خلاصه داستان: فیلم «پینوکیو ساخته گیرمو دل تورو» یک انیمیشن استاپموشن موزیکال-فانتزی به کارگردانی مشترک گیرمو دل تورو و مارک گوستافسون، با فیلمنامهای از دل تورو و پاتریک مکهیل، است که بر اساس رمان «ماجراهای پینوکیو» نوشته کارلو کولودی و با الهام از نسخه ۲۰۰۲ ساخته روبرتو بنینی ساخته شده و در ۹ نوامبر ۲۰۲۲ در سینماهای محدود و در ۹ دسامبر ۲۰۲۲ در نتفلیکس منتشر شد. داستان در ایتالیای فاشیستی دهه ۱۹۳۰ رخ میدهد و درباره ژپتو (دیوید بردلی)، نجاری سالخورده است که پس از مرگ پسرش کارلو در بمباران جنگ جهانی اول، در غم و انزوا به سر میبرد. یک شب، پری چوبین (تilda سویتون) به عروسکی چوبی که ژپتو ساخته جان میدهد و او را پینوکیو (گرگوری مان) مینامد. پینوکیو، برخلاف نسخههای سنتی، موجودی کنجکاو و سرکش است که با جیرجیرک سخنگو، سباستین (ایوان مکگرگور)، همراه میشود. او در تلاش برای درک معنای زندگی و جلب محبت ژپتو، با شخصیتهایی مانند کونت ولپه (کریستوف والتز)، یک نمایشگر دورهگرد فاسد، و پادستا (ران پرلمن)، یک مقام فاشیست که سعی دارد او را به سرباز تبدیل کند، مواجه میشود. داستان با صحنههایی مانند آواز پینوکیو در نمایش عروسکی («Everything is New to Me»)، نبرد با هیولای دریایی، و لحظات احساسی در کلیسا و اردوگاه آموزشی، به موضوعات مرگ، عشق خانوادگی و مقاومت در برابر فاشیسم میپردازد. فیلم پایانی تکاندهنده و غیرسنتی دارد که بر پذیرش مرگ و گذرا بودن زندگی تمرکز دارد. با این حال، به دلیل لحن تاریکتر از نسخههای کلاسیک و مدتزمان طولانی (۱۱۷ دقیقه)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۶/۱۰ در IMDb و ۹۷٪ در Rotten Tomatoes). انیمیشن استاپموشن، صداپیشگی مان و مکگرگور، موسیقی الکساندر دسپلا، و آهنگ «Ciao Papa» تحسین شدند، اما برخی داستان را بیشازحد سنگین برای مخاطبان جوان دانستند. فیلم برنده اسکار بهترین انیمیشن بلند شد و با بودجه ۳۵ میلیون دلار، ۷۱.۲ میلیون دلار فروش جهانی داشت.
