خلاصه داستان: یک کارآگاه خصوصی سرخورده، هنگام تعقیب زنی زیبا و خطرناک که مردان ثروتمند را به قتل میرساند، دچار وسواسی عجیب میشود. او با این گمان که شاید این زن دختر گمشدهاش باشد، تصمیم میگیرد به جای تسلیم او به پلیس، ردپای جنایاتش را پاک کرده و سایهبهسایه دنبالش برود.
خلاصه داستان: چارلی ریس، قاتلی بیرحم که خون قربانیانش را مینوشد، سرانجام دستگیر میشود. در جریان دادگاه، دادستان پرونده با وجود دیدگاههای لیبرال خود تلاش میکند تا او را به اعدام محکوم کند، در حالی که وکلای مدافع بر ادعای دیوانگی متهم اصرار دارند. این فیلم به بررسی عمیق چالشهای عدالت، جنون و مجازات مرگ میپردازد.
خلاصه داستان: هنری، قاتل سریالی بیرحم و بیاحساس، زندگی تاریک خود را با هماتاقیاش اوتیس و خواهر او بکی شریک میشود. با ورود بکی به دنیای مخوف آنها، او بهتدریج به حقیقت هولناک هنری پی برده و در دامی از خشونت بیپروا و جنونی تکاندهنده گرفتار میشود.
خلاصه داستان: جیسون وورهیز، قاتل بیرحم و نقابدار، به طور ناخواسته وارد یک کشتی تفریحی به مقصد نیویورک شده و مسافران را به قتل میرساند. با رسیدن به مقصد، تعقیب و گریز وحشتناک او در خیابانها و فاضلابهای تاریک منهتن ادامه مییابد و دو نوجوان برای نجات جان خود تلاش میکنند.
خلاصه داستان: سه همکار در شیفت شب یک رستوران دورافتاده مشکوک میشوند که یکی از مشتریانشان قاتلی سریالی است. تلاش آنها برای جمعآوری مدارک و رو کردن دست او، خیلی زود آنها را در دامی عمیقتر و وحشتناکتر گرفتار میکند.
خلاصه داستان: در یک پارک سرگرمی دورافتاده که برای بازگشایی آماده میشود، گروهی از کارگران و بازیگران ناگهان هدف قاتلی بیرحم و خاموش قرار میگیرند. با مسدود شدن راههای فرار، بازماندگان برای زنده ماندن تلاش میکنند اما خیلی زود با حقیقتی هولناک روبرو میشوند: قاتل یکی از خود آنهاست.
خلاصه داستان: مارتین، دانشجوی جوان حقوق، برای تمرکز بر درسهایش شغل نگهبانی شبانه در یک پزشکی قانونی را میپذیرد. اما همزمان با جولان یک قاتل سریالی بیرحم در شهر، وقوع اتفاقات مرموز در میان اجساد، او را وارد توطئهای وحشتناک میکند که مرز میان واقعیت و توهم را از بین میبرد.
خلاصه داستان: جولیا، بازماندهی یک قاتل سریالی مخوف، برای غلبه بر ترسهایش به خانهی قدیمی او بازمیگردد تا یک برنامه تلویزیونی درباره ارواح بسازد. اما با پیدا شدن یک دستگاه پیشگویی قدیمی به نام «هربینگر» که روح قاتل در آن اسیر است، بازی مرگبار جدیدی با کارتهای تاروت آغاز میشود.
خلاصه داستان: ونسا، دختر نوجوان و بیسرپناهی است که پس از دستگیری مادرش، برای رسیدن به خانه مادربزرگش فرار میکند. او در مسیر با یک قاتل سریالی خطرناک روبرو میشود و برای بقا وارد بازی موش و گربه خونین و بیرحمانهای میگردد؛ اثری تاریک که برداشتی مدرن و طنزآمیز از داستان شنلقرمزی است.
خلاصه داستان: گارت، جوانی ناامن و بیثبات، تصمیم میگیرد عشق یکطرفهاش میا را به قتل برساند. اما بیکفایتی و دستوپا چلفتی بودن او، مسیرش را به سمت آشوبی بیپایان کشانده و او را ناخواسته به یک قاتل سریالی تبدیل میکند؛ کمدی سیاهی از جنون و عشق یکطرفه.