خلاصه داستان: زوجی سنتی و روستایی از مناطق کوهستانی یوگسلاوی به ساحل کوچ میکنند، جایی که زن در یک کمپ برهنگان مشغول به کار میشود. این تقابل میان سنتهای سختگیرانه و آزادیهای دنیای مدرن، زندگی آنها و باورهای قدیمیشان را دستخوش تغییرات و چالشهای جدی میکند.
خلاصه داستان: هری فیرچایلد، معمار ثروتمند، در آستانه شصتسالگی دچار بحران شدید میانسالی شده، در حالی که همسرش نگران نتیجه آزمایش احتمال سرطان خود است. در جریان آخر هفته تولد هری، این زوج و خانوادهشان با ترسها، رازها و چالشهای عمیق زندگی روبرو میشوند.
خلاصه داستان: یک دزد کاریزماتیک به نام باب با ورود به زندگی یک زوج فقیر و بنبستخورده، آنها را وارد دنیای سرقتهای مجلل خود میکند. با مجذوب شدن این دو به باب، یک مثلث عشقی غیرمنتظره و پیچیده شکل میگیرد که تمام تعاریف زندگی مشترک آنها را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: خدمه سفینه انترپرایز برای نجات زمین از تهدید یک کاوشگر بیگانه، به سال ۱۹۸۶ و شهر سانفرانسیسکو سفر میکنند. آنها باید دو نهنگ گوژپشت منقرضشده را یافته و بازگردانند، چرا که آوای این نهنگها تنها راه ارتباط با کاوشگر و جلوگیری از نابودی سیاره است.
خلاصه داستان: این فیلم روایتی تکاندهنده و واقعی از محاکمه ۱۹۲ روزه اعضای گروه چپگرای بادر-ماینهوف در زندان فوق امنیتی استامهیم است؛ دادگاهی جنجالی و تاریخی که به بررسی تنشهای سیاسی، صدور احکام حبس ابد و سرنوشت تلخ رهبران این گروه میپردازد.
خلاصه داستان: نولا دارلینگ، زن جوان و هنرمند مستقلی در بروکلین، همزمان با سه مرد با شخصیتهای کاملاً متفاوت رابطه دارد و سعی میکند آزادی و استقلال خود را حفظ کند. اما زمانی که خواستگارانش او را برای انتخاب نهایی تحت فشار قرار میدهند، او با چالشهای پیچیدهای در شناخت خود و روابطش مواجه میشود.
خلاصه داستان: نیکاندر، راننده زبالهکشی تنها در هلسینکی، با ایونا که فروشنده یک سوپرمارکت است آشنا میشود. این دو انسان از طبقه کارگر درگیر رابطهای عاطفی و غیرمعمول میشوند و تلاش میکنند در میان سختیها و یکنواختی زندگی، سهمی از عشق و خوشبختی بیابند.
خلاصه داستان: یک افسر پلیس زبده و یک مامور امنیت پرواز برای خنثی کردن یک نقشه هواپیماربایی و مبارزه با تروریستهای خطرناک با یکدیگر متحد میشوند. آنها در این مسیر با خیانتها و نبردهای مرگباری روبرو میشوند که شجاعت و مهارتهای رزمیشان را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: «روزا» زنی محبوب و زیبارو در محلههای پاریس است که زیر نظر رئیسش روزگار میگذراند. زندگی او زمانی دستخوش تغییری بزرگ میشود که عمیقاً عاشق مردی جوان و ساده به نام ژیلبر میشود، اما رهایی از چنگال دنیای تاریک گذشته و قوانین خیابان کار آسانی نیست.
خلاصه داستان: نورمن بیتس همچنان اداره متل بیتس را بر عهده دارد، اما با ورود یک راهبه سابق جوان و خبرنگاری کنجکاو، رازهای تاریک و خفته گذشته بار دیگر بیدار میشوند. این رویدادهای تازه، نورمن را دوباره به اعماق جنون، ترس و قتلهای هولناک سوق میدهند.