خلاصه داستان: فیلم هیجانانگیز و رازآلود بیایمان (Faithless) محصول سال ۲۰۲۲ به کارگردانی بنی تیاندرا است که داستان آن درباره زنی به نام کالی است که پس از یک فاجعه شخصی و غمانگیز، برای شروعی دوباره و فرار از گذشته به یک شهر کوچک نقل مکان میکند؛ اما خیلی زود متوجه میشود که گذشته سایهاش را رها نمیکند و درگیر پروندهای پیچیده قتل میشود که در آن مظنون اصلی شناخته میشود و باید برای اثبات بیگناهیاش به جستجوی حقیقت بپردازد.
خلاصه داستان: در یک دبیرستان، رومان هانتر، یک مأمور پلیس، دخترش روی (زندگی) را از بیمارستان به خانه میبرد. روی در حالی که از اعتیاد به مواد مخدر بهبود مییابد، به مدرسه باز میگردد و با جولز و اوون و کتی و کتنیس و لکسی و نت و مککی و لوئیس و جیا و آشتر و فث و کلاید و کلی و دیگران آشنا میشود. روی در حالی که با جولز دوست میشود، با نت که یک ورزشکار محبوب است، دوست میشود و او را به یک مهمانی دعوت میکند. در مهمانی، روی مواد مخدر مصرف میکند و با نت رابطه جنسی برقرار میکند. روز بعد، روی از نت میخواهد که رابطهشان را پنهان نگه دارد، اما او موافقت نمیکند. روی به جولز میگوید که نت را دوست دارد، اما جولز به او میگوید که نت او را دوست ندارد. روی به نت میگوید که او را دوست ندارد و او را ترک میکند. روی به جولز میگوید که او را دوست دارد و آنها یک رابطه عاشقانه شروع میکنند.
خلاصه داستان: در ادامهی داستان، گریس و همراهانش در سال ۱۹۳۳ در آلاباما به یک مزرعه میرسند که بردهداری در آنجا همچنان ادامه دارد. گریس تصمیم میگیرد تا به اهالی مزرعه کمک کند تا خودشان را از چنگال بردهداری رها کنند. با این حال، او به زودی متوجه میشود که آزادی واقعی چندان آسان نیست و نقش او به عنوان نجاتدهنده ممکن است منجر به عواقبی ناخواسته شود.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۳۰، یک مرد سادهلوح به نام آلف سرمنگ به دلیل قتل تصادفی یک مرد دیگر به زندان میافتد. پس از آزادی، او به عنوان کارگر در یک مزرعه بزرگ استخدام میشود و با شکنجههای روزانه و بیرحمانه کارفرمایش مواجه میگردد. آلف که توانایی مقاومت در برابر این ظلم را ندارد، به تدریج به یک قاتل سادهلوح تبدیل میشود و در نهایت، به انتقام خود از ستمگران پرداخته و به کشتار دست میزند.
خلاصه داستان: در سال 2011، در سوئد، یک روزنامهنگار مشهور به نام میکائل بلومکویست برای حل یک رمز عجیب و غریب به یک برنامهنویس نابغه و اسرارآمیز به نام لیسبته سالندر کمک میکند. آنها در جستجوی دختری گمشده به مدت ۴۰ سال پیش هستند و با هر گامی به رمز و رازهای خونین و مرموزی از گذشته برمیخورند. در حالی که زندگی شخصی خود را نیز در معرض خطر قرار میدهند، آنها باید با خطراتی روبرو شوند که میتوانند حتی مرگ آنها را در پی داشته باشد.
خلاصه داستان: در داستان "شبهای خواهر"، روت، یک زن جوان که تازه ازدواج کرده، با شوهرش وارد یک خانه جدید میشود. او به طور ناگهانی با یک واقعه مرموزی مواجه میشود که باعث تغییر شخصیت او میشود. روت تبدیل به یک شخصیت خطرناک و خشمگین میشود و شروع به انتقامگیری از کسانی میکند که او را آزردهخاطر کردهاند. این فیلم ترسناک و روانشناسی، به دنبال تبدیل شدن یک زن معمولی به یک قاتل خطرناک است.
خلاصه داستان: در سال 1990، در زمانی که کمونیسم در لهستان در حال فروپاشی است، چهار زن در یک شهر کوچک در غرب کشور با خواستههای جنسی و عاطفی خود در تقلا هستند. یک مادر مجرد در جستجوی عشق، یک معلمی که در یک رابطه مخفی با یک زن دیگر است، یک جوانی که درگیر یک رابطه با یک مرد متأهل است و یک دختر جوانی که در حال کشف جنسیت خود است. در این دوران تغییرات سیاسی و اجتماعی، این زنان در پی رضایت عاطفی و جنسی خود هستند.
خلاصه داستان: دختر لعنتی، در دنیایی از سحر و جادو، داستان دختری به نام دینا را روایت میکند که به دلیل توانایی خاص مادرش برای تشخیص دروغها، به عنوان یک "لعنکننده" شناخته میشود. وقتی یک جنایت مرموز در قلعه سلطنتی رخ میدهد، دینا مجبور میشود از توانایی خاص خود استفاده کند تا نام مادرش را پاک کند و حقیقت را آشکار کند. در این سفر پرماجرا، او با چالشهایی روحی و جسمی مواجه میشود و باید تصمیم بگیرد که آیا قدرت لعنکنندگی را برای خیر یا شر به کار ببرد.
خلاصه داستان: در داستان "چشم شیطان"، یک جواهرساز ثروتمند به دنبال یک جواهر نادر و اسطورهای به نام "چشم شیطان" است که قدرت جادویی دارد. او با یک بازیکن حرفهای معامله میکند تا این جواهر را بدست آورد، اما هر دو به دام طمع و وسوسههای شیطانی میافتند. در حین جستجوی جواهر، آنها با رازهای تاریکی مواجه میشوند که باعث تغییر مسیر زندگی آنها میشود.
خلاصه داستان: در سال 1992، سه دوست جوان در پاریس به دنبال زندگی هنری و آزادانه هستند. جولین، نویسندهای آرمانگرا که از خانوادهای ثروتمند سرچشمه میگیرد، رودولف، فیلمساز آزمایشی که با مشکلات مالی دست و پنجه نرم میکند، و آلیس، هنرمند نقاشی که به دنبال الهام در هنر خود است. زندگی آنها پر از شور و شوق، عشق و دردسرهای مالی در یک محله فرهنگی و هنری در پاریس است. در حالی که به دنبال رویاهای هنری خود هستند، با چالشهای واقعیت روبرو میشوند و باید تصمیم بگیرند که آیا آرمانهایشان ارزش فداکاریهایی که انجام میدهند را دارد.