خلاصه داستان: یک فروشنده معمولی مبلمان، قراردادی یکساله و غیرقابل فسخ با یک باشگاه مرموز امضا میکند تا در زندگی روزمرهاش توسط زنان سلطهگر به چالش کشیده شود. اما این بازی عجیب به مرور از کنترل خارج شده و زندگی خانوادگی او را با بحرانی بزرگ و سوررئال مواجه میکند.
خلاصه داستان: تد مورگان پس از جدایی از همسرش تصمیم به خودکشی میگیرد، اما پیش از آن به زادگاهش بازمیگردد تا با اشتباهات گذشته و افرادی که به او صدمه زدهاند روبرو شود. این سفر غیرمنتظره و مواجهه با چالشهای خانوادگی، او را در مسیر کشف دوباره معنای زندگی و امید قرار میدهد.
خلاصه داستان: ری ونتورست، نویسنده سابق کارتهای تبریک که پس از طلاق دچار افسردگی شده، برای نوشتن بهترین کارت برای مناسبت جدید «روز دوستدختر» استخدام میشود. اما او در این مسیر با زنی به نام جیل آشنا شده و ناخواسته درگیر یک توطئه جنایی و مرموز میشود.
خلاصه داستان: مردی به نام رید برای رهایی از وسوسههای تاریک خود، نقشهای دقیق برای قتل یک زن در یک اتاق هتل طراحی میکند. اما با ورود این زن، بازی روانی عجیب و سادومازوخیستی آغاز میشود که تمام نقشههای او را به هم میریزد و او را در یک کابوس بیپایان گرفتار میکند.
خلاصه داستان: اشنایر قاتلی است که مأمور کشتن باکس، نویسندهای، شده اما باکس خودش آماده جنگ است. بین دو مرد درگیری تاریک و طنزآمیزی آغاز میشود که هر کدام سعی دارند زنده بمانند. فیلمی سیاه و طنزآمیز درباره تضاد انسانی و بقا.
خلاصه داستان: کلود مردی غمگین است که پس از مرگ همسرش تلاش میکند زندگی خود را بازسازی کند، اما او راز تاریکی را پنهان میکند؛ مردی که در زیرزمین خانهاش زندانی شده است. در حالی که او به یادگیری رقص سالسا و شروع یک رابطه جدید رو میآورد، باید با عواقب این گروگانگیری عجیب دستوپنجه نرم کند.
خلاصه داستان: جک پس از مرگ والدینش تصمیم میگیرد با دور انداختن عروسک دوران کودکیاش، «بنی»، بالاخره بزرگ شود. اما این عروسک وفادار و دیوانه زنده میشود و برای محافظت از جک، دست به قتلهای وحشتناک و در عین حال خندهداری میزند که زندگی او را به مرز جنون میکشاند.
خلاصه داستان: شانون پس از ترخیص از مرکز بازپروری، با کمک خواهر خوشبین خود مارتا در یک هتل مشغول به کار میشود. اما زمانی که او به طور تصادفی یکی از مهمانان هتل را به قتل میرساند، این دو خواهر درگیر ماجرایی تاریک و کمدی برای پنهان کردن جسد میشوند.
خلاصه داستان: هلگا، یک ناشر ادبی، در طول سفر با قطار با روانپزشکی مرموز آشنا میشود که داستانهای عجیب و هولناک بیماران روانی خود را برای او تعریف میکند. این ملاقات آغازگر مارپیچی از داستانهای سورئال، تاریک و توطئهآمیز میشود که مرز میان واقعیت و جنون را کاملاً از بین میبرد.
خلاصه داستان: ماتوی با یک چکش به خانه پدرِ نامزدش میرود تا انتقام سختی از او بگیرد، اما این رویارویی به یک نبرد خونین و بیرحمانه در فضای بسته خانه تبدیل میشود. با فاش شدن رازهای تاریک، خیانتها و طمع برای پول، این ملاقات خانوادگی به حمام خونی جنونآمیز بدل میگردد که تنها یک نفر میتواند از آن جان سالم به در ببرد.