خلاصه داستان: فیلم «مامان شببخیر» یک تریلر روانشناختی-ترسناک آمریکایی به کارگردانی مت سوبل و نویسندگی کایل وارن است که بازسازی فیلم اتریشی «Ich seh, Ich seh» (2014) بوده و در ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۲ در پرایم ویدیو منتشر شد. داستان درباره برادران دوقلوی الیاس و لوکاس (کامرون و نیکلاس کروتی) است که پس از جدایی والدینشان، برای تعطیلات نزد مادرشان (نائومی واتس)، یک بازیگر معروف، به خانه روستایی او میروند. مادرشان که به دلیل عمل جراحی زیبایی صورتش بانداژ شده، رفتار عجیبی از خود نشان میدهد: سیگار کشیدن، پاره کردن نقاشی بچهها، وضع قوانین سختگیرانه مانند ممنوعیت ورود به انبار، و توجه نکردن به لوکاس. این رفتارها باعث میشود دوقلوها مشکوک شوند که این زن مادر واقعیشان نیست. داستان با صحنههایی مانند کابوس الیاس که مادرش را بهعنوان موجودی سیاه زیر بانداژها میبیند، سیلی زدن مادر به الیاس، و تلاش بچهها برای فرار با بستن مادر به تخت، به موضوعات غم، گناه و هویت میپردازد. در پایان، مشخص میشود که لوکاس پس از یک حادثه غمانگیز فوت کرده و رفتارهای عجیب مادر به دلیل غم از دست دادن او و جدایی از همسرش بوده است. با این حال، به دلیل حذف صحنههای خشونتآمیز نسخه اصلی (مانند استفاده از چسب و ذرهبین)، فقدان تنش و ابهام، و پایانبندی ناگهانی، نقدهای متوسطی دریافت کرد (امتیاز ۵.۷/۱۰ در IMDb و ۳۷٪ در Rotten Tomatoes). بازی واتس و کروتیها، فیلمبرداری الکساندر دینان، و موسیقی الکس وستون تحسین شدند، اما فیلمنامه بیشازحد توضیحی، کارگردانی کمهیجان، و عدم نوآوری نسبت به نسخه اتریشی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «دون ژوان» یک درام-کمدی-موزیکال فرانسوی-بلژیکی به کارگردانی سرژ بوزون است که در بخش «نخستینهای کن» جشنواره کن ۲۰۲۲ به نمایش درآمد. داستان درباره لوران (طاهر رحیم)، بازیگر تئاتری است که نقش دون ژوان، فاتح افسانهای قلب زنان، را بازی میکند. او در روز عروسیاش توسط نامزدش، ژولی (ویرژینی افیرا)، در پای محراب رها میشود و پس از آن، در هر زنی که ملاقات میکند، تصویر ژولی را میبیند. لوران برای ترمیم قلب شکسته و غرورش، سعی میکند با پیشبردهای موزیکال و نمایشی، زنان را فریب دهد، اما هیچکس به او پاسخ مثبت نمیدهد. در همین حال، در تئاتر، بازیگر اصلی زن استعفا میدهد و ژولی، نامزد سابق لوران، بهعنوان جایگزین وارد میشود و تنشهای عاطفی را تشدید میکند. داستان با صحنههایی مانند آوازخوانی لوران در باران، اجراهای تئاتری با آهنگهای بنجامین اسدرافو، و دیالوگهای طنزآمیز درباره عشق و خودشیفتگی، به موضوعات عشق، شکست عاطفی، و نقد مردانگی سمی در عصر #MeToo میپردازد. با این حال، به دلیل لحن گاه بیشازحد روشنفکرانه، ریتم ناهموار، و فقدان احساسات عمیق، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۴.۶/۱۰ در IMDb و ۴۴٪ در Rotten Tomatoes). بازی رحیم و افیرا، طراحی صحنه مجلل، و بازسازی خلاقانه افسانه دون ژوان تحسین شدند، اما داستان پیچیده و برخی اجراهای موزیکال ضعیف نقد شدند. فیلم با بودجه محدود ساخته شد و تنها ۱۳۴,۸۹۵ دلار فروش جهانی داشت.
