلا به سندروم داون را روایت میکند که عاشق یکدیگر میشوند. آنها برای تجربه یک زندگی آزادانه تصمیم میگیرند از خانههایشان فرار کنند، اما بیماری جسیکا و دوری از خانواده، سرنوشتی تلخ و چالشبرانگیز را برای عشق پاکشان رقم میزند.