خلاصه داستان: در سفر به روستاهای ژاپن، زاتویچی با وانگ کانگ، شمشیرزن یکدست چینی، روبهرو میشود؛ مردی که از کودکی در برابر راهبی فاسد و گروهی یاکوزا محافظت میکند. سوءتفاهم و مانع زبانی دو قهرمان را مقابل هم قرار میدهد، درست زمانی که باید برای نجات کودک متحد شوند.
خلاصه داستان: کارول جفریز پس از آنکه دوستپسر قاچاقچیاش او را قربانی میکند، سر از زندانی خشن در فیلیپین درمیآورد. او با همبندیهایش برای فرار از چنگ نگهبانی بیرحم و تعقیبکنندگان جنگل نقشه میکشد؛ اما بیرون از زندان نیز خطر در کمین است.
خلاصه داستان: راس بوداین، کابویی سالخورده، و فرانک پست جوان که از زندگی سخت مزرعه خسته شدهاند، برای فرار به مکزیک دست به سرقت بانک میزنند. اما تعقیب پسران صاحب مزرعه و خطرهای مسیر، رؤیای آزادیشان را به آزمونی سرنوشتساز بدل میکند.
خلاصه داستان: در غرب آمریکا، ویتیِ خدمتکارِ خانوادهای ثروتمند و آشفته، سالها تحقیر و خشونت را تاب آورده است. وقتی اعضای خانواده یکییکی از او میخواهند دیگری را به قتل برساند، ویتی سرانجام تصمیم میگیرد از این چرخه بیرون بیاید و سرنوشتش را خودش رقم بزند.
خلاصه داستان: سانا از قربانیشدن برای خدای خورشید میگریزد و به قبیلهای ساحلی پناه میبرد؛ اما عشق تازهاش با تارا و تلاش برای بقا، او را میان تعقیب قبیلهٔ پیشین و خطر دایناسورهای غولپیکر گرفتار میکند.
خلاصه داستان: معلمی جوان در راه سیدنی، در شهری دورافتاده و خشن گرفتار میشود؛ باختن پولش در قمار او را به دنیایی از میگساری و خشونت میکشاند و مرزهای اخلاقیاش را فرو میریزد.
خلاصه داستان: فیلمی تجربی و هجوآمیز که زندگی و نظریههای ویلهلم رایش را با داستان میلنا، زنی یوگسلاویایی، و رابطهاش با یک اسکیتباز روس درهم میآمیزد. اثری درباره پیوند آزادی جنسی، انقلاب و سرکوب سیاسی.
خلاصه داستان: لینـدا، وکیلی آمریکایی که شبها رؤیای زنی مرموز را میبیند، برای پیگیری ارثی به جزیرهای دورافتاده میرود و با کنتسی روبهرو میشود که همان چهرهی رؤیاهایش است. میان افسون و وحشت، لینـدا باید راز خونآشام را کشف کند و راهی برای رهایی از نفرینش بیابد.
خلاصه داستان: در اوایل قرن بیستم، کلودِ فرانسوی به خانهٔ دو خواهر انگلیسی راه مییابد و دل به موریل میبازد؛ اما جدایی یکسالهای که خانوادهها برای ازدواجشان مقرر میکنند، عشق و وفاداری هر سه را به آزمونی تلخ میکشاند.
خلاصه داستان: پس از مرگ پدر و مادرشان، دو خواهر دوقلو نزد عموی سختگیر و شکارچی جادوگرشان میروند؛ اما فریدا شیفتهٔ کنتی مرموز میشود که رازهای خونآشامانهای در قلعهاش پنهان کرده است. با گسترش وحشت در روستا، تعصب عمویشان زندگی هر دو خواهر را به خطر میاندازد.