خلاصه داستان: دو افسر پلیس با شخصیتهای متضاد، دیوید استارسکی (پل مایکل گلاسر) کارآگاهی جدی و عصبی و کن «هاچینسون» (دیوید سول) فردی آرام و خونسرد، در بخش جنایی شهر خیالی «بی تاون» کالیفرنیا با هم همکار میشوند. این دو که با یک ماشین اسپورت قرمز و سفید معروف به نام «تومب رایدر» در خیابانها گشت میزنند، با کمک دوست و منبع اطلاعاتیشان، هارولد «هانی» براون (آنتونیو فارگاس)، به مبارزه با جنایتکاران میپردازند. سریال محصول سال ۱۹۷۵ به کارگردانی ویلیام بلین و با بازی گلاسر و سول، داستان ماجراهای پلیسی این دو کارآگاه را در مواجهه با انواع جرایم سازمانیافته و خلافکاران شهری روایت میکند.
خلاصه داستان: یک جواهرفروش افسارگسیخته در شهر نیویورک به نام هاوارد راتنر (با بازی آدام سندلر) که به قمار و شرطبندی اعتیاد دارد، با کشف یک سنگ قیمتی کمیاب از معادن اتیوپی، فرصتی برای پرداخت بدهیهای کلان خود پیدا میکند. اما وسوسه او برای به دست آوردن سود بیشتر، او را در چرخهای بیپایان از خطر و بیپروایی قرار میدهد. در این میان، مشتریان ثروتمند، طلبکاران خشن و خانوادهای که در آستانه فروپاشی قرار دارد، زندگی هاوارد را به یک بازی مرگبار تبدیل میکنند. این فیلم پرتنش و نفسگیر محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی برادران سفدی (جاش و بنی) است که با بازی تحسینبرانگیز آدام سندلر همراه با بازیگرانی چون لیکیت استنفیلد، جولیا فاکس و کوین گارنر، مخاطب را تا آخرین لحظه روی لبه صندلی نگه میدارد.
خلاصه داستان: یک زوج تازهازدواجکرده به نامهای آناستازیا استیل و کریستین گری، که توسط داکوتا جانسون و جیمی دورنان به تصویر کشیده شدهاند، در سومین و آخرین قسمت از سهگانه سینمایی «پنجاه طیف رهایییافته» به کارگردانی جیمز فولی در سال ۲۰۱۸، زندگی مشترک خود را آغاز میکنند. ثروت بیکران کریستین به آنها این امکان را میدهد تا در یک ماه عسل رویایی در اروپا غرق شوند و در نهایت به خانهای مجلل در سیاتل نقل مکان کنند. با این حال، گذشته تاریک آنا همچنان آنها را تعقیب میکند و یک تهدید مرموز از سوی جک هاید، که نقش او را اریک جانسون بازی میکند، زندگی جدیدشان را به خطر میاندازد. کریستین که اکنون تمام تلاش خود را برای محافظت از همسرش به کار میگیرد، باید با احساسات مالکانه خود نیز دست و پنجه نرم کند، در حالی که آنا سعی دارد در نقش جدید خود به عنوان همسر یکی از قدرتمندترین مردان آمریکا هویت مستقلی برای خود حفظ کند. این فیلم که بر اساس رمان پرفروش ای. ال. جیمز ساخته شده، با صحنههای عاشقانه و پرتنش، داستان عشق این دو نفر را به نقطهی اوج و فرجام نهایی خود میرساند.
خلاصه داستان: یک داستان واقعی و عمیقاً تأثیرگذار درباره نیکلاس وینتون، مردی که در آستانه جنگ جهانی دوم جان ۶۶۹ کودک یهودی را نجات داد. در سال ۱۹۳۸، وینتون جوان به پراگ سفر کرد و با مشاهده شرایط وخیم خانوادههای یهودی، تصمیم گرفت برای نجات کودکان اقدام کند. او با سازماندهی قطارهای نجات و یافتن خانوادههای پذیرنده در بریتانیا، عملیاتی مخاطرهآمیز را به راه انداخت. دههها بعد، در سال ۱۹۸۷، همسرش اسناد و مدارک این عملیات را پیدا میکند و داستان قهرمانی فراموششده او برملا میشود. این فیلم با کارگردانی جیمز هوز و بازی تحسینبرانگیز آنتونی هاپکینز در نقش وینتون مسن و جانی فلین در نقش جوان او، داستانی از شجاعت، فداکاری و تأثیر ماندگار یک انسان بر سرنوشت صدها نفر را روایت میکند.
خلاصه داستان: بافی قاتل خونآشامها، سریالی فانتزی-درام به کارگردانی جاس ویدون، روایتگر زندگی بافی سامرز (سارا میشل گلر)، دختر نوجوانی است که در دبیرستان سانیدیل به عنوان «قاتل خونآشامها» انتخاب شده و وظیفه دارد جهان را از شر نیروهای شیطانی نجات دهد. او به همراه دوستان وفادارش، زاندر (نیکولاس برندون) و ویلوو (آلیسون هانیگان)، و راهنمای مرموزش، گیلز (آنتونی استوارت هد)، هر شب با خونآشامها، هیولاها و اشرار مبارزه میکند. این سریال که از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۳ در هفت فصل پخش شد، با ترکیب اکشن، کمدی و درام، به مسائل دوران نوجوانی و بلوغ میپردازد و بافی را در مسیر پذیرفتن مسئولیتهای بزرگ و یافتن هویت واقعی خود همراهی میکند.
