خلاصه داستان: وادای ۱۳ ساله در سال ۱۹۷۴ برای تحقیق درباره مادری که هرگز ندیده، راهی لسآنجلس میشود. او در این سفر با کمک نوجوانی به نام نیک، قدم در مسیر کشف گذشته خانوادهاش میگذارد و در این راه با عشق اول، اولین بوسه و حقایقی ناگفته روبرو میشود.
خلاصه داستان: در تابستان ۱۹۸۶، ورود دختری به نام میمی به یک روستای کوچک در فنلاند، زندگی ماریای ۱۵ ساله را با تجربه پرشور عشق اول دگرگون میکند. بیست سال بعد، ماریا برای مراقبت از مادر بیمارش به خانه بازمیگردد و با مرور خاطرات شیرین و تلخ آن دوران، تلاش میکند با گذشته خود و مفهوم بخشش روبرو شود.
خلاصه داستان: این فیلم دو داستان عاشقانه و خلاقانه را به تصویر میکشد؛ داستان اول درباره زبالهجمعی است که عاشق دختری مبتلا به خوابگردی میشود، و داستان دوم درباره مردی است که دوباره با عشق سابق خود روبرو میشود. اثری تماشایی با تصویرسازیهای خاص که حس و حال پیچیده عشق اول را روایت میکند.
خلاصه داستان: با آغاز سال دوم دبیرستان، نیناکو، رن و تاکومی همکلاسی میشوند؛ اما ورود یک دانشآموز جدید و افشای رازهایی از گذشته، رابطه نیناکو و رن را شکرآب میکند. در این میان، ابراز علاقه ناگهانی تاکومی به نیناکو، این مثلث عشقی را پیچیدهتر از همیشه میکند و عشق اول نیناکو را در دوراهی سختی قرار میدهد.
خلاصه داستان: داستان درباره گونگ جو آ، طراح لباسی است که پس از بحرانی در آستانه اخراج، به بخش جدیدی منتقل شده و متوجه میشود رئیس جدیدش، همان عشق اول کودکیاش، هیون بین است. هیون بین که به سرنوشت ایمان دارد، رابطهای جدی با او آغاز میکند؛ رابطهای عاشقانه که میتواند به دشمنی دیرینه و سیساله خانوادههایشان پایان دهد.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۸۰ کره جنوبی، دو دختر جوان با روحیاتی متفاوت اما دوستی عمیق، درگیر عشقی مشترک به پسری ثروتمند و خوشچهره میشوند که خود با بحرانهای روحی بزرگی دستوپنجه نرم میکند. این سریال داستانی پرکشش از عشق اول، دوستی و چالشهای بزرگ شدن را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: بک سو جونگ، برنامهریز سختکوش یک فروشگاه بزرگ، پس از ۱۶ سال با بان جو یون، مدیر جدید مجموعه و همبازی دوران نوجوانیاش که زمانی او را رد کرده بود، روبرو میشود. حالا در این رابطه جدید رئیس و کارمندی، آنها با چالشهای کاری و احساسات قدیمی مواجه میشوند. آیا این دیدار دوباره میتواند شعلههای یک عشق قدیمی را روشن کند؟
خلاصه داستان: شیبویا تایکای، بازیگر محبوب و بیتجربه در عشق، تمام وقت خود را وقف کار و مراقبت از خواهر کوچکش میکند. اما زمانی که برای پیگیری یک اتفاق خواهرش را به مهدکودک میبرد، با معلمی مهربان به نام آیکا آشنا میشود؛ ملاقاتی غیرمنتظره که جرقهای از یک عشق شیرین و پرچالش را در زندگی هر دوی آنها روشن میکند.
خلاصه داستان: لورا و کارلوس با شور و حرارتِ عشق اول زندگی میکنند، گویی هر روز آخرین روز آنهاست؛ اما تلاش لورا برای رهایی از کنترل مادرش و فشارهای بیرونی خانواده و جامعه، به مرور زمان این رابطه پرشور را به چالش میکشد و عشق بینظیرشان را پس از یک سال به خاطرهای دور تبدیل میکند.
خلاصه داستان: «یون تهسو»، راننده مترویی واقعگرا، پس از سالها بهطور غیرمنتظرهای با عشق اولش «مو اونآ»، مدیر پرشور یک مهمانخانه سنتی، روبهرو میشود. این دیدار ناگهانی، خاطرات جوانی، رویاهای فراموششده و شکستهای گذشته را زنده کرده و مسیر زندگی هر دو را دگرگون میسازد.