خلاصه داستان: فیلم «کلاسیکو» یک کمدی-عاشقانه فرانسوی به کارگردانی ناتانائل گود و آنتونی مارسیانو است که در پسزمینه رقابت فوتبالی بین پاری سن ژرمن (PSG) و المپیک مارسی (OM) روایت میشود. داستان درباره سامی (احمد سیلا)، یتیمی که در مارسی کارمند سادهای در ورزشگاه OM است و از یتیمخانهای حمایت میکند که در کودکی در آن بزرگ شده است. وقتی یتیمخانه به دلیل بدهی در آستانه تعطیلی قرار میگیرد، سامی و کودکان تصمیم میگیرند با گرفتن سلفی با جام قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا (متعلق به OM در سال ۱۹۹۳) در اینستاگرام پول جمع کنند. اما جام توسط هواداران PSG دزدیده میشود. سامی، که به دلیل ترومای کودکی هرگز از مارسی خارج نشده، برای بازگرداندن جام به پاریس سفر میکند و در آنجا با لیزا (آلیس بلیدی)، هوادار PSG، آشنا میشود. او با هویت جعلی به گروه هواداران PSG نفوذ میکند و با موقعیتهای طنزآمیز مانند رقص در مهمانیها و درگیری با هواداران رقیب مواجه میشود. داستان با صحنههایی مانند سرقت جام، نزاعهای خندهدار در استادیوم، و رابطه عاشقانه سامی و لیزا، به موضوعات هویت، وفاداری و آشتی بین رقبا میپردازد. با این حال، به دلیل سوراخهای داستانی، طنز گاه کلیشهای، و پایانبندی قابلپیشبینی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۸/۱۰ در IMDb و ۶۰٪ در Allociné). بازی احمد سیلا، حضور افتخاری فوتبالیستها مانند ژان-کلود بیلونگ، و موسیقی متن تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف و کمبود عمق در شخصیتهای فرعی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «گرگ و شیر» یک ماجراجویی خانوادگی فرانسوی-کانادایی به کارگردانی ژیل دو مستر و نویسندگی او و همسرش پرون دو مستر است. داستان درباره آلما (مولی کانز)، دانشجوی ۲۰ ساله موسیقی کلاسیک در نیویورک، است که پس از مرگ پدربزرگش به کلبه کودکیاش در جزیرهای دورافتاده در جنگلهای کانادا بازمیگردد. او در آنجا یک توله شیر که از هواپیمای سقوطکرده سیرکی نجات یافته و یک توله گرگ که همراه مادرش، دوست قدیمی پدربزرگ آلما، به کلبه پناه آورده، پیدا میکند. آلما تصمیم میگیرد از این دو توله، که آنها را موتزارت (گرگ) و دریمر (شیر) نامگذاری میکند، مراقبت کند، اما به دلیل مخالفتهای پدرخواندهاش جو (گراهام گرین) و جنگلبانان، آنها را مخفی نگه میدارد. وقتی آلما برای تست نوازندگی پیانو به لسآنجلس میرود، مادر گرگ توسط دانشمندان برای انتقال به مرکز پرورش گونه در معرض انقراض (Canis lupus nyx) بیهوش و برده میشود. پس از تصادف آلما و بستری شدنش، موتزارت به مرکز حفاظت و دریمر به سیرکی ظالم فرستاده میشود. این دو حیوان که مانند برادر با هم بزرگ شدهاند، سفری خطرناک در طبیعت کانادا آغاز میکنند تا دوباره به هم و به آلما برسند. فیلم با مناظر خیرهکننده، موسیقی زیبا و پیامهای حفاظت از حیوانات و دوستی، برای مخاطبان خانوادگی جذاب است، هرچند داستان قابلپیشبینی و بازیهای انسانی ضعیف از نقاط ضعف آن هستند
خلاصه داستان: فیلم «کلاغ» یک اکشن-فانتزی-ابرقهرمانی آمریکایی به کارگردانی روپرت سندرز و بر اساس کامیک جیمز اوبار از سال ۱۹۸۹ است. داستان درباره اریک دراون (بیل اسکاشگورد)، جوانی معتاد با گذشتهای آشوبزده، است که در یک مرکز بازپروری با شلی (افکیای توییگز)، موسیقیدانی با مشکلات مشابه، آشنا میشود. آنها عاشق هم شده و فرار میکنند، اما وقتی شلی ویدیویی افشاگرانه علیه وینسنت روگ (دنی هیوستون)، ارباب جنایتکار با قدرتهای شیطانی که روح انسانها را به جهنم میفرستد، دریافت میکند، هر دو به قتل میرسند. اریک در برزخ توسط کرونوس (سامی بوعجیلا)، راهنمای ارواح، فرصتی برای بازگشت به دنیای زندگان و گرفتن انتقام مییابد تا روح شلی را نجات دهد. او با کمک کلاغی عرفانی به «کلاغ» تبدیل شده و با قدرتی که او را نامیرا میکند، به شکار روگ و افرادش میرود. اما وقتی متوجه میشود شلی تحت کنترل ذهن روگ مرتکب جنایتی شده، عشقشان به چالش کشیده میشود. اریک با قربانی کردن خود برای نجات شلی، با روگ در عمارت اپرا روبهرو میشود. فیلم با اکشنهای خونین، موسیقی قوی و تمهای عشق و انتقام، بازسازی مدرنی از نسخه ۱۹۹۴ است، هرچند از ضعفهای داستانی و کمبود شیمی بین زوج اصلی رنج میبرد.