خلاصه داستان: در سال ۲۲۰۰ میلادی، سفینه فضایی United Planets Cruiser C-57D به فرماندهی کاپیتان جان جی. آدامز (با بازی لسلی نیلسن) به سیاره Altair IV فرستاده میشود تا از سرنوشت گروه اکتشافی بیست سال پیش که در آنجا ناپدید شده بودند، مطلع شود. در آنجا، آنها با دکتر ادوارد موربیوس (والتر پیجئون)، بازماندهٔ مرموز گروه، و دختر زیبایش آلتیرا (آن فرانسیس) مواجه میشوند. موربیوس ادعا میکند که بقیه گروه توسط نیرویی مرموز به نام «مونستر از اید» (هیولا از نهاد) کشته شدهاند و به خدمه سفینه هشدار میدهد که سیاره را ترک کنند. با این حال، آدامز و گروهش متوجه میشوند که موربیوس با استفاده از فناوری پیشرفته تمدن باستانی و نابودشدهٔ کِرِل، موجودی ناخودآگاه را به وجود آورده که تجسم ترسها و امیال سرکوبشده اوست و اکنون تهدیدی مرگبار برای همه است. این فیلم علمی-تخیلی کلاسیک محصول سال ۱۹۵۶ به کارگردانی فرد ام. ویلکاکس، با جلوههای ویژه پیشرفته برای زمان خود و داستانی عمیق برگرفته از نمایشنامه «توفان» شکسپیر، به عنوان یکی از تأثیرگذارترین آثار ژانر خود شناخته میشود.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم «عشق آنابلا» محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی کاترین بروکس، داستان رابطه عاطفی پیچیده و ممنوعه بین آنابلا (با بازی ارین کلی)، دانشآموز سرکش و جسور یک مدرسه شبانهروزی کاتولیک، و سیمون (با بازی دایان گایدری)، معلم شعر و ادبیات این مدرسه را روایت میکند. آنابلا که به تازگی به این مدرسه منتقل شده، با رفتارهای بیپروای خود توجه سیمون را جلب میکند. سیمون که درگیر یک رابطه عشقی نافرجام با مردی به نام مایکل است، ابتدا سعی میکند با حفظ مرزهای حرفهای، احساسات فزاینده خود نسبت به آنابلا را کنترل کند. اما جسارت و عشق بیقید و شرط آنابلا، سیمون را به چالش میکشد و او را وادار به بازنگری در زندگی و احساسات واقعی خود میکند. این رابطه عمیقتر میشود و در نهایت، مواجهه آنها با قوانین سختگیرانه مدرسه و عواقب این عشق ممنوعه، زندگی هر دو را تحت تأثیر قرار میدهد.
خلاصه داستان: این فیلم درام عاشقانه محصول سال ۲۰۰۰ به کارگردانی کیت گوردون، داستان فلیکس سانتوس (بیلی کروداپ) را روایت میکند، سیاستمداری بلندپرواز که در آستانه رسیدن به اوج قدرت سیاسی قرار دارد. زندگی او زمانی دستخوش تحول میشود که نامزدش سارا (جنیفر کانلی) در یک حادثه رانندگی به طرز مشکوکی کشته میشود. سالها بعد، زمانی که فلیکس مشغول مبارزات انتخاباتی برای کنگره است، ناگهان تصاویر و خاطراتی از سارا به شکل هذیانی به سراغش میآید و او را متقاعد میکند که سارا زنده است و به دنبال او میگردد. این توهمات زندگی حرفهای و شخصی فلیکس را به خطر میاندازد و مرز بین واقعیت و خیال را برای او و تماشاگر محو میکند. بازی تحسینبرانگیز کروداپ و کانلی به همراه فضاسازی تاریک و پرتعلیق فیلم، تماشاگر را تا آخرین لحظه درگیر خود نگه میدارد.
خلاصه داستان: در انگلستان جنگزده سال ۱۹۴۱، خانم اِلیس پرایس، زنی مجرد و مصمم، سه کودک جنگزده به نامهای چارلی، کَری و پال را به سرپرستی میگیرد. کودکان به زودی راز او را کشف میکنند: او یک شاگرد جادوگری آماتور است که زیر نظر یک مدرسه مکاتبهای مرموز به نام «کالج مربیان هنرهای غریب» دوره میبیند. زمانی که مدرسه به طور ناگهانی تعطیل میشود و آخرین درس جادویی ناتمام میماند، الیس و کودکان با کمک یک فروشنده دورهگرد فریبکار به نام امیل براون، سوار بر یک تخت پرنده جادویی و با یک جاروی جادویی به سفری خارقالعاده میروند تا قطعه گمشده طلسم را پیدا کنند. این ماجراجویی آنها را از لندن پرت جنگ جهانی به جزیرهای جادویی به نام نابومبو میبرد، جایی که با حیوانات سخنگو روبرو میشوند. در نهایت، آنها باید از جادوی تازهیافتهشان برای دفاع از خانهشان در برابر تهاجم نیروهای نازی استفاده کنند. این فیلم موزیکال فانتزی محصول ۱۹۷۱ والت دیزنی، به کارگردانی رابرت استیونسون و با بازی آنجلا لنزبری و دیوید تاملینسون، ترکیبی دلنشین از لطافت، طنز و ماجراجویی است.