خلاصه داستان: این فیلم در مورد پسر جوانی به نام جولیان است که خانوادهاش به دلیل مرگ خواهرش در شب کریسمس، این جشن را به فراموشی سپردهاند. در این میان جولیان با دختری به نام هدویگ که عاشق کریسمس است ملاقات کرده و دوباره به معجزه کریسمس ایمان میآورد و…
خلاصه داستان: آرمان، پسر بچهای شش ساله، به دلیل رفتاری نامناسب با دوستش متهم میشود. این اتفاق ساده، منجر به بروز مشکلات بزرگتری میشود و باعث ایجاد تنش و کشمکش بین والدین و مسئولان مدرسه میشود. در این میان، احساسات و انگیزههای پیچیدهای مانند جنون، خواهش و وسواس نیز وارد بازی میشوند.
خلاصه داستان: در آینده ای نه چندان دور، دانمارک به دلیل افزایش سطح آب با تخلیه کامل مواجه خواهد شد. در حالی که ملت برای ترک خانه های خود آماده می شوند، دانش آموز دبیرستانی لورا باید بین والدین مطلقه اش و پسری که عاشقش شده یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: راکل، جوانی که برنامه های زیادی برای زندگی خود دارد، ناگهان متوجه می شود که باردار است، اما او به هیچ عنوان آمادهی مادر شدن نیست. از طرفی از آنجایی که دیگر امکان سقط جنین وجود ندارد، تنها راهش فرزندخواندگی است. در میان درگیری های او با افکارش، ناگهان یک شخصیت کارتونی به نام نینجابیبی ظاهر می شود که زندگی اش را جهنم می کند.
خلاصه داستان: داستان فیلم در مورد مردی است که با وجود شجاع نبودن، اما مسئولیت بزرگی به او داده شده است؛ این که کل ذخیره طلای نروژ را در طول حمله به نروژ در زمان وقوع جنگ جهانی دوم از آلمان ها دور کند.
خلاصه داستان: زن جوانی پس از رها شدن در قبرستانی که در پارچهای با نمادهای شیطانی پیچیده شده بود، سعی میکند ریشههای خود را پیدا کند، اما وقتی به پاسخها نزدیکتر میشود، یک روح بدخواه به او میگوید که آنجا را ترک کند.
خلاصه داستان: ماجرای انیمیشن براساس داستانی واقعی روایت شده و در مورد مکتشف قطب شمال "اومبرتو نوبیل" است که به همراه سگ محبوبش "تیتینا" و چند نفر دیگر برای سفر به آخرین مکان کشف نشده روی زمین، حرکت میکنند. تلاش آنها موفقیتآمیز است، اما ...
خلاصه داستان: حالم از خودم بهم میخوره؛ فیلمی در ژانر کمدی سیاه به کارگردانی کریستوفر بورگیل است. سیگن و توماس با یکدیگر در رقابت هستند. در این میان زمانی که توماس ناگهان به عنوان یک هنرمند معاصر مورد توجه قرار میگیرد، سیگن در پاسخ، تلاشی بینتیجه را برای به دست آوردن موقعیتی بالاتر آغاز میکند. حال او از یک شخصیت جدید غیرعادی برای جلب توجه و همدردی مردم استفاده میکند اما…
خلاصه داستان: کریسمس نزدیک است و مردم یک شهر کوچک در حال آماده شدن برای جشن کریسمس هستند. در این میان دختری به نام ماریان که مشغول خرید کریسمس است ناگهان رازی باورنکردنی را کشف میکند. او در بالای قفسه یک غرفه بازی، شیرینترین خرس عروسکی را میبیند که سرش را تکان داده و عطسه میکند. حال ماریان تنها آرزویی که برای شب کریسمس دارد این است که این خرس عروسکی جادویی را داشته باشد. با این حال، تدی برنامههای متفاوتی دارد و رویای مالکی ثروتمند را در سر میپروراند تا…