خلاصه داستان: لوئیس، نویسندهای جوان و بیمار، پس از ۱۲ سال دوری به خانه بازمیگردد تا خبر مرگ قریبالوقوع خود را به خانوادهاش بدهد. اما این ملاقات مجدد، کینهها، تنشها و سوءتفاهمهای قدیمی خانوادگی را شعلهور میسازد و ابراز این حقیقت تلخ را برای او دشوار میکند.
خلاصه داستان: مادری فداکار پس از ابتلا به سرطان پایانمرحله، تصمیم میگیرد از روزهای پایانی عمرش برای پیوند دوباره خانواده از هم پاشیدهاش استفاده کند. او با بازگشایی حمام عمومی قدیمیشان، پیدا کردن همسر فراریاش و کمک به دختر نوجوانش برای ایستادگی در برابر مشکلات، رازهایی از گذشته را آشکار کرده و پیوندی ابدی میان عزیزانش میسازد.
خلاصه داستان: لیام پیج، ستاره مشهور موسیقی کانتری، هشت سال پس از رها کردن نامزدش در روز عروسی، برای مراسم تدفین دوست قدیمیاش به زادگاه خود بازمیگردد. او در این سفر متوجه میشود که دختری هفت ساله دارد و حالا باید برای جبران گذشته، به دست آوردن دوباره عشق زندگیاش و برقراری رابطه با دخترش تلاش کند.
خلاصه داستان: یک خواننده سابق و پدری فداکار که در آرزوی ستاره شدن دختر نوجوانش است، دست به اقدامی جنونآمیز میزند. او برای هموار کردن مسیر موفقیت دخترش، یک ستاره بزرگ موسیقی پاپ را میدزدد و وارد ماجرایی کمدی، درام و هیجانانگیز میشود.
خلاصه داستان: پس از ربوده شدن پسر چهار ساله یک زوج طلاقگرفته، آنها سالها بعد او را در روستایی دورافتاده پیدا میکنند؛ اما کودک دیگر هیچ خاطرهای از والدین واقعیاش ندارد و به مادرخواندهاش وابسته شده است. این فیلم درامی تکاندهنده درباره چالشهای اخلاقی، هویت و مفهوم واقعی مادری و پدری است.
خلاصه داستان: پس از مرگ غمانگیز خواهر نوزادش، یک پسر هشتساله آمریکایی به نام وس متقاعد میشود که در واقع یک چوپان مغولی است که در جای اشتباهی متولد شده است. او به همراه خانوادهاش و یک فیلمساز جوان، راهی سفری ماجراجویانه و معنوی به مغولستان میشود تا هویت واقعی خود را پیدا کند و به آرامش برسد.
خلاصه داستان: فیلم «باباجون» داستان یک خانواده مهاجر ایرانی را روایت میکند که پدر خانواده تلاش دارد پسر نوجوانش را به ادامه سنت خانوادگی و اداره مزرعه بوقلمون وادارد. اما پسر رویای دیگری در سر دارد و این تضاد نسلها با ورود دایی ثروتمند از آمریکا، خانواده را با چالشها و انتخابهای دشواری مواجه میکند.
خلاصه داستان: ماری و بوریس پس از ۱۵ سال زندگی مشترک تصمیم به طلاق میگیرند، اما به دلیل مشکلات مالی مجبور به همزیستی در یک خانه میشوند. این وضعیت بحرانی و اختلاف شدید بر سر تقسیم اموال، تنشها و درگیریهای عاطفی عمیقی را میان آنها و فرزندانشان شعلهور میکند.
خلاصه داستان: ماتیو، مردی ۳۳ ساله که هرگز پدرش را ندیده، پس از مطلع شدن از مرگ او به مونترآل سفر میکند تا در مراسم خاکسپاری شرکت کند. اما او به زودی درمییابد که هیچکس از وجودش خبر ندارد و برای کشف هویت و تعلق خود، باید با رازهای خانوادگی در سرزمینی بیگانه روبرو شود.
خلاصه داستان: آدریان در سال ۱۹۸۵ پس از سالها دوری به زادگاه مذهبی و محافظهکار خود در تگزاس بازمیگردد تا تعطیلات کریسمس را با خانوادهاش بگذراند. او در این سفر کوتاه باید با غم سنگین از دست دادن شریک زندگیاش بر اثر بیماری ایدز و ترس از افشای هویت واقعیاش دستوپنجه نرم کند.