خلاصه داستان: وی شیائووی برای یافتن پدربزرگ ثروتمندی که گمان میکند خانوادهاش را ترک کرده، راهی تایلند میشود؛ اما نامههای قدیمی راز عشقی پنهان و فداکاریای چنددهساله را آشکار میکنند.
خلاصه داستان: اومیتسو، مادری تنها که برای تأمین زندگی پسرش در بار بندری کار میکند، با بازگشت ناگهانی همسرش به امید آغاز دوبارهای دل میبندد؛ اما فقر و درماندگی خانواده را در برابر انتخابهایی تلخ قرار میدهد.
خلاصه داستان: با آغاز جنگ جهانی دوم، زندگی آرام خانوادهٔ مینیور در روستایی انگلیسی زیر سایهٔ بمبارانها و جداییهای جنگ دگرگون میشود. کی مینیور با دلسوزی و استواری، خانواده و همسایگانش را در برابر دشواریها کنار هم نگه میدارد.
خلاصه داستان: جان و جین پس از آشنایی کوتاه با هم ازدواج میکنند و در میان فشارهای مالی، اختلاف با مادرشوهر و دشواریهای زندگی مشترک، برای حفظ خانوادهشان میجنگند. وقتی نوزادشان بهشدت بیمار میشود، تلاش برای رساندن دارویی نجاتبخش به مسابقهای نفسگیر با زمان بدل میشود.
خلاصه داستان: استنلی، زنی خودخواه و سرکش، درست پیش از ازدواج با نامزدش میگریزد و شوهر خواهرش را با خود میبرد؛ تصمیمی که زندگی هر دو خواهر را دستخوش آشوب میکند. با شعلهور شدن رقابت و آشکار شدن رازها، ماجرایی تلخ به اتهامی ناعادلانه و پایانی تراژیک میانجامد.
خلاصه داستان: هنریت، آموزگاری مهربان، پرستار و مربی فرزندان دوک و دوشسِ پراسلن میشود. علاقهٔ روزافزون دوک و فرزندانش به او، حسادت و خشم دوشس را برمیانگیزد و ماجرایی عاشقانه را به سوی پایانی تراژیک میکشاند.
خلاصه داستان: رادها، زنی روستایی و سختکوش، پس از رها شدن از سوی همسرش با فقر و ستم رباخواری حریص دستوپنجه نرم میکند و دو پسرش را بهتنهایی بزرگ میکند. سالها بعد، وقتی پسر سرکش او برای انتقام به راهی خطرناک میافتد، رادها باید میان مهر مادری و پایبندی به وجدانش یکی را برگزیند.
خلاصه داستان: جکی رابینویتز، پسر یک پیشوای مذهبی، رؤیای خوانندگی جاز را به سنت خانوادگی ترجیح میدهد و برای دنبالکردن آرزویش خانه را ترک میکند. سالها بعد، در آستانه موفقیت در برادوی، میان حرفهاش و آشتی با پدر بیمار و میراث خانوادگی گرفتار میشود.
خلاصه داستان: در دوبلینِ روزگار جنگ داخلی، خانوادهای تهیدست با شنیدن خبر ارثی بزرگ، زندگیشان را پر از تجمل و جشن میکنند؛ اما وقتی حقیقت آشکار میشود، امیدهایشان فرو میریزد و بحرانهای تلخی خانواده را از هم میپاشد.
خلاصه داستان: میلدرد پس از جدایی از همسرش، با کار و راهاندازی رستوران میکوشد آیندهٔ دو دخترش را تأمین کند؛ اما فداکاریهایش برای دختر بزرگتر، ودا، به رابطهای پرتنش و سرنوشتی تلخ گره میخورد. وقتی همسر دومش به قتل میرسد، رازهای این خانواده در دل ماجرایی جنایی آشکار میشود.