خلاصه داستان: دوستان و متحدان دیرینه تبدیل به دشمنان سرسخت میشوند. وقتی یک مأموریت دیگر از گروه انتقامجویان منجر به تلفات غیرنظامی میگردد، فشارهای سیاسی برای ثبت و نظارت بر فعالیتهای ابرقهرمانان افزایش مییابد. این موضوع خط مقدم جدیدی را ایجاد میکند و کاپیتان آمریکا و آیرون من را در برابر یکدیگر قرار میدهد. در حالی که استیو راجرز (کریس ایوانز) معتقد است ابرقهرمانان باید آزادی عمل خود را حفظ کنند، تونی استارک (رابرت داونی جونیور) تحت تأثیر اتفاقات گذشته، از نظارت دولت حمایت میکند. این اختلاف نظر به زودی به یک درگیری تمامعیار تبدیل میشود و سایر اعضای گروه انتقامجویان را نیز به دو اردوگاه تقسیم میکند. درگیریها زمانی پیچیدهتر میشود که باکی بارنز (سباستین استن)، دوست قدیمی کاپیتان آمریکا، به عنوان یک عامل خرابکار ظاهر میشود و نقشههای شوم هلmut زیمو (دنیل برول) پرده از رازهای تاریکتری برمیدارد. این فیلم اکشن و پرتعلیق محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی جو و آنتونی روسو، با بازی بازیگرانی چون اسکارلت جوهانسون، آنتونی مکی، دان چیدل، جرمی رنر و الیزابت اولسن، داستان فروپاشی یک خانواده و آزمونی سخت برای وفاداری و اصول اخلاقی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم کمدی-رمانتیک «انگلیسی شکسته» محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی زوئه آر. کاساویتیس و با بازی پارکر پوزی، ملیندا دیلی، دریا د ماتئو، تیم گین، جاستین تررو، جاش همیلتون و پیتر باجانوویچ است. داستان درباره نورا وایلدر (پارکر پوزی)، زنی ۳۳ ساله در نیویورک است که در یک هتل لوکس کار میکند و در روابط عاطفی خود با مردان مختلف دچار مشکل است. او که از تنهایی و عدم موفقیت در عشق خسته شده، با مردانی ملاقات میکند که هیچکدام مناسب او نیستند. پس از یک شب ناامیدکننده دیگر، نورا تصمیم میگیرد روی پای خودش بایستد و دیگر منتظر مرد ایدهآل نباشد. در این مسیر، او با مردی فرانسوی به نام جولیان (ملیندا دیلی) آشنا میشود که به او کمک میکند تا خودش را بهتر بشناسد و به زندگی عاطفیاش سر و سامان دهد. این فیلم داستانی طنازانه و واقعگرایانه از چالشهای زنان مدرن در یافتن عشق و هویت شخصی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم جنایی و اکشن "تاج ویک" (Crown Vic) محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی جوئل سوزا، داستان یک شیفت شبانه پلیس را در خیابانهای خطرناک لسآنجلس روایت میکند. تامس جین در نقش افسر ری، یک پلیس باتجربه و خسته، و لوک کلمنتز در نقش نیک، همکار تازهکار و جوانش، بازی میکنند. در طول یک شب پرحادثه، این دو افسر درگیر تعقیب و گریزی مرگبار با یک قاتل روانپریش (جاش هاپکینز) میشوند که جان شهروندان و همکارانشان را تهدید میکند. این فیلم با بهرهگیری از فضاسازی تاریک و پرتنش، تصویری واقعگرایانه و خشن از زندگی پلیسهای خیابانی ارائه میدهد و تماشاگر را تا ساعات پایانی شب با این دو افسر همراه میکند.
خلاصه داستان: سامسون و دلیله، فیلم حماسی آمریکایی محصول سال ۱۹۴۹ به کارگردانی سیسیل بی. دومیل، روایتگر داستان عشق آتشین و تراژیک سامسون، قهرمانی با نیروی افراطی که از موهایش سرچشمه میگیرد، و دلیله، زنی زیبا و مرموز از قوم فلسطینیان است. در سرزمین باستانی فلسطین، سامسون به رهبری عبرانیان علیه ظلم فرمانده فلسطینی، سارگان، برمیخیزد و با قدرت خدادادی خود، ارتش دشمن را بارها شکست میدهد. اما عشق او به دلیله، که توسط حاکمان فلسطین فریب خورده تا راز قدرت سامسون را کشف کند، سرنوشت هر دو و سرزمینشان را برای همیشه تغییر میدهد. در این فیلم کلاسیک، بازیگرانی چون ویکتور ماتور در نقش سامسون و هدی لامار در نقش دلیله به ایفای نقش پرداختهاند و صحنههای باشکوه و به یادماندنی از نبردهای تن به تن و عشق شورانگیز را خلق کردهاند.
