خلاصه داستان: فیلم «عروسی مقصدی مادیا» یک کمدی-درام عاشقانه به کارگردانی، نویسندگی و تهیهکنندگی تایلر پری است که سیزدهمین فیلم از مجموعه مادیا محسوب میشود. داستان درباره مادیا (تایلر پری)، مادربزرگ پرهیاهو، و خانوادهاش است که برای عروسی ناگهانی تیفانی (دایموند وایت)، نوهدختر مادیا، به باهاما سفر میکنند. تیفانی که بهتازگی با زاویر (خاویر اسمالز)، رپری که روی یک قایق تفریحی ملاقات کرده، نامزد شده، اعلام میکند که عروسی در عرض دو هفته برگزار میشود. برایان (تایلر پری)، پدر تیفانی، به زاویر اعتماد ندارد و معتقد است او نابالغ است، در حالی که دبرا (تاجا وی. سیمپسون)، مادر تیفانی، بیشازحد مشتاق عروسی به نظر میرسد و رفتار مشکوکی دارد. داستان با صحنههایی مانند درگیری مادیا با سارقان در پمپبنزین، شوخیهای اغراقآمیز در هتل، و یک مهمانی مجردی خندهدار که در آن برایان با رقصندهها مواجه میشود، به موضوعات خانواده، اعتماد و بخشش میپردازد. در نهایت، تیفانی که به زاویر شک کرده، پس از شنیدن گفتوگوی احساسی والدینش به رابطهاش فرصتی دوباره میدهد و عروسی برگزار میشود. با این حال، به دلیل طنز تکراری، داستان ضعیف و بازیهای کاریکاتوری، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۰/۱۰ در IMDb و ۴۹٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای پری و تامیلا مان، صحنههای کمدی و فضای باهاما تحسین شدند، اما فیلمنامه غیرمنسجم و فقدان نوآوری نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «امپوران: ال۲» یک تریلر اکشن-سیاسی مالایامی به کارگردانی پریتیویراج سوکوماران و نویسندگی مورالی گوپی است که دنباله فیلم «لوسیفر» (۲۰۱۹) و دومین قسمت از سهگانه لوسیفر محسوب میشود. داستان پنج سال پس از افشای هویت استفن ندومپالی (موهانلال) بهعنوان خوشری ابراهام، رهبر مرموز یک سندیکای جنایی جهانی، رخ میدهد. در سال ۲۰۰۲، در میان شورشهای قومی گجرات بین هندوها و مسلمانان، زاید مسعود جوان (پریتیویراج سوکوماران) و خانوادهاش به یک خانواده سلطنتی پناه میبرند، اما به دلیل خیانت، با خطر مواجه میشوند. در زمان حال، خوشری ابراهام، با کنار گذاشتن ظاهر سیاسیاش در کرالا، وارد دنیای جنایت بینالمللی، توطئههای سیاسی و نبرد با کارتلهای مواد مخدر و گروههای جهادی میشود. داستان با صحنههایی مانند نبردهای جنگلی، سکانسهای مبارزه تنبهتن مانند «زیندا»، و تصاویر خیرهکننده از لوکیشنهای جهانی، به موضوعات قدرت، خیانت و تأثیر سیاست بر جامعه میپردازد. با این حال، به دلیل فیلمنامه شلوغ، شخصیتهای غیرضروری، و از دست دادن جذابیت استفن نسبت به فیلم اول، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۲/۱۰ در IMDb و ۴۹٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای موهانلال و منجو واریر، فیلمبرداری سوجیت واسودو، و طراحی تولید باشکوه تحسین شدند، اما داستان پراکنده، موسیقی متن ضعیف دیپاک دِو، و مدتزمان طولانی (۱۷۹ دقیقه) نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «جاط» یک اکشن-تریلر هندی به کارگردانی گوپیچاند مالیننی است که داستان بالدو پراتاپ سینگ (سانی دئول)، سربازی از هنگ جاط، را روایت میکند که بهطور اتفاقی با رانتونگا (راندیپ هودا)، یک رئیس جنایتکار بیرحم، درگیر میشود. داستان از یک رویارویی ساده آغاز میشود، زمانی که یکی از افراد رانتونگا به غذای بالدو (ایدلی) توهین میکند و او خواستار عذرخواهی میشود ("Sorry bol"). این درگیری کوچک به جنگی تمامعیار در روستاهای ساحلی تبدیل میشود، جایی که رانتونگا، یک عامل سابق LTTE که پس از جنگ داخلی سریلانکا در ۲۰۰۹ با طلای دزدیدهشده امپراتوری جنایی خود را ساخته، روستاییان را تحت سلطه دارد. بالدو، با کمک بازرس ویجایا لاکشمی (سایامی خیر) و ساتیامورتی (جگاپاتی بابو)، به مبارزه با ظلم رانتونگا و برادرش سومولو (وینیت کومار سینگ) میپردازد. داستان با صحنههایی مانند مبارزههای انفجاری، دیالوگهای پرشور مانند «دهای کیلو کا هات»، و نبرد نهایی که در آن بالدو رانتونگا را به دار میآویزد، به موضوعات عدالت، میهنپرستی و مبارزه خیر علیه شر میپردازد. با این حال، به دلیل نیمه دوم ضعیف، پیچشهای غیرمنطقی، و تمرکز بیشازحد روی اکشن، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۰/۱۰ در IMDb و ۴۵٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای دئول و هودا، موسیقی پسزمینه تامان اس، و سکانسهای اکشن تحسین شدند، اما داستان کلیشهای و پایانبندی ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم» یک ماجراجویی فانتزی زنده به کارگردانی دین دبلویز است که بازسازی فیلم انیمیشنی سال ۲۰۱۰ و بر اساس رمان کرسیدا کاول ساخته شده است. داستان در جزیره ناهموار برک رخ میدهد، جایی که وایکینگها و اژدهاها نسلهاست دشمن یکدیگرند. هیکاپ (میسون تامز)، پسر مخترع اما نادیدهگرفتهشده رئیس قبیله، استویک (جرارد باتلر)، با دوستی غیرمنتظره با اژدهایی به نام توثلس (بیدندان)، یک نایت فیوری ترسناک، سنتهای قبیله را به چالش میکشد. هیکاپ که در ابتدا در آموزش کشتن اژدها ناکام است، با کمک توثلس یاد میگیرد که اژدهاها موجودات دوستداشتنی هستند. او با همراهی آسترید (نیکو پارکر)، دختری جسور، و گابر (نیک فراست)، آهنگر عجیب قبیله، با تهدید باستانی به نام رد دث (مرگ سرخ) مواجه میشود که هم وایکینگها و هم اژدهاها را به خطر میاندازد. داستان با صحنههایی مانند پروازهای هیجانانگیز هیکاپ و توثلس، آموزش اژدهاها در میدان مبارزه، و نبرد نهایی حماسی، به موضوعات دوستی، شجاعت و صلح میپردازد. با این حال، به دلیل شباهت زیاد به نسخه انیمیشنی، برخی تغییرات جزئی مانند نقش پررنگتر گثی (روستایی سالخورده) و لحن جدیتر، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۸.۰/۱۰ در IMDb و ۷۱٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای تامز و باتلر، جلوههای ویژه اژدهاها و موسیقی جان پاول تحسین شدند، اما فقدان نوآوری و برخی طنزهای نامناسب در قالب زنده نقد شدند
خلاصه داستان: در حالی که خانواده هوشمند با رویاهای بیش از حد خود می جنگند ، آنها متوجه می شوند که تلاش برای یافتن صدای شما و جایگاه شما در جهان می تواند اتفاق بیفتد ، مهم نیست که در چه مرحله ای از زندگی قرار بگیرید.
