خلاصه داستان: استیون گرلسک، خونآشامی زیرک و فریبکار در لندن، برای بقای خود به خون زنانی نیاز دارد که عاشقانه دوستش دارند. او در جستجوی زنی ایدهآل است که با عشق واقعیاش بتواند او را از این سرنوشت تاریک نجات دهد، اما این مسیر با چالشهای مرگباری همراه است.
خلاصه داستان: دجونا، خونآشام زیبایی که تلاش میکند زندگی آرامی داشته باشد، عاشق یک نویسنده انسان شده و او را به دنیای خود وارد میکند. اما با ورود ناگهانی خواهر بیپروا و خونخوارش، رابطه عاشقانه آنها و امنیت کل جامعه خونآشامها به شدت به خطر میافتد.
خلاصه داستان: فرانسیس، یک خونآشام ۱۱۵ ساله که سالها به تنهایی در جادههای آمریکا زندگی کرده، ناگهان با دختر ۱۵ سالهاش، جین، روبهرو میشود. این پدر و دختر برای یافتن جایگاهی جدید در دنیا، سفری جادهای و متفاوت را آغاز میکنند تا معنای واقعی خانواده را کشف کنند.
خلاصه داستان: کویومی آراراگی، دانشآموز دبیرستانی منزوی، با یک خونآشام افسانهای و در حال مرگ مواجه میشود که تمام اعضای بدنش توسط شکارچیان قطع شده است. کویومی برای نجات جان او، خون خود را فدا میکند و با تبدیل شدن به خدمتکار خونآشام او، وارد دنیایی تاریک، ماوراءطبیعی و خونین میشود.
خلاصه داستان: دکتر هس گرین، انسانشناس ثروتمند، پس از مجروح شدن با یک خنجر باستانی آفریقایی، به موجودی خونآشام با عطشی سیرناپذیر تبدیل میشود. او با ورود زنی به نام گانا به زندگیاش، وارد رابطهای پیچیده و تاریک میشود که مسیر سرنوشت و بقای او را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: رز و همسرش در خانهای دورافتاده در جنگل زندگی آرامی دارند، تا اینکه رز به یک بیماری عجیب و خونآشامگونه مبتلا میشود. با ورود یک غریبه مرموز به پناهگاهشان، عشق و وفاداری آنها در میان وحشت و خشونت به چالش کشیده میشود.
خلاصه داستان: گروهی از سارقان بانک در مسیر فرار خود، ناخواسته با فرقه خشنی از خونآشامها مواجه میشوند. پس از اینکه یکی از اعضای گروه گزیده و تبدیل به خونآشام میشود، سرقت بزرگ آنها به حمام خونی وحشتناک برای بقا تبدیل میگردد.
خلاصه داستان: دراکولارا که با فریب و حیله تصور میکند وارث حقیقی تاج و تخت خونآشامهاست، همراه با دوستان وفادارش راهی ترانسیلوانیا میشود. اما آنها به زودی متوجه توطئهای بزرگ و مرموز میشوند و باید برای کشف حقیقت و نجات دراکولارا، دست به ماجراجویی هیجانانگیزی بزنند.
خلاصه داستان: یک جوان تلهپات به سازمان مخفی تالاماسکا میپیوندد و برای زیر نظر گرفتن یک خونآشام نفوذی به لندن فرستاده میشود. این ماموریت او را وارد دنیایی تاریک از جاسوسی، اسرار مگو و نبردی سهمگین میان انسانها و موجودات ماوراءالطبیعه میکند.
خلاصه داستان: جاناتان هارکر در سفر به ترانسیلوانیا متوجه میشود میزبانش، کنت دراکولا، یک خونآشام ابدی است. با سفر دراکولا به انگلستان و تهدید جان مینا، همسر جاناتان، گروهی به رهبری پروفسور هلسینگ برای نابودی این موجود اهریمنی وارد نبردی تاریک و مرگبار میشوند.