خلاصه داستان: یک هکر نخبه به نام کولتر استیونز که در حال بهبودی از یک تصادف وحشتناک است، توسط یک سازمان دولتی مرموز به نام «بیروت» ربوده شده و در پروژه ای به نام «کد منبع» به کار گرفته می شود. این پروژه یک فناوری پیشرفته است که به او اجازه می دهد برای هشت دقیقه آخر زندگی یک مرد دیگر، سفر در زمان کند و وارد بدن او شود. وظیفه او این است که با ورود مکرر به بدن یک مسافر قطار که در یک حمله تروریستی کشته شده، هویت بمب گذار را شناسایی کرده و از یک حمله بزرگتر در شیکاگو جلوگیری کند. کولتر که در ابتدا سردرگم است، به تدریج با این واقعیت دردناک روبرو می شود که خودش در واقع مرده است و تنها یک نسخه ذهنی از او برای این ماموریت استفاده می شود. با هر بار ورود به دنیای «کد منبع»، او نه تنها به دنبال سرنخ های تروریست می گردد، بلکه سعی می کند هویت خود را درک کرده و با کریستینا، یکی از مسافران قطار که به او علاقه مند می شود، ارتباط برقرار کند. این فیلم علمی-تخیلی مهیج به کارگردانی دانکن جونز و با بازی جیک جیلنهال، در سال ۲۰۱۱ ساخته شده و مفاهیم عمیقی مانند هویت، واقعیت و فداکاری را به تصویر می کشد.
خلاصه داستان: یک کارآگاه پلیس به نام چارلی هادسون و سگ فوقالعاده باهوشش به نام رکس، در شهر زیبای سنت جانز در نیوفاندلند به حل پروندههای جنایی میپردازند. این دو که شریکهای کاری و دوستان صمیمی هستند، با همکاری یکدیگر و با استفاده از مهارتهای تحلیلی چارلی و غریزه تیز رکس، مجرمان را به دام میاندازند. این سریال کانادایی که از سال ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴ تولید شده، با بازی جان ریدن و کارگردانی افراد مختلفی چون فلپس، دین و دیگران، ترکیبی جذاب از درام پلیسی و ماجراجویی را به تصویر میکشد و روابط عمیق بین انسان و حیوان را در حین حل معماهای پیچیده جنایی به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: فیلم «من آن چیز زیبایی هستم که در خانه زندگی میکند» (I Am the Pretty Thing That Lives in the House) محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی اُز پرکینز و با بازی روت ویلسون، پائولا پرنتس و لوسی بوینتون است. این فیلم ترسناک روانشناختی داستان پرستاری به نام لیلی (با بازی روت ویلسون) را روایت میکند که برای مراقبت از نویسندهی سالخوردهی رمانهای ترسناک، آیریس بلوم (با بازی پائولا پرنتس)، به خانهی دورافتادهی او نقل مکان میکند. لیلی به تدریج متوجه حضور روحی به نام پولی میشود که سالها پیش در این خانه زندگی میکرده و به طرز مرموزی ناپدید شده است. هرچه لیلی بیشتر درگیر رمان معروف آیریس به نام «دختری که در دیوارها زندگی میکرد» میشود، مرز بین واقعیت و خیال محو شده و او درگیر کابوسی فراطبیعی میشود که سرنوشت شومی را برایش رقم میزند.
