خلاصه داستان: در تابستان سال ۱۹۶۳، دختر جوانی به نام «بیبی» در یک اقامتگاه تعطیلاتی با مربی رقص پرشوری به نام «جانی» آشنا میشود. او در حین یادگیری رقص، دل به جانی میسپارد و وارد مسیر عاشقانه و پرچالش فراوانی میشود که زندگیاش را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: فیت از کودکی باور دارد سرنوشتش با مردی به نام دیمون بردلی گره خورده است. او درست پیش از مراسم عروسیاش، با شنیدن نام این مرد همهچیز را رها کرده و راهی ایتالیا میشود؛ سفری غیرمنتظره که او را در مسیر کشف عشق واقعی و پذیرش تقدیر قرار میدهد.
خلاصه داستان: فین، دانشجوی جوانی که در آستانه ازدواج درباره آیندهاش تردید دارد، تابستان را نزد مادربزرگش و جمعی از زنان خیاط میگذراند. شنیدن داستانهای پرفرازونشيب زندگی، عشق و خیانت این زنان، دیدگاه او را نسبت به روابط عاطفی دگرگون کرده و او را در مسیر درک معنای واقعی عشق قرار میدهد.
خلاصه داستان: راج و سیمران، دو جوان هندی مقیم لندن، در سفر به اروپا عاشق یکدیگر میشوند؛ اما سیمران برای یک ازدواج سنتی و اجباری باید به هند بازگردد. راج به دنبال او میرود تا به جای فرار، رضایت پدر سختگیر سیمران را جلب کند.
خلاصه داستان: روزانا زنی مبتلا به بیماری قلبی است که آرزو دارد پس از مرگ در کنار دخترش در قبرستان محلی دفن شود، اما تنها چند قبر خالی باقی مانده و صاحب زمین به دلیل کینهای قدیمی از فروش آنها خودداری میکند. حالا همسر وفادارش، مارسلو، با تمام وجود و در قالب تلاشهایی طنزآمیز و عاشقانه سعی دارد آخرین آرزوی همسرش را برآورده کند.
خلاصه داستان: ویلیام، صاحب یک کتابفروشی ساده در محله ناتینگ هیل، بهطور تصادفی با آنا اسکات، سوپراستار مشهور سینما، آشنا میشود و عشقی غیرمنتظره میان آنها شکل میگیرد. اما تفاوت بزرگ دنیای این دو و تعقیب مداوم پاپاراتزیها، رابطهشان را با چالشهای بزرگی روبهرو میکند.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره «آنی»، دختر شنوا و بینای یک زوج ناشنوا است که عشق عمیقی به موسیقی دارد. زندگی او پس از آشنایی با یک نوازنده جوان دگرگون میشود، اما او اکنون باید میان مسئولیتهایش در قبال خانواده ناشنوای خود و دنبال کردن رویاهای شخصیاش دست به انتخابی سخت بزند.
خلاصه داستان: فیلم «احساس مینهسوتا» داستان فردی را روایت میکند که به دلیل بدهی مجبور به ازدواج با سام میشود، اما در شب عروسی عاشق برادر شوهرش، جاکس، میشود. فرار عاشقانه آنها به سرعت به مسیری تاریک و پر از خیانت، تیراندازی و یک بازی خطرناک مرگ و زندگی تبدیل میشود.
خلاصه داستان: سم که نامزدش او را به خاطر یک سرآشپز فرانسوی ترک کرده، در آپارتمان روبروی آنها مستقر میشود تا او را پس بگیرد. در این میان، مگی که او هم به دنبال انتقام از شریک سابق خود است با سم متحد میشود تا رابطه این زوج جدید را خراب کنند، اما در این مسیر عشق جدیدی بین خودشان شکل میگیرد.
خلاصه داستان: داستان جیرو و جسیکا، دو جوان مبتلا به سندروم داون را روایت میکند که عاشق یکدیگر میشوند. آنها برای تجربه یک زندگی آزادانه تصمیم میگیرند از خانههایشان فرار کنند، اما بیماری جسیکا و دوری از خانواده، سرنوشتی تلخ و چالشبرانگیز را برای عشق پاکشان رقم میزند.