خلاصه داستان: در سال ۱۵۰۴ در جنوب فرانسه، نیرو، یک قاتل بیرحم، پس از خیانت اربابش با دختری به نام پرلا همراه میشود تا او را از چنگال جادوگران و گروههای مذهبی تندرو نجات دهد. او در این مسیر پرمخاطره باید میان انتقام و رستگاری یکی را انتخاب کند و با چالشهای جادویی و سیاسی روبهرو شود.
خلاصه داستان: «کودک صحرا» داستانی ماجراجویانه و واقعی از دختر نوجوانی به نام سان است که متوجه میشود قصه پدربزرگش درباره کودکی گمشده در طوفان شن که توسط شترمرغها بزرگ شده، حقیقت دارد. او برای کشف این راز شگفتانگیز، سفری پرمخاطره را به اعماق صحرای بزرگ آغاز میکند.
خلاصه داستان: با بازگشت یک ایل تبعیدی به روستایی دورافتاده در کوههای ترکیه، کینههای قدیمی دوباره شعلهور میشوند. در این میان، «مسوت» برادر رهبر روستا، با دیدن رویاهایی مرموز، اقتدار برادرش را به چالش میکشد؛ نبردی برای قدرت که مشخص نیست به نجات ختم میشود یا یک تراژدی هولناک.
خلاصه داستان: یک ستاره مشهور سینما در جریان یک مهمانی مجلل، توسط یک فرقه افراطی و مرموز گروگان گرفته میشود. این فرقه معتقدند برای نجات زمین از نابودی باید سه نفر قربانی شوند و حالا این ستاره در موقعیتی هولناک برای بقا و این انتخاب مرگبار قرار میگیرد.
خلاصه داستان: ماریان، همسر ۴۰ ساله یک صنعتگر ثروتمند، در میان محدودیتهای زندگی خانوادگیاش گرفتار شده است. اما زمانی که گذشتهاش دوباره زنده میشود، او با این پرسش بزرگ مواجه میشود که آیا میتواند مسیر متفاوتی را برای زندگی خود انتخاب کند؟
خلاصه داستان: در یک شهرک بومی، جوانی به نام بایو تلاش میکند با نوازندگی معجزهآسا و احضار ارواح در مراسمهای ترانس، هزینهی لازم برای نجات روستای خود از نابودی را فراهم کند. او در این مسیر باید در برابر نیروهای بیرحم مدرنسازی و سرمایهداری ایستادگی کند تا سنتها و هویت جامعهاش را حفظ نماید.
خلاصه داستان: آن، زنی ۵۵ ساله که به تازگی طعم استقلال و آرامش را چشیده است، با بازگشت ناگهانی دختر بزرگش به خانه غافلگیر میشود. این بازگشت غیرمنتظره همراه با چالشهای جدید، هیاهو و خبر ناخواسته یک بارداری، زندگی آرام او را دوباره دستخوش تغییراتی بزرگ و کمدی میکند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۲۶، ظهور موجی مرموز به نام «کیما» در سواحل یک جزیره، زندگی ساکنان را به آشوب میکشد. یک دانشمند برجسته دریایی تلاش میکند تا با کشف رازهای پنهان این پدیده علمیتخیلی، جامعه خود را از نابودی نجات دهد و پیوند انسان با طبیعت را بازتعریف کند.
خلاصه داستان: رابرت زوکینی، بازیگر فرانسوی که هر شب نقش ویکتور هوگو را روی صحنه تئاتر ایفا میکند، به طور غیرمنتظرهای با دختر بزرگشدهاش، لیزبث، روبرو میشود. او اکنون در دوراهی سختی میان شیفتگی عمیقش به هنر و عشق واقعی به فرزندش قرار میگیرد و باید مسیر جدیدی برای خودشناسی و ترمیم روابط خانوادگیاش بیابد.