خلاصه داستان: شرلوک هولمز جوان در آکسفورد به قتلی متهم میشود و برای نجات آزادیاش، همراه موریارتی نخستین پروندهاش را دنبال میکند؛ معمایی که او را به توطئهای جهانی میکشاند.
خلاصه داستان: شرلوک هولمز و دکتر واتسون برای بررسی قتلهای هولناک به روستایی دورافتاده در کانادا میروند؛ جایی که مردم گمان میکنند هیولایی افسانهای در مردابها پرسه میزند. هولمز به این باورها شک دارد و باید پیش از قربانیشدن نفر بعدی، قاتلی انتقامجو و استاد تغییر چهره را پیدا کند.
خلاصه داستان: شرلوک هولمز و دکتر واتسن برای خنثیکردن نقشهٔ پروفسور موریارتی در سرقت جواهرات سلطنتی، وارد ماجرایی پررمزوراز میشوند. در همین حال، هولمز باید راز تهدیدهای مرگباری را که خانوادهٔ براندون را نشانه گرفتهاند، کشف کند.
خلاصه داستان: دکتر واتسون در عمارتی که به آسایشگاه سربازان زخمی جنگ تبدیل شده، از شرلوک هولمز برای تحقیق درباره حملهای مرموز کمک میخواهد. با وقوع قتلهایی پیاپی، هولمز باید پیش از آنکه قاتل دوباره دست به کار شود، راز آیین خانوادگی موسگریو و هویت مجرم را کشف کند.
خلاصه داستان: شرلوک هولمز و دکتر واتسون از بازنشستگی بازمیگردند تا راز قتلی را بگشایند. سرنخها آنها را به یک انجمن تبهکار مخفی و پروفسور موریارتی میرساند؛ اما هولمز باید پیش از آنکه دیر شود، نقشهٔ انتقامجویانهٔ او را خنثی کند.
خلاصه داستان: در قطاری عازم اسکاتلند، جواهر مشهور «ستارهٔ رودزیا» به سرقت میرود و پسر صاحبش به قتل میرسد. شرلوک هولمز و دکتر واتسن باید پیش از رسیدن قطار، میان مسافران مشکوک قاتل و دزد را پیدا کنند.
خلاصه داستان: پس از مرگ مرموز سر چارلز بسکرویل، افسانهٔ سگی هولناک و نفرین خانوادگی، جان وارثش را تهدید میکند. شرلوک هولمز و دکتر واتسون راهی دشتهای مهآلود میشوند تا راز این وحشت را بگشایند.
خلاصه داستان: دکتر واتسون برای درمان اعتیاد شدید شرلوک هولمز به کوکائین و توهماتش، او را نزد سیگموند فروید در وین میبرد. هولمز در حین درمان، همراه با فروید وارد پرونده پیچیده یک آدمربایی بینالمللی میشود و همزمان ریشه توهمات و رازهای تاریک گذشتهاش افشا میگردد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۴۷، شرلوک هولمز ۹۳ ساله، بازنشسته و فراموششده، در روستایی در اترست زندگی میکند و سعی میکند پروندهای شکستخورده را که او را به فرار از لندن واداشت، به یاد بیاورد. در همین حال با پسر مادرمیزیاش راجر ارتباط عمیقی میسازد و دربارهٔ عشق و معنای زندگی فکر میکند. سرانجام با نوشتن داستان واقعی و صلحآمیزش، به آرامش درمییابد.
خلاصه داستان: شرلوک هولمز و دکتر واتسون برای حل پروندهای مرموز به روستای لامبرلی میروند؛ جایی که مرگهای ناگهانی و عجیب، روستاییان را از حضور یک خونآشام وحشتزده کرده است. کارآگاه افسانهای باید با تکیه بر هوش و منطق خود، راز پشت این حوادث شوم و ترسناک را برملا کند.