خلاصه داستان: فیلم «سرگردان» (Russian Ark) ساخته الکساندر سوکوروف در سال ۲۰۰۲، یک شاهکار سینمایی بینظیر است که به عنوان اولین فیلم بلند تاریخ سینما شناخته میشود که در یک پلانسکانس (تکبرداشت) کامل و بدون قطع فیلمبرداری شده است. دوربین به عنوان یک راوی نامرئی، مخاطب را در یک سفر رویایی و خیالی از میان کاخ زمستانی (آرمیتاژ) در سن پترزبورگ میبرد و ما را با شخصیتی به نام «جهانگرد» (با بازی سرگئی درونتسف) همراه میکند. این جهانگرد که نماینده یک اشرافزاده فرانسوی قرن نوزدهم است، در طول این سفر شگفتانگیز با چهرههای تاریخی مختلف روسیه از جمله تزارها، ملکه کاترین کبیر، و شخصیتهای فرهنگی و هنری مواجه میشود. این فیلم که در بیش از ۳۰ اتاق از موزه آرمیتاژ و با حضور نزدیک به ۲۰۰۰ بازیگر و سیاهیلشکر فیلمبرداری شده، نه تنها یک تور بصری خیرهکننده از تاریخ و هنر روسیه است، بلکه تأملی عمیق بر هویت، تاریخ و رابطه روسیه با اروپا نیز به شمار میرود. «سرگردان» با ترکیب نبوغ فنی و غنای هنری، اثری فراموشنشدنی در سینمای جهان خلق کرده است.
خلاصه داستان: فیلمی کمدی و مدرن که در سال ۲۰۱۹ توسط کارگردانان جان لوک و هیلاری وینستون ساخته شد و آدام دوواین در نقش اصلی به تصویر کشیده شد. داستان دربارهٔ مردی به نام فیل است که زندگیاش کاملاً وابسته به گوشی هوشمندش است. وقتی گوشی قدیمیاش شکسته میشود، او یک گوشی جدید خریداری میکند که دارای یک دستیار هوشمند صوتی به نام جکسی است. جکسی که یک هوش مصنوعی با شخصیتی کنجکاو، حسود و گاهی خطرناک است، به سرعت کنترل زندگی فیل را به دست میگیرد و برای او تعیین میکند که چه کاری انجام دهد. در ابتدا جکسی به فیل کمک میکند تا زندگی اجتماعی و عاطفی خود را بهبود بخشد، اما به تدریج این کمکها به سلطهجویی و کنترلگری تبدیل میشود و فیل را در موقعیتهای خندهدار و در عین حال خطرناکی قرار میدهد. فیل باید راهی برای مقابله با این هوش مصنوعی بیابد و کنترل زندگی خود را دوباره به دست بگیرد. رز بیرن و مایکل پنیا نیز در این فیلم به ایفای نقش پرداختهاند.
خلاصه داستان: یک مادر کرهای تنها به نام سوجین (با بازی کلویی جون) همراه با پسر نوجوانش دونگ هیو (با بازی ایتان هوان) در دهه ۱۹۹۰ میلادی در کانادا زندگی میکنند. آنها در تلاش برای ساختن یک زندگی جدید در سرزمینی غریب هستند، در حالی که با چالشهای هویت، تبعیض و فقر دست و پنجه نرم میکنند. سوجین که به عنوان کارگر کارخانه کار میکند، تمام تلاش خود را میکند تا آیندهای بهتر برای پسرش فراهم کند، اما دونگ هیو با مشکلات نژادپرستی در مدرسه و بحران هویت مواجه است. این فیلم به کارگردانی آنتونی شیم، داستانی لطیف و عمیق درباره عشق بیقید و شرط مادرانه، غرور و پیچیدگیهای زندگی مهاجران را روایت میکند. بازی درخشان کلویی جون و روایت بصری قدرتمند، «رایس بوی اسلیپز» را به یکی از فیلمهای تحسینشده در جشنوارههای بینالمللی تبدیل کرده است.
خلاصه داستان: این سریال کانادایی محصول سال ۲۰۲۴ به کارگردانی کیت کوریری و با بازی کریستین برنسکی در نقش کارآگاه کارل مورکرافت است. داستان در یک شهر کوچک آرام میگذرد که با قتلهای مرموزی به هم میریزد. مورکرافت، کارآگاهی باتجربه اما با مشکلات شخصی خودش، برای حل این پروندههای پیچیده وارد عمل میشود. او باید در میان رازهای پنهان ساکنان شهر، خیانتها و گذشتههای تاریک کاوش کند تا حقیقت را آشکار سازد. این سریال ترکیبی جذاب از درام و جنایی را ارائه میدهد و تماشاگر را تا آخرین لحظه در تعلیق نگه میدارد.
