خلاصه داستان: فیلم خیاط مجارستانی محصول سال ۲۰۲۴ داستانی درام و تأثیرگذار در دوران جنگ جهانی دوم را روایت میکند که حول محور زندگی زنی به نام زوزکا میچرخد. او که یک خیاط ماهر است، در شرایطی پرخطر و در بحبوحه اشغال اسلواکی توسط نیروهای نازی، تصمیم میگیرد جان خود را به خطر بیندازد و یک پسر جوان یهودی را در خانهاش پنهان کند. این فیلم به زیبایی چالشهای اخلاقی، ترس و فداکاری زنی را به تصویر میکشد که در برابر ظلم ایستاده و تلاش میکند تا با محافظت از یک بیگناه، رگهای از انسانیت را در میان وحشتهای جنگ زنده نگه دارد.
خلاصه داستان: Olga Hepnarova، یک زن جوان چکی، در سال ۱۹۷۳ در برنو، جمهوری چک، متولد شد. او از کودکی با مشکلات روانی و احساس تنهایی و انزوا مواجه بود. در سال ۱۹۷۳، Olga با یک کامیون کوچک به تعدادی از مردم حمله کرد و ۸ نفر را کشت و ۱۲ نفر دیگر را مجروح کرد. این حمله، یکی از بدترین حملات تروریستی در تاریخ چک بود. Olga در دادگاه به اعتراف پرداخت که او این حمله را به عنوان یک شکل از انتقام از جامعه انجام داده است. در نهایت، او در سال ۱۹۷۵ اعدام شد.
خلاصه داستان: در سال ۴۷۵ میلادی، روم باستان در آستانه سقوط قرار دارد و امپراتور روم، رومولوس آگوستولوس، به دست بربرها اسیر میشود. یک گروه از وفاداران، به رهبری استاد جنگ و یک فرمانده نظامی رومی، مأمور نجات وی میشوند و سپس برای یافتن شمشیر اسطورهای آرتور (که بر اساس داستان آرتور و شمشیرش، اکزکالیبر، ساخته شده) به بریتانیا سفر میکنند تا بتوانند امپراتور جوان را به قدرت بازگردانند و امپراتوری روم را از ویرانی نجات دهند.
خلاصه داستان: در سال 1905، در روسیهٔ قیصری، یک مأمور شهرداری جوان به نام سرگئی کاراکوزوو به دعوت یکی از ثروتمندترین مردان شهر، پروفسور پروتاسوف، به منزل او میرود تا در مورد یک پرونده قتل تحقیق کند. پروتاسوف مدعی است که همسرش را کشته و جسد او را در یک اتاق بسته در بالکن خانه مخفی کرده است. سرگئی که ابتدا موضوع را به شوخی میگیرد، پس از ورود به اتاق و مشاهده جسد بدون سر، متوجه وحشتناکترین کابوس زندگی خود میشود. او که خود یک قاتل سریال است و از خشونت لذت میبرد، با وجود تکان خوردن از منظره، به دنبال حقیقت و راز پشت این قتل وحشی میرود. در این راه، با رازهای تاریک خانواده پروتاسوف، روابط مسموم آنها و انگیزههای پنهان پروفسور مواجه میشود. «دیوانگی» یک فیلم ترسناک روانشناسی است که مرز بین عقل و دیوانگی، قدرت و فساد، و انسانیت و وحشت را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: در سال 2025، «استپن» (Stepne)، فیلمی در ژانر ترسناک و معمایی محصول فرانسه، به نمایش در میآید. داستان در اثر رازآلودی در یک روستای کوچک جریان مییابد، جایی که وقایع عجیب و غیرقابل توضیحی رخ میدهد. شخصیت اصلی، یک زن جوان به نام کلارا، پس از مرگ نامفهوم پدرش، به دنبال رمز و رازهایی میگردد که به گذشته تاریک خانوادهاش باز میگردد. او با کمک یک روانشناس محلی و یک نویسنده بازنشسته، به کشف حقیقت پرداخته و با نیروهایی مواجه میشود که تصورش را از واقعیت به چالش میکشند. فیلم با استفاده از جو هیجانانگیز و سکانسهای پرتنش، مخاطب را تا پایان درگیر خود میکند.
خلاصه داستان: فصلهای عاشقانهی زندگیِ یک زن متاهل و یک مرد متاهل را روایت میکند که با ملاقاتهای پراحساس و پیچیدهی خود، زندگی خانوادگی و روابطشان را دچار تحولات عمیق و گاه ویرانگر میکنند.
خلاصه داستان: فیلم «اسپور» (Spoor) یک درام جنایی و رازآلود به کارگردانی آگنیشکا هولاند است که در سال 2017 منتشر شد. داستان فیلم در روستایی کوهستانی در لهستان جریان دارد و زنی به نام یانینا دوبیک را دنبال میکند که بهعنوان یک مدافع محیطزیست و شکارچی غیرقانونی شناخته میشود. وقتی شکارچیان محلی بهطور مرموزی به قتل میرسند، یانینا که بهدلیل عقایدش و رابطهاش با جادوگری مورد سوءظن پلیس و اهالی است، بهعنوان مظنون اصلی مطرح میشود. او در تلاش برای اثبات بیگناهی خود، با حقایق تاریکی از گذشتهی اهالی روستا و رابطهی پیچیدهی آنها با طبیعت مواجه میشود. فیلم با ترکیبی از المانهای جنایی، فولکلور و انتقاد اجتماعی، به بررسی تضاد میان انسان و طبیعت و تاثیرات مخرب شکار بر محیطزیست میپردازد.
خلاصه داستان: در روستای دورافتاده زلاری در دوران جنگ جهانی دوم، النا، پرستاری از پراگ، پس از لو رفتن شبکه مقاومت زیرزمینی، مجبور به فرار و پنهان شدن میشود. او برای حفظ جان خود، هویت جدیدی به نام هانا میگیرد و با یوآش، مردی روستایی و نجاری خوشقلب، ازدواج میکند تا بتواند در جامعه کوچک و سنتی زلاری ادغام شود. النا که به زندگی شهری و مدرن عادت دارد، ابتدا با شرایط سخت و آداب و رسوم روستا سازگار نمیشود، اما به تدریج با محبت و صمیمیت مردم محلی، به ویژه یوآش، روبهرو میشود و معنای واقعی عشق، فداکاری و تعلق را کشف میکند. این فیلم محصول سال ۲۰۰۳ به کارگردانی اوندرج تروبان و با بازی آنا گیسلرووا و گیورگی کاداس در نقشهای اصلی، داستانی تکاندهنده و عمیق درباره بقا، تحول شخصیت و قدرت امید در یکی از تاریکترین دورههای تاریخ اروپا را روایت میکند.
خلاصه داستان: شانزدهمین ساخته بلند میلاد زارعی در سال 1400، داستان مردی به نام «خالد» را روایت میکند که با تکیه بر مهارتهای روانخوانی و تلقین، در جامعهای پرآشوب به عنوان دعانویس و رمال مشهور شده و با ایجاد ترس و امید در میان مردم، نفوذی عجیب به دست میآورد. در این مسیر، او با چالشهایی از جمله مواجهه با منتقدان و دشمنانش روبرو میشود و درگیر ماجرایی پیچیده میگردد که سرنوشت او را به کام ناشناختهها میکشاند. در این فیلم بازیگرانی همچون امیر جدیدی، پانتهآ پناهیها و حسن معجونی به ایفای نقش پرداختهاند.