خلاصه داستان: یون، دانشجوی سالدومی، با اعتراف ناگهانی به دستیار آموزشی خوشچهره و خجالتیاش، جینهیونگ، وارد رابطهای غیرمنتظره میشود. همخانهشدنشان در آپارتمانی کوچک، جنبهی عجیب و خیالپردازانهی جینهیونگ را آشکار میکند و ماجراهای عاشقانه و خندهداری رقم میزند.
خلاصه داستان: نویسندهای برای بهپایانرساندن رمانش به خانهی خانوادگی در شهری آسیبدیده از آتشسوزی پناه میبرد. دیدار دوباره با دلباختهی قدیمیاش، نجاری که در بازسازی شهر کمک میکند، آنها را به همکاری برای زندهکردن حالوهوای کریسمس و عشقی تازه میکشاند.
خلاصه داستان: در انگلستانِ روزهای آغازین جنگ جهانی دوم، پرودنسِ اشرافزاده با پیوستن به نیروی کمکی هوایی زنان خانوادهاش را شگفتزده میکند. او دلباختهٔ کلایو، مردی از طبقهٔ کارگر و مخالف جنگ، میشود و عشقشان در میان اختلاف طبقاتی و آشوب جنگ به آزمونی دشوار کشیده میشود.
خلاصه داستان: پس از عفو دزدان دریایی هنری مورگان و انتصابش به فرمانداری جامائیکا، کاپیتان جیمی وارینگ مأمور میشود دزدان دریایی سرکش را متوقف کند. اما عشق به مارگارت، دختر فرماندار پیشین، و توطئههای کاپیتان لیچ، او را به نبردی پرماجرا در دریا میکشاند.
خلاصه داستان: سربازی که در جنگ جهانی اول حافظهاش را از دست داده، با خوانندهای مهربان آشنا میشود و زندگی تازهای میسازد؛ اما حادثهای گذشتهاش را بازمیگرداند و عشقشان را در میان خاطرات گمشده به آزمون میگذارد.
خلاصه داستان: با ورود دو خواستگار ثروتمند به همسایگی خانواده بنت، الیزابت با آقای دارسیِ مغرور روبهرو میشود؛ قضاوتهای نادرست و سوءتفاهمها میانشان دیواری میسازد. اما با آشکار شدن حقیقت، دلخوری جای خود را به درکی تازه و عشقی غیرمنتظره میدهد.
خلاصه داستان: پَت، ورزشکار بااستعدادی که حضور نامزد سلطهگرش اعتمادبهنفس او را در رقابتها میگیرد، با مایک، مدیر ورزشی زیرکی آشنا میشود. همکاری آنها فرصتی برای درخشش پَت و عشقی تازه فراهم میکند.
خلاصه داستان: بوبو، کارگر اسکلهای که پس از شبی پر از میخواری نمیداند آیا مردی را کشته، به بارجی دورافتاده پناه میبرد. او آنا، پیشخدمتی که از مرگ نجاتش داده، را به زندگی تازهای امیدوار میکند؛ اما دوست حسودش، تاینی، و راز قتل آرامششان را تهدید میکنند.
خلاصه داستان: در مسیر خانه برای تعطیلات کریسمس، مری که از زندان مرخصی گرفته و زک، سربازی رنجدیده از آسیبهای جنگ، در قطار با هم آشنا میشوند. میانشان عشقی جوانه میزند، اما رازهایی که هر دو پنهان کردهاند، پیوندشان را به آزمون میکشد.
خلاصه داستان: آیرین که از همسر ثروتمند و حسودش جدا میشود، در پاریس دل به پل، پیشخدمتی جذاب، میبازد. اما همسرش برای جدایی آن دو دست به هر کاری میزند و عشقشان را تا دلِ سفری دریایی و حادثهای مرگبار به آزمون میگذارد.