خلاصه داستان: دایگا، مهاجر جوانی که برای بازیگری به پاریس آمده، ناخواسته وارد مسیر زندگی تئو و برادرش کامیله میشود؛ مردی که در کاباره کار میکند اما در تاریکی شب، قاتل بیرحم پیرزنهای تنهاست. دایگا با کشف این راز هولناک، تصمیمی خطرناک میگیرد که سرنوشت همهشان را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: زندگی یک زن فرانسوی پس از پی بردن به خیانتهای همسرش دگرگون میشود؛ اما با ورود ناگهانی یک زن ماجراجو به خانهشان، رابطهای غیرمنتظره میان آن دو شکل میگیرد که زندگی خانوادگی آنها را وارد مسیر پیچیده و کمدی جدیدی میکند.
خلاصه داستان: شوالیه گودفروی در آستانه ازدواج متوجه میشود که خدمتکارش، ژاکوی، جواهرات خانوادگی و یک اثر مقدس را در آینده جا گذاشته و دالانهای زمان را به هم ریخته است. حالا آنها باید بار دیگر در زمان سفر کنند تا با بازگرداندن این اشیاء، نظم جهان و آینده خود را نجات دهند.
خلاصه داستان: سیلوی، دانشمند بااستعدادی است که متوجه میشود مرگ پدرش یک قتل برنامهریزیشده توسط شریک تجاری او بوده است. او با هدف انتقام قدم در راهی میگذارد که او را در دام معمایی پیچیده از خیانت، عشق ممنوعه و رازهای تاریک خانوادگی گرفتار میکند؛ داستانی مهیج که بازنویسی مدرنی از اسطوره الکترا است.
خلاصه داستان: پس از مرگ ناگهانی یک جواهرساز مشهور، همسرش ماریان مجموعهای از الماسهای پنهان و بسیار ارزشمند را پیدا میکند. او برای نجات از بحرانهای زندگیاش تصمیم به فروش آنها میگیرد، اما این تصمیم او را وارد دنیایی تاریک از توطئهها، دلالان جواهر و تعقیب و گریزهای پلیسی میکند.
خلاصه داستان: در اواخر جنگ جهانی اول، کاپیتان کان فرماندهی گروهی از سربازان بیرحم را در جبهه بالکان بر عهده دارد که تنها برای جنگیدن ساخته شدهاند. با فرارسیدن صلح، این جنگجویان بیباک در مواجهه با قوانین سختگیرانه نظامی به حاشیه رانده شده و با خطر محاکمه روبرو میشوند. این فیلم تضاد تلخ میان قهرمانی در میدان نبرد و فراموششدن در زمان صلح را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: پنج سال پس از تعطیلی آژانس مشهور ASK، یک کارگردان تازهکار در آستانه شروع پروژه جدیدش با بحرانی بزرگ مواجه میشود. او برای نجات فیلم خود، اعضای تیم قدیمی را دوباره دور هم جمع میکند؛ تصمیمی که رقابتها، دوستیها و چالشهای گذشته را بار دیگر زنده میکند.
خلاصه داستان: در آستانه اعزام به جنگ الجزایر، میشل، جوان پاریسی، روزهای آخر آزادی خود را با دو دختر صمیمی به نامهای جولیت و لیلین میگذراند. سفر مشترک آنها به جزیره کورسیک، مثلث عشقی پرشور اما تلخ و شیرینی را رقم میزند که سایه سنگین جنگ و دوری بر آن سنگینی میکند.
خلاصه داستان: میشل و خانوادهاش در طول یک سفر با هری، دوست قدیمی دوران دبیرستان که او را به یاد نمیآورد، ملاقات میکنند. هری با رفتاری صمیمانه اما مرموز وارد زندگی آنها میشود و به زودی تلاشهای افراطی و هولناک او برای حل مشکلات میشل، این دوستی را به یک کابوس روانشناختی تاریک تبدیل میکند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۴۰ و در جریان عقبنشینی آشفته ارتش فرانسه، سه پیشاهنگ باهوش اما تنبل از گروهان گمشدهی هفتم، پشت خطوط دشمن سرگردان میشوند. آنها که تمایلی به جنگیدن ندارند، با تصاحب یک کامیون نظامی آلمانی، ناخواسته وارد سلسلهای از ماجراجوییهای کمدی و خندهدار برای فرار و پیوستن به نیروهای خودی میشوند.