خلاصه داستان: پس از نبردی سهمگین، فو یی شیائو، کماندار ماهر، پس از سقوط از صخره حافظه خود را از دست میدهد و با شاهزادهای که پیشتر به او شلیک کرده بود، همسفر میشود. این دو دشمن دیرینه در پی کشف رازهای گذشته، با یکدیگر متحد شده تا توطئهای بزرگ میان دو کشور را برملا کنند.
خلاصه داستان: وقتی پدرش می میرد، الیسر سرپرست خواهر ناتنی اش می شود. تصمیم برای نپذیرفتن مسئولیت، او را مجبور به ماموریت میکند تا دختر را به پایتخت ببرد تا مادرش را پیدا کند که در کودکی او را رها کرده است.
خلاصه داستان: یک مبلغ مذهبی تلویزیونی و فاسد پس از یک رابطه پنهانی، مجبور به همکاری با همسر آن زن میشود. او به تدریج تحت کنترل این زوج شیاد قرار میگیرد که قصد دارند کلیسا و درآمدهای کلان او را به تصاحب خود درآورند.
خلاصه داستان: رافرتی، راننده سابق نیروی دریایی، به طور ناخواسته توسط دو زن جوان و پرشور ربوده میشود تا آنها را به نیواورلئان برساند. این آدمربایی غیرمنتظره، آغازگر سفری جادهای، پرماجرا و طنزآمیز به سمت لاسوگاس میشود که پیوندی عمیق میان آنها شکل داده و زندگیشان را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: «پیپی جوراببلند» دختربچه مستقل، شجاع و فوقالعاده قدرتمندی است که به همراه اسب و میمون بامزهاش به خانهای جدید میآید. او با دو کودک همسایه دوست میشود و با ماجراجوییهای هیجانانگیز و جادویی خود، نهتنها زندگی آرام شهر را دگرگون میکند، بلکه در مقابل کسانی که میخواهند آزادیاش را سلب کنند میایستد.
خلاصه داستان: اولیویا و امیر، دو غریبه که برای پس گرفتن طلب خود به آپارتمانی در بروکلین رفتهاند، متوجه میشوند پولشان نزد شخصی در هارلم است. آنها مجبور میشوند یک روز کامل را با هم سپری کنند و در مسیر یافتن این پول، رازهای پنهان زندگیشان فاش میشود.
خلاصه داستان: بیلی کراکر، کارگزار وال استریت، برای به دست آوردن دل دختر ثروتمندی به نام هپ هارکورت، به طور مخفیانه وارد یک کشتی تفریحی میشود. او در این سفر دریایی پرماجرا، با کمک یک خواننده و در میان موقعیتهای کمدی، سرقتهای خندهدار و سوءتفاهمها، برای رسیدن به عشق واقعی خود تلاش میکند.
خلاصه داستان: لیوی-برنارد لاپوینت، جادوگری باسابقه، برای نجات جان دوست صمیمیاش امیل، وارد یک بازی مرگبار در دنیایی موازی میشود. او تنها ۱۲ ساعت فرصت دارد تا با حل معماهای پیچیده در یک لابیرینت بیپایان، کلید اصلی جهانهای موازی را به دست آورد.
خلاصه داستان: سی سال پس از شکست امپراتوری، تهدید جدیدی به نام «محفل یکم» به رهبری کایلو رن برمیخیزد تا آخرین جدای یعنی لوک اسکایواکر را نابود کند. در این میان، ری، یک زبالهگرد بیابانی، و فین، یک سرباز فراری، به نیروهای مقاومت ملحق میشوند تا با کمک هان سولو جلوی سلاح مرگبار دشمن را بگیرند.
خلاصه داستان: سمورفت به همراه بهترین دوستانش، نقشهای مرموز را دنبال میکنند که آنها را به اعماق جنگل ممنوعه هدایت میکند. آنها باید پیش از جادوگر شرور، گارگامل، به یک روستای گمشده و جادویی برسند تا بزرگترین راز تاریخ سمورفها را فاش کنند.