خلاصه داستان: در شهر ساحلی کرازبی، معلمی تندخو و صریح به نام اولیو کیتریج با همسر مهربان و پسرش دستوپنجه نرم میکند. این روایت در گذر سالها، تنهاییها، رنجها و پیوندهای شکنندهای را آشکار میکند که زندگی او و اطرافیانش را شکل میدهند.
خلاصه داستان: در غرب آمریکا، ویتیِ خدمتکارِ خانوادهای ثروتمند و آشفته، سالها تحقیر و خشونت را تاب آورده است. وقتی اعضای خانواده یکییکی از او میخواهند دیگری را به قتل برساند، ویتی سرانجام تصمیم میگیرد از این چرخه بیرون بیاید و سرنوشتش را خودش رقم بزند.
خلاصه داستان: اولگا، ماشا و ایرینا در شهری کوچک و دور از مسکو، در حسرت بازگشت به زندگی پرشور گذشتهاند. ازدواج برادرشان با ناتاشا و دلبستگیهای عاشقانه و ناکام، آرامآرام رؤیاهای سه خواهر را زیر سایهٔ گذر زمان و اندوه میبرد.
خلاصه داستان: ماتیلدا، دختری باهوش و خجالتی، در خانهای پرتنش با مادر رؤیاپرداز و خواهر سرکش خود روزگار میگذراند. او با آزمایشی درباره تأثیر پرتو گاما بر گلهای همیشهبهار، امید و تواناییاش برای شکفتن در دل دشواریها را کشف میکند.
خلاصه داستان: در شهری معدنی و سرد در کبک، نوجوانی به نام بنوا در شب کریسمس همراه عمویش آنتوان، صاحب مغازه و کفنودفنکن شهر، برای آوردن پیکر پسری درگذشته راهی سفری میشود؛ تجربهای تلخ که نگاه او را به زندگی و بزرگسالی دگرگون میکند.
خلاصه داستان: استاد دانشگاهی میان آرزوی آغاز زندگی تازه در کالیفرنیا و احساس مسئولیت در برابر پدر سالخورده و سلطهجویش گرفتار میشود. پس از مرگ مادر، رابطه پیچیده پدر و پسر به رویاروییای تلخ و سرشار از حرفهای ناگفته میرسد.
خلاصه داستان: سیایچی و همسرش تامیکو با قایق کهنهشان سنگ به کارگاههای ساختمانی میبرند و به زندگی ساده در جزیره دلبستهاند. اما صنعتیشدن، کار و خانهشان را تهدید میکند و خانواده را ناچار به تصمیمی دشوار درباره آینده و زادگاهشان میسازد.
خلاصه داستان: مادری تنها و دلسوز پس از بازگشت فرزند نوجوانش از نزد پدرش، متوجه تغییر رفتار و تصمیم او برای ماندن با پدر میشود. این درام عمیق و روانشناختی، پیچیدگیهای عاطفی رابطه مادر و پسر و دلتنگیهای روحنواز را به شکلی شاعرانه به تصویر میکشد.