خلاصه داستان: فیلم وداع با اسلحه (۱۹۵۷) به کارگردانی چارلز ویدور با بازی راک هادسون در نقش فردریک هنری، جنیفر جونز به عنوان کاترین بارکلی و ویتوریو گاستمان، اقتباسی از رمان ارنست همینگوی است که داستان یک امدادگر آمبولانس آمریکایی را در جبهههای جنگ جهانی اول ایتالیا روایت میکند؛ او در میان وحشتهای نبرد عاشق پرستار بریتانیایی میشود و عشق پرشورشان با فرار از جبهه و رویدادهای تلخ جنگ به تراژدی غمانگیزی ختم میشود.
خلاصه داستان: فیلم چهرهای در میان جمعیت (۱۹۵۷) به کارگردانی الیا کازان با بازی اندی گریفیت در نقش لونسم رودز، نوازنده گیتار بیخانمان و پاتریشیا نیل در نقش مارجوریتی، روزنامهنگار رادیویی، داستان مردی عادی را روایت میکند که پس از کشف شدن در یک برنامه رادیویی محلی، به سرعت به ستارهای رسانهای و محبوب ملی تبدیل میشود. با افزایش شهرت، لونسم قدرت بیحد را به دست میآورد و به ابزاری برای سیاستمداران فاسد بدل میگردد، اما طمع و خودبزرگبینیاش منجر به افشاگری و سقوط ناگزیرش میشود و هشداری درباره خطرات پوپولیسم رسانهای است.
خلاصه داستان: فیلم «تشنگی» یک درام جنگی سوئدی است که داستان گروهی از اسیران جنگ جهانی دوم را روایت میکند که در قطار به سمت اردوگاه، با چالشهای تشنگی، خیانت و بقا روبهرو میشوند. منتقدان روایت نفسگیر، بازیهای احساسی و کاوش عمیق انسانیت را ستودهاند و آن را به عنوان یک فیلم کلاسیک توصیف کردهاند که با لحظات تنشزا و تصاویر بصوی خیرهکننده، حس بقا و امید را به شیوهای نو و دلنشین منتقل میکند.
خلاصه داستان: یک پسر نوجوان در حالی که به مادر و برادر کوچکترش کمک می کند تا خانه خود را در تگزاس اداره کنند، در حالی که پدرشان در یک اتومبیل رانی گاوداری دور است، عاشق یک سگ زرد ولگرد می شود. اولد یلر که اولین بار فکر میکردم بیهوده است، به زودی تبدیل به...
خلاصه داستان: داستان در مورد گروهی از دوستان است که در راه آهن کار کرده و ماه ها است که حقوق دریافت نکرده اند، از همین رو تصمیم میگرند به طریقی حساب خود را تسویه کنند و...
خلاصه داستان: داستان در مورد یک راهنمای با تجربه با گروهی از افراد ماجراجو که به دنبال گنج می گردند راهی بیابان های آفریقا می شوند. آنها در طول این سفر پر ماجرا با اتفاقاتی غیرمنتظره روبرو می شوند و...
خلاصه داستان: سریر خون فیلمی ژاپنی در ژانر تاریخی درام به کارگردانی آکیرا کوروساوا است. نام اصلی فیلم به معنی قلعه تار عنکبوت و برگردان نمایشنامه ویلیام شکسپیر، مکبث، در ژاپن فئودال است. «سردار واشیزو» (میفونه) و دوستش ، «سردار میکى» (چیاکى) ، پس از پیروزى در جنگ، در جنگل گم مى شوند و جادوگرى را مى بینند که پیشگویى مى کند «واشیزو» به حکومت خواهد رسید، اما ورثه «میکى» جانشینش مى شوند. خیلى زود «واشیزو» ابتدا پادشاه و بعد «میکى» را مى کشد…