خلاصه داستان: یک فیلم کلاسیک بریتانیایی به کارگردانی کارگردان تحسینبرانگیز، کن لوچ، که در سال ۲۰۱۱ برنده نخل طلای کن شد. این فیلم درام اجتماعی، زندگی راسل، یک کارگر ساده در یک کارخانه بستهبندی مواد غذایی، را به تصویر میککشد که تمام زندگی خود را پنهان کرده است. او که همجنسگراست، در جامعای زندگی میکند که پذیرای این موضوع نیست. زندگی روتین او با ورود گلن، مردی که به تازگی به شهر آمده و روحیهای آزاد و رها دارد، دگرگون میشود. آشنایی این دو به یک رابطه عاطفی عمیق منجر میشود و آنها آخر هفتهای را در کنار هم سپری میکنند؛ آخر هفتهای که تمام حقایق زندگی راسل را زیر سوال میبرد و او را وادار به انتخابهایی سرنوشتساز میکند. بازی درخشان تام کالن و کریس نیو در نقشهای اصلی، به همراه فیلمنامهای هوشمندانه و کارگردانی ظریف لوچ، این فیلم را به یکی از صادقانهترین و تأثیرگذارترین آثار سینمای همجنسگرایانه تبدیل کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «سیاوش در تخت جمشید» به کارگردانی بهرام بیضایی در سال ۱۳۵۰ شمسی، با بازی جمشید مشایخی در نقش اصلی سیاوش، روایتی اساطیری-معاصر است که در آن سیاوش از دل آتشکده عبور کرده و در ویرانههای تخت جمشید ظاهر میشود. او با جهان مدرن، آدمیان امروزی و تضادهای میان اسطوره و واقعیت روبرو میگردد و در سفری نمادین به دنبال هویت، عدالت و معنای وجود خویش میگردد. پرویز فنیزاده، روبرت اشلی و ولیالله شیراندامی از دیگر بازیگران برجسته این اثر فلسفی و هنری هستند.
خلاصه داستان: در فیلم «بیش از یک معجزه» (۱۹۶۷) به کارگردانی فرانچسکو روسی، با بازی سوفیا لورن در نقش دختری سادهدل از روستا و عمر شریف به عنوان شاهزادهای مغرور، داستان عاشقانهای فانتزی و جادویی روایت میشود که در آن شاهزاده در حین سفر با جادوگری قدرتمند آشنا شده و برای تصاحب عشق خود، وارد ماجراجوییهای پرماجرا و معجزهآمیزی میگردد؛ جایی که جادو، عشق و طنز با عناصر فولکلور ایتالیایی درهم میآمیزد و به نبردی خیالی میان خیر و شر منجر میشود.
خلاصه داستان: در گرمای شب (۱۹۶۷)، ساخته نورمن جویسون با بازی درخشان سیدنی پویر در نقش ویرجیل تیبیس، کارآگاه سیاهپوست باهوشی از کالیفرنیا، و رود اشتایگر در نقش گیل دیکسون، کلانتر سفیدپوست شهر کوچک اسپارتا در میسیسیپی، داستانی پرتنش از تحقیق در قتل یک تاجر ثروتمند را روایت میکند؛ تیبیس که به طور اشتباهی مظنون شناخته میشود، با وجود نژادپرستی شدید جنوبیها و تعصبات محلی، با دیکسون همکاری میکند تا قاتل واقعی را در گرمای طاقتفرسای تابستان جنوبی پیدا کنند و در این مسیر، دو مرد از دو دنیای متفاوت به یکدیگر احترام میگذارند.
خلاصه داستان: فیلم موکت به کارگردانی رابرت برسون در سال ۱۹۶۷، داستان دختری نوجوان به نام موکت (با بازی نادین نورتیه) را روایت میکند که در روستایی فقیرنشین و خفقانآور زندگی میکند. موکت با مادری بیمار، پدری الکلی، آزارهای همسالان و تنهایی عمیق دستوپنجه نرم میکند و در میان رویدادهای شبانهای مرموز و اتهامات ناعادلانه، به مرز فروپاشی میرسد و سرانجام با انتخابی غمانگیز به زندگیاش پایان میدهد؛ اثری عمیق و مینیمالیستی درباره رنج انسانی، گناه و رستگاری.
خلاصه داستان: فیلم «صبر کن تا تاریک شود» (۱۹۶۷) به کارگردانی ترینس یانگ، با بازی درخشان آدری هپبورن در نقش سوزی هندریکس، زنی نابینا که به تازگی بینایی خود را از دست داده، داستان زنی را روایت میکند که در آپارتمان کوچکش در نیویورک با گروهی از خلافکاران خطرناک به رهبری هاروی (آلن آرکین) روبرو میشود. آنها به دنبال بستهای حاوی مواد مخدر هستند که به اشتباه در عروسک دختربچه سوزی پنهان شده و حالا سوزی را هدف قرار دادهاند؛ سوزی با هوش سرشار، حافظه قوی و استفاده از تاریکی به عنوان سلاح، در نبردی نفسگیر و پرتعلیق با مهاجمان مبارزه میکند و مرزهای ترس و شجاعت را جابهجا میسازد.
خلاصه داستان: فیلم آواز جنسیت (۱۹۶۷) به کارگردانی ناکاشیگا اوشیما با بازی کوجی ساتو، آتسوکو کوآ، موتسوئو یوشیوکا و ایچیرو زایتسو، داستان چهار دانشجوی پسر را روایت میکند که در دوران اعتراضات دانشجویی ژاپن، درگیر تجربیات جنسی پرتلاطم، روابط پیچیده عاطفی و نقد اجتماعی به مسائل جنسیت، سرکوب و فرهنگ سنتی میشوند؛ این اثر جسورانه اوشیما با تصاویر تکاندهنده و دیالوگهای فلسفی، کاوشی عمیق در بحران هویت جوانان دهه ۶۰ ژاپن ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم اکشن و جنایی بلژیکی «الماس ۳۳» (۲۰۲۴) به کارگردانی فلیکس راندو با بازی ماتس لاگارتس، کوین جانسنز و ورله باتنز، داستان افسر پلیس جوانی به نام تئو را روایت میکند که برای نفوذ به یک باند قدرتمند قاچاقچیان الماس و مواد مخدر، هویت جدیدی به دست میآورد و وارد مأموریتی پرخطر میشود؛ جایی که مرز بین وظیفه و وجدانش محو شده و با خیانتها، خشونتهای بیرحمانه و چالشهای اخلاقی روبرو میگردد تا شبکه جنایی را از درون نابود کند.
خلاصه داستان: پروفسوری که فرمول ساخت الماس از نفت را پیدا کرده بود در تهران کشته می شود و برادرزاده اش که جاسوس است برای یافتن فرمول توسط اینترپل به تهران فرستاده می شود.