خلاصه داستان: فیلم «ام - ماموریت امید» یک درام ماجراجویی-علمیتخیلی است که در جهانی پساآخرالزمانی رخ میدهد، جایی که یک ویروس مرگبار بشریت را به موجوداتی خونخوار تبدیل کرده است. داستان درباره مارکو، پسری هشتساله است که با پدر منزوی و سختگیرش در کلبهای دورافتاده در جنگل زندگی میکند و جز از طریق کتاب مصور محبوبش، چیزی از دنیای پیش از فاجعه نمیداند. زندگی مارکو با ملاقات میکا، پسری همسن با سندرم داون، و مادرش آنا تغییر میکند. دوستی این دو کودک به مارکو شادی و امید میبخشد، اما یک حادثه ناگوار آنها را مجبور میکند تا جنگل امن را ترک کرده و به شهرهای ویرانشده پر از خطر، از جمله زامبیها، سفر کنند. داستان با صحنههایی مانند گشتوگذار در ایستگاه قطار متروکه و رویارویی با موجودات آلوده، به موضوعات دوستی، بقا و امید در برابر ناامیدی میپردازد. با این حال، به دلیل افت ریتم در یکسوم پایانی، داستان کلیشهای و کمبود صحنههای پرتنش، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی کودکان، فضای بصری جنگل و شهرهای متروک، و موسیقی متن آرام تحسین شدند، اما فیلمنامه ساده و پایانبندی مبهم نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «سلام غم» یک درام عاشقانه-بلوغی به کارگردانی و نویسندگی دورگا چو-بوز در اولین تجربه کارگردانی بلند خود است که بر اساس رمان ۱۹۵۴ فرانسوا ساگان ساخته شده و در ۵ سپتامبر ۲۰۲۴ در جشنواره بینالمللی فیلم تورنتو به نمایش درآمد. داستان درباره سسیل (لیلی مکاینرنی)، دختری ۱۸ ساله، است که تابستان را با پدر بیوهاش ریموند (کلز بنگ) و معشوقه او السا (نایلیا هرزونه) در ویلایی در ریویرای فرانسه میگذراند. سسیل با سیریل (آلیوشا اشنایدر)، پسری محلی، رابطه عاشقانهای آغاز میکند، اما ورود آن (کلوئی سوینی)، دوست قدیمی مادر مرحوم سسیل و طراح مد پاریسی، تعادل را برهم میزند. آن با رویکرد ساختارمندش و رابطهای پیچیده با ریموند، حسادت و تحسین را در سسیل برمیانگیزد. سسیل برای بازپسگیری کنترل، نقشهای برای دور کردن آن طراحی میکند که به عواقب غمانگیزی منجر میشود. فیلم با تصاویر خیرهکننده ماکسیمilian پیتنر، موسیقی ملایم، و جزئیاتی مانند صدای چاقو روی سیب، به موضوعات بلوغ، حسادت و روابط پیچیده زنان میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، فیلمنامه نامنسجم، فقدان تنش در روابط، و پایانبندی ضعیف، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۶۶٪ در راتن تومیتوز، ۶۵/۱۰۰ در متاکریتیک). بازی مکاینرنی و سوینی، طراحی صحنه، و حالوهوای تابستانی تحسین شدند، اما شخصیتپردازی سطحی و عدم شیمی بین سوینی و بنگ نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «سوجو» یک درام جنایی-بلوغی مکزیکی-آمریکایی-فرانسوی به