خلاصه داستان: فیلم «بریک» یک تریلر علمی-تخیلی آلمانی است که داستان تیم (ماتیاس شوایگهوفر) و اولیویا (روبی او. فی)، زوجی در هامبورگ را روایت میکند که رابطهشان به دلیل از دست دادن بارداری و فشارهای کاری تیم، یک برنامهنویس بازیهای ویدیویی، در آستانه فروپاشی است. اولیویا که آرشیتکت است، تصمیم به ترک تیم میگیرد، اما صبح روز بعد، آپارتمان آنها بهطور مرموزی با دیوارهای سیاه غیرقابلنفوذ محصور شده و تمام درها، پنجرهها و ارتباطات قطع شده است. آنها با همسایگانی مانند ماروین (فردریک لاو) و آنا (سالبر لی ویلیامز)، زوجی معتاد، اوزوالد (اکسل ورنر)، کهنهسرباز، و نوهاش لیا (سیرا-آنا فال) متحد میشوند تا راهی برای فرار پیدا کنند. جستوجوها آنها را به آپارتمان صاحبخانه، آقای فریدمن، میرساند، جایی که دوربینهای مخفی و جسد او را پیدا میکنند. سرنخهایی مانند یادداشتهای یک برنامهنویس دیوانه و کد نوری روی دیوار، راز این محصور شدن را فاش میکند. فیلم با صحنههایی مانند شکستن دیوارها، کشف مانیتورهای جاسوسی، و رویاروییهای خشونتبار، به موضوعات انزوا، اعتماد و نقد فناوری میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، شخصیتپردازی ضعیف، و پایانبندی مبهم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۵/۱۰ در IMDb و ۳۵٪ در Rotten Tomatoes). بازی شوایگهوفر و فی، طراحی صحنه و فضای claustrophobic تحسین شدند، اما فیلمنامه آشوبناک و فقدان عمق احساسی نقد شدند.
خلاصه داستان: سریال «دکستر: رستاخیز» یک درام جنایی است که دنبالهای بر «دکستر: خون تازه» و سریال اصلی «دکستر» محسوب میشود . داستان چند هفته پس از «خون تازه» رخ میدهد، جایی که دکستر مورگان (مایکل سی. هال)، پس از اصابت گلوله توسط پسرش هریسون (جک آلکات) و زنده ماندن به لطف سرمای شدید، از کما بیدار میشود. او که متوجه رنجی که به هریسون وارد کرده، به نیویورک سیتی میرود تا او را پیدا کند و اوضاع را درست کند. اما کاپیتان آنخل باتیستا (دیوید زایاس) از پلیس متروی میامی با سؤالاتی درباره گذشته دکستر وارد داستان میشود. دکستر که بهعنوان راننده rideshare فعالیت میکند، با لئون پراتر (پیتر دینکلیج)، میلیاردری که مجموعهای از قاتلان زنجیرهای مانند لاوِل (نیل پاتریک هریس) و میا (کریستن ریتر) را گردآوری کرده، آشنا میشود. سریال با حضور شخصیتهایی مانند هری مورگان (جیمز رمار) و بازگشت کوتاه آرتور میچل (جان لیتگو) و میگل پرادو (جیمی اسمیتس)، به موضوعات تاریکی درونی، رستگاری و رابطه پدر و پسر میپردازد
خلاصه داستان: فیلم «مارشمالو» یک فیلم ترسناک-علمیتخیلی آمریکایی به کارگردانی دنیل دلپورگاتوریو در اولین تجربه کارگردانی بلندش و نویسندگی اندی گرسکوویاک است که در ۱۱ آوریل ۲۰۲۵ اکران محدودی داشت. داستان درباره مورگان (کیو لارنس)، پسری ۱۲ ساله خجالتی و درونگرا، است که پس از تجربهای آسیبزا با مرگ ناگهانی پدربزرگش (کوربین برنسن) به اردوی تابستانی فرستاده میشود. مورگان که با کابوسهای غرق شدن و ترس از آب دستوپنجه نرم میکند، در اردوگاه با پیلار (کایا چچ)، دختری جسور، دوست شده و با قلدری به نام سیجی (مکسول ویتینگتون-کوپر) مواجه میشود. در یک شب، مشاوران اردوگاه، از جمله راشل (جورجیا ویگهام)، داستان ترسناکی درباره دکتری تعریف میکنند که بچههایی که از تختشان خارج میشوند را ربوده و در زیرزمین آزمایشهای وحشتناکی روی آنها انجام میدهد. وقتی مورگان نورهای عجیبی از ساختمانی میبیند، به آنجا میرود و متوجه میشود داستان واقعی است. فیلم با پیچشی غیرمنتظره از وحشت اردوگاهی به قلمرو علمیتخیلی میرود، هویت شخصیتها را زیر سؤال میبرد و به موضوعات اندوه، هویت و دوستی میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند نیمه اول، پیچش داستانی توضیحمحور، و پایانبندی مبهم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۶۴/۱۰۰ در TMDb، ۵.۹/۱۰ در IMDb). بازی لارنس، چچ و ویتینگتون-کوپر، فضای دهه ۸۰، و طراحی بصری (مانند لباس سفید دکتر با نور روی سر) تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده، بازی ضعیف بزرگسالان، و فقدان پیگیری پس از پیچش نقد شدند. فیلم که توسط Hemlock Circle Productions تولید شده، بهعنوان یک فیلم ترسناک مناسب برای مخاطبان جوان شناخته میشود.
