خلاصه داستان: تاکاتوشی، دانشجوی هنر، در قطار با دختری زیبا به نام ایمی آشنا میشود و عاشق او میشود. اما ایمی رازی دارد: او در دنیایی زندگی میکند که زمان در آن به صورت معکوس جریان دارد و هر روز نزدیکتر به پایان میرسد. عشقی که در برابر قوانین زمان چالش میکند و به این پرسش میپردازد: آیا میتوان عشق را حفظ کرد وقتی که هر لحظه، فاصلهشان بیشتر میشود؟
خلاصه داستان: گروهی از دزدان به رهبری «ال اوروگوئه» نقشه سرقت از بانکی در والنسیا را کشیده اما در حین عملیات کشف میکنند که یکی از گاوصندوقها دربرگیرنده اسرار سیاسی است. باران شدید راه گریز آنها را بسته و خیانتهای پنهان داستان را به کابوسی پیچیده تبدیل میکند.
خلاصه داستان: [در سالهای ۱۹۸۳ و ۲۰۱۵، معلم موسیقی و کارآگاهی از طریق خوابی رمزآلود به هم متصل میشوند. آنها باید از زنی در آینده جلوی قتل بگیرند و سرنوشت مرگبار او را تغییر دهند. رازی که د
خلاصه داستان: در دنیای افسانهای الفها، پرنسس لیا برای حفظ سنگ زندگی با شرور تاریکیآلود ملیا روبرو میشود. ملیا در مراسم عروسی ملکه الفها دست به ربودن میزند و لیا با کمک دوست انسانش لمبرت و حلفایش به نجات و نابودی شر میپردازد. فداکاری و عشق، زندگی را به لمبرت بازمیگرداند و واحد بودن دو جهان را اثبات میکند.
خلاصه داستان: دو مرد در باشگاه جنسی پاریس آشنا میشوند و طول دو ساعت را در خیابانهای صبحگاهی شهر سپری میکنند. راز هگوی درباره بیماری اچآیوی تدریجاً آشکار میشود و بین آنها ترکیبی از نزدیکی، ترس و میل قرار میگیرد. فیلمی خام و صادقانه درباره ارتباط انسانی در لحظات حساس زندگی.
خلاصه داستان: دو دوست قدیمی که از زندگی خود خسته شدهاند، تصمیم میگیرند با جعل مرگ خود و اتخاذ هویتهای جدید، زندگیشان را از نو شروع کنند. اما آنها خیلی زود متوجه میشوند افرادی که هویتشان را دزدیدهاند، درگیر مشکلات و خطرات بسیار بزرگتری بودهاند.
خلاصه داستان: ماکس، یک سرباز رومی، پس از یافتن کتیبهای باستانی که کل تاریخ بشریت را فاش میکند، در چرخهای بیپایان از سفر در زمان و تناسخ گرفتار میشود. او باید این کتیبه رازآلود را به جایگاه اصلیاش بازگرداند، در حالی که همزاد شرورش در هر دوره تاریخی تلاش میکند مانع او شود.
خلاصه داستان: جنی، پزشک جوان و متعهدی است که پس از نادیده گرفتن درخواست کمک یک زن ناشناس در اواخر شب، متوجه مرگ او میشود. او که غرق در احساس گناه شده، تصمیم میگیرد شخصاً هویت این دختر را کشف کند و در این مسیر با حقایق تاریکی از فقر و قاچاق انسان روبرو میشود.
خلاصه داستان: وینسنت، نوجوان پاریسی که بدون شناخت پدرش بزرگ شده، پس از کشف هویت او که ناشری خودخواه است، تصمیم به انتقام میگیرد. اما ورود جوزف، برادر مهربان پدرش به زندگی او، همه چیز را تغییر داده و وینسنت را با مفهوم جدیدی از عشق و پدری روبرو میکند.