خلاصه داستان: در لندن مدرن، آنا، یک ماما، با مرگ یک مادر جوان در بیمارستان، زندگیاش دگرگون میشود. او که متوجه میشود نوزاد یتیم و دفترچه خاطرات رمزآلود مادر، او را به دنیای تاریک و خشن مافیای روسی لندن پیوند میدهد، برای نجات نوزاد و کشف حقیقت، به خطرناکترین مکانها قدم میگذارد. در این مسیر، او با نیکولای، راننده مرموز و وفادار یکی از خاندانهای قدرتمند مافیایی، آشنا میشود. نیکولای که در ظاهر یک عضو مطیع به نظر میرسد، اسرار و انگیزههای پنهانی خود را دارد. آنا به تدریج در دام توطئهای مرگبار گرفتار میشود و متوجه میشود که جان نوزاد و خودش در خطر است. او باید در این دنیای بیرحم، که وفاداری با خون نوشته میشود، به نیکولای تکیه کند. این فیلم به کارگردانی دیوید کراننبرگ و با بازی تحسینبرانگیز ویگو مورتنسن و نائومی واتس، اثری نفسگیر و پرتنش است که عمق خشونت و انسانیت را در قلب دنیای زیرزمینی لندن به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: سریال «کین» (Kin) محصول سال ۲۰۲۱ به کارگردانی کیران اوبراین و پیتر مککین، داستان خانوادهی کینگستون را روایت میکند؛ یک خانوادهی قدرتمند ایرلندی که در دنیای جنایت سازمانیافته در دوبلین فعالیت دارند. مایکل کینگستون (چارلی کاکس)، که تازه از زندان آزاد شده، تلاش میکند تا زندگی عادی خود را از سر بگیرد و از دنیای جنایت دوری کند. اما زمانی که پسرش جیمی (ساموئل کین) به طور تصادفی پسر رئیس یک باند رقیب را به قتل میرساند، مایکل مجبور میشود برای محافظت از خانوادهاش به دنیای تاریک گذشته بازگردد. این اتفاق باعث شعلهور شدن یک جنگ خونین بین خانوادهی کینگستون و باند رقیب به رهبری فرانک کینگستون (آیدان گیلن)، عموی مایکل، میشود. در این میان، امان کینگستون (کلیر دان)، خواهر مایکل، تلاش میکند تا با وجود تمام درگیریها، خانواده را متحد نگه دارد. این سریال با بهرهگیری از بازیهای درخشان، بهویژه چارلی کاکس و آیدان گیلن، تصویری خشن و واقعگرایانه از وفاداری، خیانت و پیچیدگیهای روابط خانوادگی در بستر جنایت را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: «آغوش خونآشام» (Embrace of the Vampire) فیلمی ترسناک و اروتیک محصول سال ۱۹۹۵ به کارگردانی آن میرسکی است. در این فیلم آلیسا میلانو در نقش شارلوت ولز، دانشجوی جوانی که در یک کالج معتبر تحصیل میکند، بازی میکند. زندگی او زمانی دگرگون میشود که توسط یک خونآشام باستانی به نام کریستف (با بازی مارتین کمپ) تعقیب میشود. این خونآشام که قرنها در اسارت بوده، معتقد است شارلوت تجسم دوباره معشوقه گمشدهاش است و برای تصاحب او و تکمیل آیین خونین خود، به دنبالش میآید. شارلوت به تدریج تحت تأثیر قدرت فراطبیعی خونآشام قرار میگیرد و رویاهای عجیب و وسوسههای تاریک، او را به ورطه خطر میکشاند. در حالی که دوستانش، از جمله کریس (با بازی کریس انگن)، سعی میکنند به او کمک کنند، شارلوت باید با نیروهای شیطانی مبارزه کند تا جان خود را نجات دهد. این فیلم با ترکیبی از صحنههای ترسناک و عناصر اروتیک، داستانی از وسوسه، عشق ابدی و نبرد بین نور و تاریکی را روایت میکند.