خلاصه داستان: یک زوج جوان که رویاهایشان وقتی که یک خانه روستایی زیبا را به ارث می برند ، به حقیقت می پیوندند ، اما متوجه می شوند که این خانه هم در حال فروپاشی است و هم محل زندگی بسیاری از ساکنان قبلی فوت شده است.
خلاصه داستان: لی کوانگ سو، کیم وو بین، کیم گی بانگ و دو کیونگ سو، به حومه شهر سفر می کنند تا با سبک زندگی یک کشاورز مواجه شوند. به آنها قطعه زمینی داده می شود که در آن هر چه می خواهند بکارند…
خلاصه داستان: آکوتسو ماساتورا یک اهریمن است که به یک دبیرستان در دنیای انسانها نفوذ کرده است. هدف او پیدا کردن کاندیداهایی برای کمک به جهنم در مبارزه با دشمنان طبیعیشان، فرشتگان بهشت است. آکوتسو که کنار لیلی آمانه، دانشآموز دیگری که مدتی پیش به اینجا منتقل شده، نشسته است، طعمه زیبایی او شده و تصمیم میگیرد او را به عنوان یاریگر خود برای این مأموریت برگزیند. اما لیلی ظاهری متفاوت از آنچه به نظر میرسد دارد، و آکوتسو نه تنها خود را یاریگر یکی از همان دشمنانی میبیند که قرار بود شکست دهد، بلکه احساساتی نیز نسبت به او پیدا کرده است.
خلاصه داستان: داستان در مورد گروهی از ماجراجویان است که به دنبال کشف سیاهچال های زیرزمینی و به دست آوردن ثروت هستند. آنها به تازگی وارد یک سیاهچال عظیم زیرزمینی شدهاند اما به زودی متوجه میشوند که برای بقا در این محیط باید از غذاها و موجودات غریبی تغذیه کنند که تاکنون برایشان شناخته شده نبوده است. آنها باید از همه چیزی که در سیاهچال پیدا میکنند برای تهیه غذا استفاده کنند تا بتوانند در مقابل خطرات بسیاری که در انتظارشان است بایستند. در این میان چه ماجراهایی بر سر این گروه میآید؟
خلاصه داستان: مادر چو یونگ پیل که یک غواص بوده به دلیل پیش بینی اشتباه هواشناسی جانش را از دست می دهد. او برای محافظت از جان مردم شهرش یعنی سامدالری، تصمیم می گیرد کارشناس هواشناسی شود. از طرفی دوست دوران کودکی او، چو سام دال برای موفقیت در رشته عکاسی به سئول رفته اما بعد از اینکه تمام زحماتش یک شبه از بین رفت، به سامدالری بر میگردد…
خلاصه داستان: تصور کنید در میانه های یک روز عادی هستید. سر کار رفتید، در پاساژ مشغول خرید هستید. در خانه خود، ماشین، هواپیما یا هر وسیله نقلیه دیگری نشسته اید ناگهان ۲ درصد از جمعیت مردم جهان از روی زمین ناپدید میشوند. نه بخاطر حادثه ای طبیعی. نه حمله تروریستی. نه کُشتاری و نه چیز دیگری. فقط فضای خالی از انسانهایی باقی میماند که تا لحظاتی پیش وجود داشتند اما حالا دیگر نیستند. همسایه شما، پدرتان، فرزندتان. هیچکس دلیل آنرا نمیداند. چگونه خود را با شرایط جدید وفق میدهید؟ به چه آدمی تبدیل خواهید شد؟ حالا ۳ سال از آن واقعه Rapture مانند گذشته. مردم شهر “میپل تاون” نیویورک همچنان درگیر آن هستند که بدانند چه بلایی سر عزیزانشان آمده. برخی از آنها خانه و کاشانه خود را رها کرده و به فرقه ای بنام “بازماندگان گناهکار” پیوسته اند. فرقه ای که اعضایش باید روزه سکوت بگیرند، لباسهای سفید بر تن کنند. وظیفه اصلی اعضای گروه یک چیز است: ”نظاره کردن مردمانی که عضو گروه نیستند و انتظار برای پایان دنیا!“
خلاصه داستان: داستان دنبالهی ماجراجویی رود، جنگجوی تانکی در گروه قهرمان میباشد. هدف او پیدا کردن گنجی نایاب است که بتواند بیماری خواهر بیمارش را درمان کند. با این حال، قهرمان طعنهگوی گروه او را پس از شکست در ماموریتی بیرون میاندازد. رود تصمیم میگیرد که با غم و اندوه به خانهاش برگردد. در راه بازگشت او دختری را که توسط یک موجود حمله شده بود نجات میدهد. دختر دارای مهارت ویژهای به نام «ارزیابی» است که باعث میشود رود تواناییهای واقعی دفاعیاش را کشف کند که از قدرت بسیار بالایی برخوردارند. با دفاع ۹۹۹۹ و مهارتهای قدرتمند، حال...
خلاصه داستان: سال ۱۸۷۴٫ شیزوما اوریکاسا، زمانی یک سامورایی از دامنه آیزو بود و اکنون بهعنوان یک گاریچی کار می کند، در تلاش برای یافتن نامزد گمشده خود، سومی کانوماتا است. با اینحال، وقایع غیرمنتظره او را بهسمت نیروی پلیس تازه تاسیس سوق میدهد و او را درگیر توطئهای میکند که هدف آن سرنگونی دولت است. همزمان، قبیله موریا یاکوزا از مهمانی بهنام کیوشیرو شورگامی، یک شمشیرزن ماهر استقبال میکند. کیوشیرو بهطور استراتژیک برای منافع شخصی خود را وارد قبیلهای کرد که با مغزمتفکر سرنگونی دولت ارتباط دارد. اینگونه صحنه برای نمایش سرنوشتساز بین شیزوما و کیوشیرو آماده میشود، جایی که دیدارها و جداییهای طعنهآمیزی در طول سفر شیزوما انتظارش را میکشند.