خلاصه داستان: جف هستون، آدمکشی حرفهای که معشوقهاش و رئیس مافیاییاش به او خیانت میکنند و او را به دام میاندازند، از مرگ و زندان جان بهدر میبرد. پس از آزادی، برای انتقام قدم در مسیری پرخشونت میگذارد؛ اما در این بازیِ خیانت، دشمن واقعی شاید از آنچه تصور میکند نزدیکتر باشد.
خلاصه داستان: دوریان گری جوانی زیباست که آرزو میکند تصویرش بهجای خودش پیر شود؛ آرزویی که او را به سوی لذتجویی و تباهی میکشاند، در حالی که چهرهی پرترهاش راز سالهای سیاه زندگیاش را آشکار میکند.