خلاصه داستان: پرستار جوانی در جنگ سینو-ژاپن عاشق پزشکی میشود که به اعتیاد مورفین گرفتار و ناتوانی جنسی دارد؛ در میان آتش و خون، عشقی دردناک و انسانی میسراید و تضاد وحشت جنگ با نرمش احساسات را به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: مگی، دختر جوانی که به تازگی عاشق دختری به نام کیم شده، زندگی مشترک و پرشوری را با او آغاز میکند. اما زمانی که مادر مطلقهاش به طور ناگهانی به خانه آنها میآید، مگی که هنوز هویت واقعی خود را از خانوادهاش پنهان کرده، با چالشها و دردسرهای بزرگی روبرو میشود.
خلاصه داستان: این فیلم حماسی داستان زندگی ژان بارنری، یک روحانی پروتستان را روایت میکند که پس از جدایی از همسرش و ازدواج با پولین، کلیسا را رها میکند تا کارخانه سرامیک خانوادگیاش را نجات دهد. او در طول دههها با طوفانهای سهمگین جنگ، رکود اقتصادی و تغییرات اجتماعی مبارزه میکند و در نهایت در بستر مرگ، به بازتاب مسیر پرفراز و نشیب زندگیاش مینشیند.
خلاصه داستان: داستان جیمی، یک خواننده و رقصنده خیابانی فقیر که با غلبه بر سختیها و رقیبان سرسخت، به ستاره بزرگ موسیقی دیسکو تبدیل میشود؛ اما در این مسیر با چالشهای خانوادگی و عشقی بزرگی روبرو میگردد.
خلاصه داستان: یوگا سگوارا، کارمند فروش یک شرکت فناوری، به عنوان جاسوسی تحت پوشش وارد شرکت میشود تا راز مرگ مرموز برادرش را کشف کرده و انتقام بگیرد. اما نقشه او با نزدیک شدن به هانا، دختر رئیس شرکت، پیچیده میشود؛ چرا که جرقههای عشقی غیرمنتظره، او را در دوراهی سختی میان انتقام و عشق قرار میدهد.
خلاصه داستان: هان بوم وو، وارث بیاحساس یک هلدینگ بزرگ غذایی، و مو یون جو، سرآشپزی پرشور و عاشق طعمها، به طور غیرمنتظرهای در یک رستوران کوچک در جونجو همکار میشوند. این دو شخصیت کاملاً متفاوت در مسیر مدیریت این رستوران، در کنار یکدیگر رشد کرده و طعم شیرین عشق را تجربه میکنند.
خلاصه داستان: پسری جوان با قلبی مالامال از کینه برای گرفتن انتقامی سخت از دشمن دیرینهاش بازمیگردد، اما مواجهه غیرمنتظره او با دختر دشمنش، آتشی از عشق را در وجودش شعلهور میکند. او که برای تسویه حساب آمده بود، حالا در میان دوراهی تاریک انتقام و کشش بیرحمانه عشق گرفتار میشود و توان رهایی ندارد.
خلاصه داستان: یک دانشمند جوان برای حفظ موقعیت شغلی خود، وارد یک رابطه ساختگی و فریبنده با سرپرستش میشود. اما با گذشت زمان و شکلگیری احساسات واقعی میان آنها، او مجبور میشود با حقیقت قلب خود روبرو شود.
خلاصه داستان: «رفقی» مردی سادهلوح و دستوپا چلفتی است که به طور تصادفی درگیر ماجراهای یک گروه مافیایی خطرناک میشود. او در این میان نه تنها باید برای نجات جان خود تلاش کند، بلکه درگیر یک ماجرای عشقی غیرمنتظره و کمدی میشود که زندگیاش را کاملاً دگرگون میسازد.
خلاصه داستان: شابان، جوان سادهدل روستایی، با رویای ثروتمند شدن به استانبول میآید اما خیلی زود فریب خورده و تمام پولش را از دست میدهد. او پس از آشنایی با یک بازرگان ثروتمند، عاشق یک دختر گلفروش نابینا میشود و تمام تلاش خود را میکند تا هزینه جراحی چشم او را تامین کند.