خلاصه داستان: پسری نوجوان برای کش دادن زمان و فرار از چنگال یک جادوگر انسانخوار، سه داستان ترسناک را از کتابی مرموز برای او تعریف میکند؛ داستانهایی هولناک درباره یک مومیایی انتقامجو، گربهای شیطانی و هیولایی سنگی با رازی مرگبار.
خلاصه داستان: گروهی از دختران جوان پس از یک روز بازی در ساحل، تصمیم میگیرند یک مهمانی شبانه دوستانه برگزار کنند. اما با ورود قاتلی بیرحم و ناشناس که مجهز به یک دریل بزرگ است، این شب شاد به کابوسی خونین و نبردی وحشتناک برای بقا تبدیل میشود.
خلاصه داستان: یک مرد زخمی و سرگردان به نام «سینگاپور اسلینگ» در جستجوی معشوقه گمشدهاش، وارد ویلایی منزوی در یک شب طوفانی میشود. او در آنجا به دام یک مادر و دختر مجنون میافتد که او را وارد بازیهای روانی، تاریک و بیرحمانهای میکنند که راه فراری از آن نیست.
خلاصه داستان: پس از ۱۷ سال از اولین جنگیری، «نانسی» دوباره توسط شیطان تسخیر میشود. اکنون یک کشیش جوان به همراه کشیش کهنسالی که سالها پیش او را نجات داده بود، تلاش میکنند تا در جریان یک برنامه زنده تلویزیونی، شیطان را دوباره از بدن او خارج کنند.
خلاصه داستان: متیو کوئیگلی، تیرانداز ماهر آمریکایی، برای کاری سودآور به استرالیا میرود اما با فهمیدن قصد کارفرمای شرورش برای نابودی بومیان، در برابر او میایستد. او که در بیابانهای سوزان رها شده، به کمک بومیان زنده میماند تا برای انتقام و اجرای عدالت بازگردد.
خلاصه داستان: یک دادستان جوان در نیویورک، پرونده قتل یک مجرم توسط افسر پلیس فاسد و باسابقه را بر عهده میگیرد. او در مسیر کشف حقیقت، وارد شبکهای پیچیده و خطرناک از فساد سیستماتیک، نژادپرستی و دنیای زیرزمینی جنایتکاران شهر میشود.
خلاصه داستان: یک معاون دادستان پس از کشته شدن همکارش که با او رابطه پنهانی داشته، به اتهام قتل دستگیر میشود. او هنگام تلاش برای اثبات بیگناهی خود در دادگاه، با شبکهای پیچیده از توطئههای سیاسی و رازهای خانوادگی مواجه میشود که مفهوم واقعی عدالت را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: در خیابانهای گرم و جرمزدهی لوسآنجلس، نبرد خونینی میان باندهای تبهکار در جریان است. در این میان، یک شکارچی فضایی پیشرفته و بیرحم وارد شهر شده تا انسانها را برای سرگرمی شکار کند. حالا سرهنگ مایک هریگان باید برای نجات شهر و بقای خود، وارد نبردی مرگبار با این موجود ناشناخته شود.
خلاصه داستان: سوزان، بازیگر هالیوودی که بهتازگی از اوردوز جان سالم به در برده، برای حفظ هوشیاری و بازگشت به حرفهاش مجبور میشود با مادر الکلی و پرنفوذ خود زندگی کند. او در این مسیر باید علاوه بر مبارزه با اعتیاد، از زیر سایه سنگین شهرت مادرش بیرون آمده و رابطه پرفراز و نشیبشان را ترمیم کند.