خلاصه داستان: لین، تفنگداری کارکشته، به زنی که خود را بیوهٔ یک راهزن جا میزند کمک میکند تا طلای دزدیدهشده از قطار را در بیابانهای مکزیک پیدا کند؛ اما راهزنان دیگر و تعقیبکنندگان نیز در پی گنجاند.
خلاصه داستان: در روزهای یورش ارتش آلمان به فرانسه، ژولینِ فرانسوی و آنا، زنی یهودی آلمانی، در قطاری مملو از آوارگان با هم آشنا میشوند. میان فرار از جنگ و جدایی از خانواده، پیوندی عاطفی شکل میگیرد که سرنوشت هر دو را دگرگون میکند.
خلاصه داستان: کارآگاه سرسخت لو توری هنگام بررسی قتل یک آدمکش سابق، به توطئهای برای انتقامگیری خونین از سران مافیا پی میبرد؛ نقشهای که گروهی از کهنهسربازان ویتنام را به مهرههای مرگبارش بدل کرده است.
خلاصه داستان: کارآگاه سرسختی که با گروه ویژهاش تبهکاران را به زندان میفرستد، در پی قتل همکارش به شبکهای از آدمربایی و باجگیری از سران مافیا میرسد؛ اما تحقیقاتش خیانتی خطرناک را آشکار میکند.
خلاصه داستان: جیمز هارت، دانشجوی سالاول حقوق در هاروارد، زیر فشار درسها و استاد سختگیرش، کینگزفیلد، برای موفقیت تلاش میکند. آشنایی با سوزان، دختر استاد، زندگی عاطفیاش را با رقابت و جاهطلبی دانشگاهی درهم میآمیزد.
خلاصه داستان: در صومعهای در قرن شانزدهم، خواهر جولیا برای رسیدن به مقام مادرِ رئیس، وارد رقابتی بیرحمانه با راهبههای دیگر میشود. دسیسهها، عشقهای ممنوع و فساد کلیسا سرانجام پای تفتیش عقاید و شکنجه را به میان میکشد.
خلاصه داستان: گروهی از پژوهشگران برای بررسی راز زندگی پس از مرگ، یک هفته را در عمارتی بدنام و تسخیرشده میگذرانند؛ اما هرچه بیشتر در گذشتهی تاریک خانه کندوکاو میکنند، نیروهای مرموز و هولناکتری سراغشان میآید.
خلاصه داستان: یک سال پس از مرگ همسرش در تصادفی مرموز، تهیهکنندهای ثروتمند گروهی از آشنایانش را به سفری دریایی دعوت میکند تا در بازیای رازهای پنهان یکدیگر را کشف کنند. اما وقتی بازی به قتلی واقعی میانجامد، مهمانان درمییابند که هیچکس بیگناه نیست.
خلاصه داستان: جف هستون، آدمکشی حرفهای که معشوقهاش و رئیس مافیاییاش به او خیانت میکنند و او را به دام میاندازند، از مرگ و زندان جان بهدر میبرد. پس از آزادی، برای انتقام قدم در مسیری پرخشونت میگذارد؛ اما در این بازیِ خیانت، دشمن واقعی شاید از آنچه تصور میکند نزدیکتر باشد.
خلاصه داستان: در روزگار تفتیش عقاید، دو خواهر راهبه به جادوگری و تسخیرشدن متهم میشوند و گرفتار شکنجههای هولناک میگردند؛ اما نفرینی که مادرشان پیش از مرگ بر آزارگران نهاده، آرامآرام جان میگیرد.