خلاصه داستان: در روستایی آرام، آموزگاری تنها با قصابی مهربان آشنا میشود؛ اما همزمان با وقوع قتلهای هولناک، نشانهای مشکوک او را به این فکر میاندازد که شاید دوست تازهاش قاتل باشد.
خلاصه داستان: فیلمی زندگینامهای و پرشور از پیوتر چایکوفسکی؛ آهنگسازی که میان نبوغ موسیقایی، کششهای عاطفی و ازدواجی پرآشوب گرفتار میشود. با فروپاشی رابطهها و سلامت روانش، موسیقی به پناهگاه و پژواک رنج درونی او بدل میشود.
خلاصه داستان: صمد قالیچهای باستانی را به خانهٔ لیلا میفرستد، اما وقتی باستانشناسی برای دزدیدن آن سر میرسد، ماجرا به تعقیبوگریزی خندهدار و دردسرهای تازهای میانجامد.
خلاصه داستان: جمشید و هما برای در امانماندن از ناامنی سیاسی، تصمیم به مهاجرت میگیرند؛ اما شیرین در برابر فشار خانواده میایستد و ایران را ترک نمیکند. این جدایی، پیوندهای خانوادگی و هویت هر یک از آنان را به آزمونی دردناک میکشد.
خلاصه داستان: داستان فیلم در سال ۱۹۵۴ رخ میدهد و درباره لوران، نوجوان ۱۴ ساله باهوش و عاشق جازی است که پس از ابتلا به بیماری، همراه مادرش به یک مرکز درمانی میرود. در این سفر، رابطهای عمیق، پیچیده و نامتعارف میان او و مادرش شکل میگیرد که زندگی آنها را دگرگون میکند.
خلاصه داستان: در این فیلم، دو میمون باهوش به نامهای زیرا و کورنیلیوس با استفاده از فضاپیما به زمین در دهه 1970 میلادی باز میگردند. آنها در ابتدا مورد استقبال مردم قرار میگیرند، اما وقتی حکومت متوجه میشود که آینده زمین در دست آنهاست، اوضاع تغییر میکند. زیرا باردار است و میخواهد فرزندش را در این دنیا متولد کند، اما دولت مصمم است تا هیچ کاری برای جلوگیری از این اتفاق نکند.
خلاصه داستان: در این فیلم، دکتر دانیال هیرش (پیتر فینچ) و مصور تبلیغاتی الکس (موراگ هر) هر دو در رابطه عاشقانه با بیلی (مورای هد)، یک جوان هنرمند، هستند. در حالی که هر دو به طور جداگانه با بیلی زندگی میکنند، روزی متوجه میشوند که او با هر دو آنها رابطه دارد. این کشف منجر به مواجهه بین آنها میشود و آنها مجبور میشوند با واقعیت روبرو شوند که بیلی نمیتواند تنها یکی از آنها را انتخاب کند. در نهایت، هر سه نفر باید تصمیم بگیرند که آیا میتوانند این رابطه سهگانه را ادامه دهند یا خیر.
خلاصه داستان: یک زن جوان به نام بری ساکسون (جین فوندا) در شهر نیویورک به عنوان یک روسپی کار میکند. او به دنبال یک زندگی متفاوت و آزادانه است. یک روز، یک وکیل ثروتمند به نام جان کلوتی (دونالد سذرلند) به دنبال همسر گمشدهاش میباشد و بری را به عنوان راهنمای او برای یافتن همسرش استخدام میکند. در طول این ماجرا، بری و جان به یکدیگر نزدیک میشوند و احساساتی عمیق بین آنها شکل میگیرد. با پیشرفت تحقیقات، رازهایی درباره گمشدگی همسر جان آشکار میشود و بری مجبور میشود با گذشتهاش و خطراتی که در آن وجود دارد، مواجه شود.