خلاصه داستان: جانباز جنگ کره، جانی، در سکوت با اعتیاد به مورفین دستوپنجه نرم میکند؛ رازی که زندگی همسر باردارش و برادرش را زیرورو میکند. با بازگشت پدر خانواده، تنشها بالا میگیرد و حقیقتی تلخ راهی برای روبهروشدن با بحران میگشاید.
خلاصه داستان: کشاورز سالخوردهای که بر مزرعه و پسرانش سختگیری میکند، با بازگشتش همراه عروس جوان ایتالیاییاش، آنا، آتش رقابت و حسادت را در خانواده شعلهور میسازد. رابطه پنهانی آنا و اِبن، پسر ناتنیاش، عشقی ممنوعه را به تراژدی میکشاند.
خلاصه داستان: با ورشکستگی خانوادهٔ آردنگو، عمارت مجللشان در رم به دست لئو، تاجری حسابگر، میافتد؛ مردی که هم دلِ مادر خانواده را میبرد و هم پنهانی با دخترش رابطه دارد. میکله میکوشد خواهرش را از این تباهی نجات دهد، اما بیتفاوتی و منفعتطلبی همهچیز را به سوی فروپاشی میکشاند.
خلاصه داستان: نیتا، دختر فداکار خانوادهای آواره پس از جدایی هند، بار سنگین تأمین معاش خانواده را به دوش میکشد و از آرزوهای خود میگذرد. اما وقتی عشق و سلامتیاش را نیز از دست میدهد، درمییابد که مهربانیاش بهایی تلخ دارد.
خلاصه داستان: در عمارتی دورافتاده، پرستاری مرموز برای مراقبت از لورلِ نوجوان و سرکش استخدام میشود؛ دختری که با دروغها و رفتارهای تندش همه را میراند. اما وقتی لورل به راز تاریک گذشتهٔ پرستار پی میبرد، هر دو ناچار میشوند با زخمهای قدیمی و معنای بخشش روبهرو شوند.
خلاصه داستان: رز بیانو، بیوهای که پس از مرگ همسر گانگسترش بهتنهایی از پسرش مراقبت میکند، فرصتی تازه برای عشق مییابد؛ اما دخترِ مردی که دوستش دارد با این ازدواج مخالفت میکند. میان دلخوریهای خانوادگی و نگرانی برای آینده پسرش، رز میکوشد راهی برای خوشبختی پیدا کند.
خلاصه داستان: پس از مرگ مادر، اندروِ بزرگتر میکوشد اندوهش را پنهان کند و مراقب برادر کوچکترش باشد؛ اما پدر که گمان میکند او بیتأثر مانده، از رنج پنهانش غافل میشود. در این درام احساسی، سوءتفاهمهای خانوادگی فاصلهای دردناک میان پدر و پسر میسازند.
خلاصه داستان: در خانهای تابستانی، خانوادهای گرد هم میآیند و با پیشروی روز، اعتیاد مادر به مورفین، بیماری پسر کوچک و زخمهای کهنه، عشق و سرزنشهای تلخ میانشان را آشکار میکند.
خلاصه داستان: در تگزاس، پدری بانفوذ میکوشد پسرِ تحت حمایت همسرش را با شیوههای خشن خود بزرگ کند؛ اما عشق پسر به دختری جوان، رازهای پنهان خانواده و میراث خیانت را آشکار میسازد.
خلاصه داستان: ترینَد، پدری با گذشتهای خشن و گرفتار الکل، برای خشنودی دخترش تصمیم میگیرد آیین زیارت آیّاپا را بهجا آورد. پیوند صمیمی پدر و دختر در دل ماجراهای پرتنش روستا، او را با آزمونی روبهرو میکند که ایمان، شجاعت و عشقش را میسنجد.