خلاصه داستان: در دنیایی آیندهنگرانه در سال ۲۰۲۵، انسانها از طریق آواتارهای رباتیک زیبا و بیعیبونقص خود به نام «سروگیت» در جامعه حضور پیدا میکنند. مردم در خانههای امن خود میمانند و سروگیتهایشان تمام تعاملات روزمره، کار و زندگی اجتماعی را انجام میدهند. اما وقتی یک دانشمند برجسته که سیستم سروگیت را ایجاد کرده، به صورت مرموزی کشته میشود، کارآگاه تام گریر (با بازی بروس ویلیس) باید برای اولین بار پس از سالها، از خانه امن خود خارج شود و در دنیای واقعی و خطرناک به تحقیق بپردازد. او به زودی متوجه توطئهای میشود که میتواند تمدن بشریت را نابود کند. این فیلم علمی-تخیلی اکشن که توسط جاناتان مستو کارگردانی شده، با بازی بروس ویلیس، رادا میشل و جیمز کرامول، مفاهیم عمیقی درباره هویت، ارتباط انسانی و فناوری را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: این فیلم مستند در سال ۲۰۱۳ توسط لیندا بلادورث-تامسون ساخته شده و داستان عشق واقعی بین شین بیتزر و تام بردگر را روایت میکند. این دو مرد در یک رابطه عاشقانه عمیق بودند و زندگی مشترک خود را در کالیفرنیا میگذراندند، اما زمانی که تام در یک سانحه غمانگیز جان خود را از دست میدهد، شین با واقعیت تلخی مواجه میشود. از آنجا که ازدواج همجنسگرایان در آن زمان در کالیفرنیا به رسمیت شناخته نمیشد، شین از حقوق قانونی یک همسر محروم میماند و حتی خانواده تام او را از مراسم خاکسپاری محروم میکنند. این فیلم با استفاده از مصاحبههای صمیمی، عکسها و ویدیوهای شخصی، مبارزه شین برای به رسمیت شناخته شدن عشقش و همچنین تأثیرات عمیق فقدان تام را به تصویر میکشد و در عین حال، نگاهی انتقادی به سیستم حقوقی و اجتماعی آن دوران دارد.
خلاصه داستان: در دنیای زیرزمینی مبارزات غیرقانونی لس آنجلس، ایزایا «بون» مونرو (مایکل جای وایت)، رزمیکاری مرموز و بااستعداد، وارد صحنه میشود. او که به تازگی از زندان آزاد شده، به دنبال هدفی بزرگتر است. بون برای نفوذ به حلقه مبارزان نخبه، باید ابتدا اعتماد جیمز (مت مولین)، کارگزار محلی را جلب کند. در این مسیر، او با تامی (دانت گری)، بوکسور سابق و دوستدخترش آنجلا (مونا گوپتا) آشنا میشود. اما هدف اصلی بون، رویارویی با فرمانده بیرحم این دنیا، فرانک مکویچ (ایوان داهن) است که برادرش را به قتل رسانده است. این فیلم اکشن محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی بن رامزی، با بازی مایکل جای وایت، ترکیبی خشن و نفسگیر از انتقام، افتخار و هنرهای رزمی را به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: یک زن موفق ساکن نیویورک به نام جوزی، زندگی آرامی را در کنار نامزدش در شهر بزرگ میگذراند، اما ناگهان با تماسی از خواهرش در کارولینای شمالی مواجه میشود که او را به بازگشت به زادگاهش فرا میخواند. پس از سالها دوری، جوزی مجبور میشود به شهر کوچک کودکی خود بازگردد تا از خواهر و سه فرزندش مراقبت کند. در این میان، او با گذشتهاش و همچنین با مردی که روزگاری عشق زندگیاش بود، مواجه میشود و باید میان زندگی مدرن و پرزرق و برق شهری و ریشههای عمیق خانوادگی و عاطفی در کارولینا یکی را انتخاب کند. این فیلم عاشقانه و خانوادگی محصول سال ۲۰۲۱ به کارگردانی «آلیسون ایستوود» و با بازی «ابیگیل اسپنسر»، «اریکا کریستنسن» و «تایلر هکلین» است.
خلاصه داستان: لئوناردو دیکاپریو در نقش جیم کارول، نوجوانی با استعداد در بسکتبال که رویای تبدیل شدن به ستارهی بزرگ را در سر میپروراند. زندگی او در نیویورک، در کنار دوستانش، با کشف مواد مخدر به جهنمی واقعی تبدیل میشود. اعتیاد به هروئین، رویاهایش را نابود میکند و او را به ورطهی سرقت، فحشا و زندگی در خیابانها میکشاند. این فیلم که در سال ۱۹۹۵ توسط اسکات کالورت ساخته شده، داستانی خشن و بیپرده از سقوط یک نابغه و تلاش او برای بازگشت به زندگی را روایت میکند.
خلاصه داستان: الیزابت تیلور در نقش گلوریا وندروس، دختری زیبا و مغرور که در نیویورک دهه ۱۹۶۰ به عنوان مدل و همراه مردان ثروتمند زندگی میکند. زندگی او زمانی تغییر میکند که با وستون لیگت، مرد متأهل و ثروتمندی که به تازگی از همسرش جدا شده، آشنا میشود. این رابطه پیچیده و پر از فراز و نشیب، گلوریا را در مسیر خودشناسی و جستجوی عشق واقعی قرار میدهد. در این میان، دوستی قدیمی او با استیو کارپنتر و حضور مادر گلوریا در زندگیاش، ابعاد دیگری از شخصیت او را آشکار میکند. این فیلم در سال ۱۹۶۰ به کارگردانی دنیل من ساخته شده و بر اساس رمانی از جان اوهارا است. الیزابت تیلور برای بازی در این فیلم برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر زن شد و لارنس هاروی، ادی فیشر و میلدرد دانوک در کنار او به ایفای نقش پرداختند.