خلاصه داستان: فیلم «واژههای جنگ» یک درام بیوگرافی-تاریخی-تریلر به کارگردانی جیمز استرانگ و نویسندگی اریک پوپن است که داستان واقعی آنا پولیتکوفسکایا (مکسین پیک)، روزنامهنگار و فعال حقوق بشر روس را روایت میکند. این فیلم که در ۲ مه ۲۰۲۵ اکران محدودی داشت، مبارزه شجاعانه آنا برای حفظ صدایی مستقل در روسیه تحت حاکمیت پوتین را نشان میدهد. او از سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۶، با حمایت سردبیرش دمیتری موراتوف (کیاران هیندز) در روزنامه نوایا گازتا، جنایات جنگی و فساد در جنگ دوم چچن را افشا کرد، با وجود تهدیدات، مسمومیت، و خشونت. فیلم با صحنههایی مانند مذاکره آنا در بحران گروگانگیری تئاتر مسکو و گفتوگوی پرتنش با مأموری از FSB (ایان هارت)، به موضوعات حقیقت، شجاعت، و خطر روزنامهنگاری میپردازد. با این حال، به دلیل ساختار کلیشهای بیوگرافی، احساساتگرایی بیشازحد، و ریتم ناهموار، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۷۰٪ در راتن تومیتوز، ۵.۸/۱۰ در IMDb). بازی پیک، هیندز، و جیسون آیزکس (در نقش همسر آنا، ساشا)، و پیام بهموقع فیلم درباره آزادی مطبوعات تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و پایانبندی قابلپیشبینی نقد شدند. فیلم که توسط شان پن و اریک سوالول تهیه شده، با اشاره به بیش از ۱۸۰۰ روزنامهنگار کشتهشده، یادآوری برای حفاظت از آزادی مطبوعات است.
خلاصه داستان: فیلم «عروس شیطان» (به اندونزیایی: Pengantin Iblis) یک فیلم ترسناک-هیجانی اندونزیایی به کارگردانی آزهر کینوی لابیس و نویسندگی لهله لیلا است که در ۲۹ ژانویه ۲۰۲۵ منتشر شد. داستان درباره رنتی (تاسکیا نامییا)، مادری فداکار و همسری وفادار، است که با همسرش بوو (وافدا سیفان لابیس) و دختر معلولش نینا (شاکینا مدینه) زندگی میکند. پس از یک تصادف مرگبار برای نینا، رنتی برای نجات جان او با شیطانی معامله میکند، اما این معامله به بهای سنگین خون و زندگی اعضای خانوادهاش تمام میشود. رنتی، تحت فشار مادرشوهر سلطهگرش (رتنا ریانتیارنو) و مشکلات خانوادگی، تسلیم خشم و تسخیر شیطانی میشود و دست به اعمالی خشونتآمیز، از جمله قتل خواهرشوهرش سیتی (گیوینا لوکیتا) و دیگران، میزند. فیلم با صحنههای تسخیر، مانند خندههای هیستریک رنتی در حمام و کشتارهای خونین، به موضوعات خشم زنانه، فداکاری مادرانه و عواقب معاملات فاوستی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، ریتم کند، استفاده بیشازحد از پرشهای ترسناک (جامپاسکر)، و صحنههای تسخیر اغراقآمیز که گاهی کمدی به نظر میرسند، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۵.۶/۱۰ در IMDb، ۵۵٪ در راتن تومیتوز). بازی تاسکیا نامییا، جلوههای ویژه و آرایش، و فیلمبرداری تحسین شدند، اما موسیقی پسزمینه بلند و پایانبندی ساده نقد شدند