خلاصه داستان: پس از ورشکستگی شرکتش، لوسیا که یک توسعهدهنده نرمافزار است، مجبور میشود به عنوان راننده تاکسی در خیابانهای مادرید کار کند. او در این مسیر با ماجراهای عاشقانه و خطرات غیرمنتظرهای روبرو میشود که زندگیاش را به یک سفر روانی پر از درام و هرجومرج تبدیل میکند.
خلاصه داستان: پس از آنکه دختر ماورین داباغ توسط همسر سابقش ربوده میشود، او سفری مخاطرهآمیز را به خاورمیانه آغاز میکند. ماورین با کمک یک افسر سابق نیروی دریایی، باید از میان شبکهای از جاسوسی، فساد و پنهانکاری عبور کند تا فرزندش را نجات دهد.
خلاصه داستان: یک گروه فیلمبرداری که برای کار به یک سد دورافتاده فرستاده شدهاند، تصاویر عجیب و هولناکی را در ضبطهای خود کشف میکنند. آنها بهسرعت درمییابند که این سد با یک پرونده مرموز و حلنشده در گذشته پیوند دارد و نیرویی تاریک و ناشناخته در اعماق آبها انتظارشان را میکشد.
خلاصه داستان: کارآگاهی سالخورده برای حل پرونده قتل یک دختر و ناپدید شدن خواهر دوقلویش به شهری کوچک در میسیسیپی میرود. او با همکاری یک روانشناس جوان متوجه میشود با قاتلی باهوش و پنهان در میان مردم روبهرو است و باید قبل از قربانی شدن کودکی دیگر، ذهن او را رمزگشایی کند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۲۶، دریافت «نامههای زرد» ابلاغیه قضایی در آلمان به کابوسی هولناک برای شهروندان تبدیل میشود؛ چرا که یک سیستم مرموز شروع به فرستادن اتهامات دروغین و ویرانگر برای مردم میکند. حالا گروهی از قربانیان باید برای افشای توطئه بزرگ پشت این نامهها و نجات زندگی خود از فروپاشی تلاش کنند.
خلاصه داستان: پس از ربوده شدن پسر یک زن ثروتمند در نیویورک، چهار شهروند عادی بریتانیایی به عنوان متهمان اصلی این پرونده معرفی میشوند. آنها برای اثبات بیگناهی خود وارد یک بازی خطرناک و پیچیده از فریبکاری و دسیسهها میشوند؛ جایی که زمان به سرعت میگذرد و هیچکس قابل اعتماد نیست.
خلاصه داستان: کامی، مادر جوان و متخصص فناوری اطلاعات، پس از قتل بیرحمانه نامزدش به دست یک باند جنایتکار در بخارست، برای نجات پسرش و گرفتن انتقام وارد بازی خطرناکی میشود. او با تغییر هویت و نفوذ به اعماق این سازمان مخوف، تلاش میکند تا با کمک یک کارآگاه، عدالت را از درون برقرار کند.
خلاصه داستان: تکتیرانداز برجستهای که توسط کشور خودش به عنوان تروریست معرفی شده، مأموریتی مخفیانه و بدون پرچم را آغاز میکند. او برای نجات همرزمانش در کوستا ورگه، ناچار به همکاری با پدرش میشود تا در برابر لشکری فریبکار و بیرحم بجنگد.
خلاصه داستان: شهر حیدرآباد با حضور یک قاتل زنجیرهای بیرحم که اجساد قربانیان خود را به شکل نقاشیهای معروف بازسازی میکند، در وحشت فرو میرود. در این میان، بازرس ارشد کریشنا و یک روزنامهنگار کنجکاو به نام رادها با هم متحد میشوند تا پیش از آنکه قاتل شاهکار بعدی خود را خلق کند، او را متوقف سازند.
خلاصه داستان: وینسنت و مایا، دو مجرم حرفهای که قصد بازنشستگی دارند، با توطئه رئیس سابقشان دانته و گروگان گرفته شدن مایا، مجبور به انجام یک سرقت نهایی و مرگبار میشوند. این ماموریت آخر به تلهای خونین تبدیل میشود که آنها را برای بقا، آزادی و عشق، وارد نبردی نفسگیر با خیانتها و گانگسترها میکند.