خلاصه داستان: پلیس مخفی و خستهای به نام ادی کوکل که در بوستون زندگی میکند، برای فرار از زندان و حفظ custody از فرزندانش، با FBI همکاری میکند تا باند سرقت اسلحهای را که در آن عضویت دارد، لو دهد. او در این مسیر با یک خردهفروش مشروبات الکلی که به دنبال آخرین معامله بزرگش است، و یک پلیس فاسد که در حال تحقیق درباره قتلی مرموز است، همراه میشود و در دنیایی از خیانت و بیاعتمادی غرق میشود.
خلاصه داستان: در سال 1973، مردی بینام و رازآلود به نام «مردی از لارامی» به شهر کوچک لگونا در غرب وحشی وارد میشود. او که به دلیل قتل دو مرد به شهر آمده، به سرعت درگیر اختلافات محلی میشود و با انتقامجویی از کسانی که قاتلین را به دست عدالت سپردهاند، شهر را به آشوب میکشد.
خلاصه داستان: زاتویچی پس از سالها به زادگاهش بازمیگردد و درمییابد دوست دوران کودکیاش با فریبکاری و زور، روستاییان را زیر بار بدهی و ستم گرفتار کرده است. شمشیرزن نابینا برای افشای توطئه و دفاع از مردم، ناچار میشود در برابر دوست قدیمی و دارودستهاش بایستد.
خلاصه داستان: نانسی، گردشگر آمریکاییِ سرگردان در ایتالیا، پس از فرار از مهاجمان به ویلایی ساحلی پناه میبرد؛ اما ساکنان عجیبوغریب آن او را وارد ماجرایی آشفته و سوررئال میکنند.
خلاصه داستان: بازگشت بوکسور پیشین با خانوادهاش به زادگاهش در تنسی، او را رودرروی فساد و تبهکاران شهر قرار میدهد. وقتی قانونگذاران فاسد چشم بر جرم میبندند، او کلانتر میشود و با ارادهای سرسخت برای پاکسازی شهر میجنگد.
خلاصه داستان: هشت فیلمساز برجسته، هرکدام با نگاهی متفاوت، لحظههای پرشور و انسانیِ بازیهای المپیک مونیخ ۱۹۷۲ را به تصویر میکشند؛ از رقابت و پیروزی تا تلاش و احساس ورزشکاران.
خلاصه داستان: در روستای ساحلی خیالی لارگِب، روزی از زندگی اهالی عجیبوغریب میان خوابها، آرزوها، عشقها و حسرتهایشان میگذرد؛ از ناخدای نابینا که خاطرات ازدسترفته را مرور میکند تا همسایگانی که رازهای پنهانشان را در دل دارند.
خلاصه داستان: ادوارد لیونهارت، بازیگر شکسپیری که از بیاعتنایی منتقدان خشمگین است، بازمیگردد تا از آنان انتقامی هولناک بگیرد؛ هر قتل را نیز با الهام از نمایشنامهای از شکسپیر طراحی میکند.
خلاصه داستان: شووزو هیرونو میکوشد در میانهٔ نبرد قدرت میان خانوادههای یاکوزا بیطرف بماند، اما اتحادهای شکننده و خیانتهای پیاپی او را به دل جنگی خونین میکشانند.
خلاصه داستان: در هیروشیما پس از جنگ، خلافکاری جوان به نام یاماناکا برای انتقام از گروهی که به او حمله کردهاند به خاندان یاکوزا میپیوندد. میان جنگ خونین باندها و عشقی ممنوع، او به مهرهای قربانی در بازی قدرت و خیانت بدل میشود.