خلاصه داستان: یک فوتبالیست جوان به کمپ تمرینی خصوصی یک قهرمان افسانهای دعوت میشود، اما به زودی با تمریناتی وحشیانه و فرقهای مخوف و خونین روبهرو میگردد. او اکنون باید در مواجهه با چهرههای قدرتمند و تاریک، میان وفاداری، دوستی و بقای خود دست به انتخابی حیاتی بزند.
خلاصه داستان: یک کارآگاه پلیس پس از تصادف مرگبار با یک عابر پیاده، تلاش میکند با پنهان کردن جسد در تابوت مادرش روی این حادثه سرپوش بگذارد. اما زمانی که پیامهای تهدیدآمیز از سوی یک شاهد مرموز آغاز میشود، او خود را درگیر یک بازی مرگبار موش و گربه برای بقا میبیند.
خلاصه داستان: کانر گیبسون، یک مامور مخفی، وارد زندان بیقانون و خطرناک "اسپرال" میشود تا در مسابقات خونین و مرگبار "مسابقه مرگ" شرکت کند. هدف او نفوذ به این تشکیلات و نابود کردن راننده افسانهای و بیرحمی به نام فرانکشتاین است، اما در این راه باید با چالشها و خطرات مرگباری روبرو شود.
خلاصه داستان: لس هکل پس از بیدار شدن متوجه میشود بمبی در گردنش کاشته شده و برای جلوگیری از انفجار آن، مجبور است دستورات جنایتکارانه یک فرد ناشناس را اجرا کند. این اثر ترسناک و روانشناختی منحصربهفرد، تماماً با استفاده از عروسکهای واقعی و فضایی تاریک و دلهرهآور روایت میشود.
خلاصه داستان: پس از وقوع یک بحران جهانی و مرموز در سال ۲۰۲۵، خانوادهای تلاش میکند تا خود را به پناهگاه امن خانهشان برساند؛ اما مسیر بازگشت مملو از تهدیدهای ناشناخته و چالشهای روانی سختی است که بقای آنها را به خطر میاندازد.
خلاصه داستان: جویی و کریگ، دو دوست صمیمی، پس از بیخانمان شدن با غریبهای مرموز به نام برایان آشنا میشوند که ادعا میکند با لمس خود اضطراب را درمان میکند. آنها به کلبه دورافتاده او میروند، اما به زودی با نقشههای شوم، خونین و تاریکی واقعی این غریبه روبرو میشوند.
خلاصه داستان: کانگ اون‑سو، زن خانهداری که برای تأمین هزینههای درمان شوهر بیمارش درمانده شده، ناخواسته پا به دنیای تاریک قاچاق مواد مخدر میگذارد. او با معلم هنر دخترش که شبها به نوجوانان ثروتمند مواد میفروشد شریک میشود و این دو در مسیری پرخطر و جنایی، بازی مرگباری را آغاز میکنند.
خلاصه داستان: کیم سههی، پزشک سرشناس و مدیر بیمارستان، مخفیانه یک شبکه غیرقانونی فرزندخواندگی را اداره میکند که در آن کودکان فاقد ژنهای برتر به قتل میرسند. در این میان، کیم آهیون که به طرز معجزهآسایی از این چرخه مرگبار نجات یافته، برای برقراری عدالت و گرفتن انتقامی سخت علیه او به پا میخیزد.
خلاصه داستان: داستان درباره دختر ساده و مهربانی به نام «ایمی» است که با مردی ثروتمند به نام «زیک» ازدواج میکند، بدون اینکه بداند او در واقع یک رئیس مافیای قدرتمند است. این پیوند غیرمنتظره، ایمی را وارد دنیایی تاریک، پر از خطر و رمز و راز میکند که در آن باید میان بقا و عشق راه خود را پیدا کند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۲۶، «اسپلش سیتی» به عنوان پیشرفتهترین شهر شناور جهان، با یک بحران زیستمحیطی و توطئهای سایبری روبرو میشود که بقای آن را تهدید میکند. در این میان، گروهی از نخبگان و نجاتغریقان حرفهای باید برای نجات شهر و ساکنانش در برابر امواج سهمگین و دشمنان پنهان مبارزه کنند.