کارگردانی و نویسندگی آسترید روندرو و فرناندا والادز است که جایزه بزرگ هیئت داوران سینمای جهان را در جشنواره ساندنس ۲۰۲۴ برد. داستان درباره سوجو (کوین آگیلار در کودکی، خوان خسوس وارلا در جوانی)، پسری ۴ ساله است که پس از قتل پدرش، یک آدمکش کارتل به نام خسوس «ال اوچو»، یتیم میشود. عمهاش نِمِسیا (یادیرا پرز) او را از انتقام کارتل نجات داده و در کلبهای دورافتاده در میچوآکان مکزیک بزرگ میکند. سوجو در کودکی منزوی، در کنار عمهها و پسرعموهایش جرمری (خایرو هرناندز) و جای (الکسیس وارلا) بزرگ میشود. در نوجوانی، وسوسه شده و به کارتل محلی میپیوندد، اما پس از قتل جرمری در جنگ باندی، نمسیا او را به مکزیکوسیتی میفرستد. در آنجا، سوجو با معلم ادبیاتش سوزان (ساندرا لورنزانو) آشنا میشود و به تحصیل روی میآورد، اما گذشتهاش دوباره او را گرفتار میکند. فیلم با ساختار چهارفصلی، تصاویر خاکستری و رویایی از خیمنا آمان، و موسیقی پراکنده، به موضوعات سرنوشت، چرخه خشونت، و تلاش برای رهایی میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، پایانبندی مبهم، و شخصیتپردازی محدود برخی نقشها، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۹۷٪ در راتن تومیتوز، ۸۰/۱۰۰ در متاکریتیک). بازی وارلا، فضای فیلم، و پیام اجتماعی آن تحسین شدند، اما داستان خطی و فقدان خشم کافی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «پسران» (به دانمارکی: Vogter) یک تریلر روانشناختی محصول مشترک دانمارک و سوئد به کارگردانی گوستاو مولر و نویسندگی مشترک او و امیل نیگارد آلبرتسن است که در بخش مسابقه جشنواره برلیناله ۲۰۲۴ نمایش داده شد. داستان حول اوا هانسن (سیدسه بابِت نودسن)، نگهبان زندان ایدهآلگرا، میچرخد که با ورود میکِل (سباستین بول سارنینگ)، قاتل پسرش، به زندان محل کارش با بزرگترین معضل زندگیاش مواجه میشود. اوا بدون افشای رازش، درخواست انتقال به بخش میکِل، خشنترین و خطرناکترین بخش زندان، را میدهد. این تصمیم او را وارد یک بازی روانشناختی پرتنش با میکِل میکند، جایی که او با سوءاستفاده از قدرت خود، از کارهای کوچک مانند محروم کردن میکِل از سیگار تا اقدامات شدیدتر، انتقام میگیرد. فیلم که در زندان متروکه وریدسلوسلیل نزدیک کپنهاگ فیلمبرداری شده، به موضوعات انتقام، اخلاق، و تأثیرات عاطفی غم و فقدان میپردازد. با این حال، به دلیل داستان غیرمنطقی در برخی نقاط، پایانبندی ناامیدکننده، و عدم کاوش عمیق در مضامین مانند مردانگی سمی یا سیستم زندان، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۸۰٪ در راتن تومیتوز از ۱۰ نقد، میانگین ۶/۱۰). بازی نودسن و سارنینگ، و فضای خفقانآور فیلمبرداری یاسپر جی. اسپانینگ تحسین شدند، اما فیلمنامه شلخته و ریتم ناهموار نقد شدند.