خلاصه داستان: فیلم «انجیل متی» ساخته پیر پائولو پازولینی در سال ۱۹۶۴، روایتی نئورئالیستی و مستندگونه از انجیل متی است که با بازی انریکه ایرازوکی در نقش عیسی مسیح، سوزانا پازولینی به عنوان مریم و ماریو سوکراته در نقش یوسف، داستان تولد معجزهآسای مسیح، تعلیمات الهی او، معجزات شگفتانگیز، خیانت یهودا، محاکمه، مصلوب شدن و رستاخیز او را با زبانی ساده، شاعرانه و نزدیک به متن مقدس به تصویر میکشد و با فیلمبرداری سیاهوسفید در لوکیشنهای واقعی جنوب ایتالیا، عمق ایمانی و انسانی انجیل را بازسازی میکند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۲، فیلم کمدی-ماجراجویانه «آستریکس و اوبلیکس: خدا بریتانیا را حفظ کن» به کارگردانی لوران تیرار با بازیهای درخشان ژرار دوپاردیو در نقش اوبلیکس، ادوآر بر در نقش آستریکس، فابیس لوشینی به عنوان ژولیوس سزار و کاترین دنوو در نقش ملکه کوردلیا اکران شد. داستان در بریتانیای باستان میگذرد؛ سزار روم که از شکستهای مداوم در برابر گائولهای شکستناپذیر خشمگین است، با فتح بریتانیا قصد انتقام دارد. ملکه بریتانیا از سزار کمک میخواهد، اما او به جای لژیونرها، آستریکس و اوبلیکس را با معجون جادویی به جزیره میفرستد تا مقاومت را درهم بشکنند، غافل از اینکه دو جنگجوی غولپیکر به اشتباه به شورشیان بریتانیایی میپیوندند و با ماجراهای خندهدار و نبردهای حماسی، نقشه سزار را به هم میریزند.
خلاصه داستان: فیلم «اگر چهار شتر یکبرگ داشتم» ساخته کریس مارکر در سال ۱۹۶۶، یک اثر مستند شاعرانه و تجربی است که از مجموعهای از تصاویر آرشیوی سفرهای مارکر به نقاط مختلف جهان مانند چین، اسرائیل، ژاپن و سیبری تشکیل شده و با شعرهای الهامبخش و موسیقی زیبا همراه است؛ این فیلم کوتاه بدون روایت خطی، خاطرات شخصی، تصاویر خیابانی و مناظر فرهنگی را به صورت collageای زیبا به نمایش میگذارد و کاوشی عمیق در هویت، سفر و گذر زمان ارائه میدهد، بدون حضور بازیگران اصلی و تمرکز بر جنبههای بصری و صوتی خیرهکننده.
خلاصه داستان: فیلم کافه فلور (۲۰۱۱) به کارگردانی ژان-مارک واله، دو داستان موازی را به تصویر میکشد: در مونترال سال ۲۰۱۱، آنتوان (کوین پرنت) دیجی موفقی است که با جدایی از همسر سابقش کارول (هلن فلورانت) و عشق جدیدش رزی (ونسا پارادیس) درگیر چالشهای عاطفی است، و در پاریس دهه ۱۹۶۰، مادری به نام رزی (ونسا پارادیس) با عشق بیحد به پسر معلولش لوران (امیل واله) او را از مرگ نجات میدهد و بزرگ میکند. این روایتهای بههمپیوسته، کاوشی عمیق در عشق، جدایی و پیوندهای ماورایی است که با موسیقی و تصاویر خیرهکننده، تماشاگر را مسحور میکند.
خلاصه داستان: فیلم «کلیدهای سارا» ساخته ژیل پاکه-برنر در سال ۲۰۱۰، داستان دوگانهای را روایت میکند که در دو بازه زمانی ۱۹۴۲ و ۲۰۰۹ رخ میدهد؛ در پاریس اشغالی توسط نازیها، دختری ۱۰ ساله یهودی به نام سارا استارزینسکی (با بازی نلیت فاروآر)، برای نجات برادر کوچکش از دستگیری، او را در کمد آپارتمانشان قفل میکند و کلید را نگه میدارد، اما خودش به اردوگاه کار اجباری منتقل میشود. دههها بعد، خبرنگار آمریکایی جولیا جرماکووا (کریستین اسکات توماس) در حال تحقیق برای مقالهای درباره سالگرد دستگیری یهودیان پاریس، آپارتمان خانواده سارا را کشف میکند و سفری احساسی و پرماجرا برای کشف راز کلید آغاز میشود، با بازیگرانی چون نیلز آرستروپ و آیدان کوئین که عمق درام هولوکاست و میراث خانوادگی را به تصویر میکشند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۶۵، فیلم کمدی «چه خبر پوسکی؟» به کارگردانی کلایو دانر با بازی پیتر سلرز در نقش روانکاوی وسواسی، پیتر اوتول به عنوان ویراستار مد جذاب مایکل جیمز، رامی اشنایدر، کاپوسین و وودی آلن در نخستین نقشآفرینی سینماییاش، ماجرای مردی جوان و خوشتیپ را روایت میکند که از روابط جنسی پراکنده و بیپایان خود خسته شده و به روانکاو مراجعه میکند، اما روانکاو دیوانهتر از اوست و با هم وارد ماجراهای طنزآمیز، پرهرجومرج و پر از موقعیتهای خندهدار در پاریس میشوند که زندگی همه را زیرورو میکند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۶۵، فیلم جنایی «قتل در قطار خواب» به کارگردانی کاستا-گاوراس با بازی ایو مونتان در نقش کارآگاه گراندژیل، سیمون سینیوره به عنوان مادر مقتول و پیر مندی، داستانی نفسگیر از قتل مرموز یک دختر جوان به نام ژرژت در کوپه قطار شبانه پاریس به مارسی را روایت میکند؛ جایی که شش شاهد مشکوک هر کدام رازهای تاریکی دارند و تحقیقات پلیس به شبکهای پیچیده از دروغها، خیانتها و جنایات پنهان کشیده میشود و تماشاگر را تا آخرین لحظه در تعلیق نگه میدارد.
خلاصه داستان: یک کمدی/درام در یک روستا و با محوریت نبرد بین دو جنس، که در آن زنان تهدید میکنند که اگر مردانشان از آوردن آب از یک چاه دورافتاده امتناع کنند، از محبتهای جنسی خودداری میکنند.
خلاصه داستان: فیلم سانداون (۲۰۲۱) به کارگردانی میشل فرانکو با بازی تیم روث، شارلوت گینزبورگ و ایازوا لاریوس، داستان خواهر و برادر ثروتمندی به نامهای نیل و آلیس را روایت میکند که همراه خانوادهشان در تعطیلات ساحلی لوکس مکزیک به سر میبرند. با دریافت خبر مرگ ناگهانی مادربزرگشان، ارثیه هنگفتی در میان است، اما وقایع غیرمنتظرهای رخ میدهد که روابط خانوادگی را به چالش میکشد، هویت واقعی آنها را زیر سؤال میبرد و آنها را در برابر تنهایی، خیانت و واقعیتهای تلخ زندگی قرار میدهد، در حالی که غروبهای زیبا ساحل شاهد فروپاشی تدریجیشان است.