خلاصه داستان: توماس هاتر برای معامله با کنت اورلوک مرموز به قلعهای در ترانسیلوانی سفر میکند، غافل از اینکه او یک خونآشام باستانی است. با سفر اورلوک به شهر ویسبورگ، طاعون و مرگ همهجا را فرا میگیرد و تنها فداکاری همسر هاتر میتواند این سایه تاریک را نابود کند.