خلاصه داستان: دو غارنشین به نامهای فرد و بارنی در شهر بدروک با هم آشنا شده و تصمیم میگیرند با دو دختر به نامهای ویلما و بتی قرار بگذارند. آنها برای گذراندن تعطیلات به شهر مدرن و پر زرق و برق راک وگاس میروند، اما با ورود به این شهر پر از فریب و ثروت، مشکلات زیادی برایشان به وجود میآید. فرد که عاشق ویلما شده، باید برای به دست آوردن دل او و مقابله با یک میلیونر خوشتیپ به نام کاسیموس که قصد ازدواج با ویلما را دارد، دست به کارهای خندهدار و عجیبی بزند. در این میان، بارنی و بتی نیز سعی میکنند به دوستشان کمک کنند تا عشق واقعی خود را پیدا کند. این فیلم که در سال ۲۰۰۰ توسط برایان لوانت کارگردانی شده و با بازی مارک ادی، استیون بالدوین، کریستین جانستون و جین کراسمن ساخته شده، یک کمدی خانوادگی مفرح و پر از ماجراهای طنز است.
خلاصه داستان: فیلم Taking Chance محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی راس کتز و با بازی کوین بیگان در نقش سرهنگ مایکل استروبل، داستان واقعی و تکاندهندهی یک افسر نیروی دریایی آمریکا را روایت میکند که به عنوان اسکورت نظامی، مأموریت مییابد پیکر بیجان سرباز جوانی به نام چنس فیلیپس را که در جنگ عراق کشته شده، به زادگاهش بازگرداند. این فیلم که بر اساس خاطرات واقعی سرهنگ استروبل ساخته شده، با تمرکز بر جزئیات دقیق و احترامآمیز مراسم تشییع و تدفین یک سرباز، سفری عمیقاً احساسی را به تصویر میکشد. در طول این سفر طولانی از دلِ خاکریزهای جنگ تا شهرهای کوچک آمریکا، استروبل با واکنشهای متفاوت شهروندان عادی، از احترام خودجوش و سکوت معنادار گرفته تا همدردی بیدریغ، مواجه میشود و این تجربه، دیدگاه او را نسبت به فداکاری، وطنپرستی و هزینههای انسانی جنگ برای همیشه تغییر میدهد. این اثر سینمایی، بیش از آنکه یک فیلم جنگی باشد، یک مرثیهی انسانی قدرتمند است که بر غم از دست دادن، عزت سربازان و پیوندهای انسانی فراتر از مرزهای سیاسی تأکید میکند.
خلاصه داستان: **The Real West** مستند تاریخی محصول سال ۱۹۹۶ به کارگردانی تونی لانگ و با روایت بازیگر سرشناس کنراد باک است. این مجموعه هشت قسمتی به بررسی تاریخ غرب وحشی آمریکا از سال ۱۸۶۵ تا ۱۸۹۰ میپردازد و با استفاده از عکسهای تاریخی، نقاشیها و مصاحبه با مورخان، تصویری واقعی و مستند از این دوره ارائه میدهد. مستند به جای تمرکز بر افسانهها و داستانهای رایج، حقایق تاریخی را درباره کابویها، مهاجران، سربازان، بومیان آمریکا و شخصیتهای معروفی مانند بیلی د کید، وایات ارپ و کلانتر پت گرت بررسی میکند و نشان میدهد که زندگی در غرب وحشی بسیار سختتر و پیچیدهتر از تصویرسازیهای هالیوودی بوده است.
خلاصه داستان: کوین جیمز در نقش گریفین، یک محافظ باغ وحش مهربان است که با وجود عشق واقعی خود به یک دختر زیبا به نام استفانی، به دلیل موقعیت اجتماعی خود جرأت ابراز احساسات ندارد. زندگی او زمانی دگرگون میشود که حیوانات باغ وحش که میتوانند صحبت کنند، راز او را کشف میکنند. آنها که از مهربانیهای گریفین قدردانی میکنند، تصمیم میگیرند با آموزش قوانین و رموز جذب جنس مخالف در دنیای حیوانات، به او کمک کنند تا دل استفانی را به دست آورد. اما هرچه گریفین بیشتر از این آموزشها استفاده میکند، متوجه میشود که شاید کسی که همیشه در کنارش بوده و او را به خاطر خودش دوست داشته، بهترین گزینه برای اوست. این کمدی رمانتیک محصول سال ۲۰۱۱ به کارگردانی فرانک کوراکی و با بازی رزمند پایک، کن جیونگ و لزلی بیب است که داستانی طنزآمیز و در عین حال آموزنده درباره عشق واقعی و پذیرش خود ارائه میدهد.
خلاصه داستان: یک فیلم ترسناک روانشناختی محصول سال ۲۰۲۱ به کارگردانی آکسل کارولین با بازی باربارا هرشی در نقش جودیت آلبای، زنی مسن که پس از یک سکته خفیف، به خانه سالمندان «وودلند مَنِر» منتقل میشود. او به زودی متوجه میشود که این مکان توسط نیروهای شیطانی و ماوراءالطبیعه تسخیر شده و ساکنان آن در معرض یک تهدید مرموز قرار دارند. جودیت که توسط اطرافیانش نادیده گرفته میشود، باید برای نجات خود و دیگران، با این موجودات شرور مبارزه کند و حقیقت پشت پرده این خانه وحشتناک را فاش کند.
خلاصه داستان: یک گروه از دانشجویان به رهبری پروفسور باستانشناسی، برای یافتن او وارد غاری مرموز در جنگل میشوند. آنها به زودی درمییابند که این غار یک پدیده عجیب دارد: زمان در آن با سرعت بسیار کمتری نسبت به بیرون میگذرد. هر دقیقه در غار برابر با ماهها در دنیای خارج است. آنها در این تله زمانی گیر افتاده و باید برای نجات خود و درک راز این غار باستانی، با خطرات و موجودات ناشناخته روبرو شوند. این فیلم علمی-تخیلی محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی مارک دنیس و بن فاستر، با بازی اندرو ویلسون، کاسی دیویس و ریگان بورن است.
خلاصه داستان: یک کارآگاه پلیس لس آنجلس به نام جک مورفی که به خاطر روشهای غیر متعارف و خشونتآمیزش شهرت دارد، درگیر پروندهای پیچیده از قاچاق مواد مخدر میشود که به نظر میرسد یک کارتل بزرگ مکزیکی پشت آن است. در همین حال، او با زنی مرموز به نام النا آشنا میشود که اطلاعات مهمی درباره این شبکه دارد، اما انگیزههای واقعی او مشخص نیست. همزمان، یک قاتل اجیر شده بیرحم که تنها با نام «ماشه» شناخته میشود، شروع به از بین بردن همه کسانی میکند که ممکن است اسرار این کارتل را فاش کنند. جک به زودی متوجه میشود که هیچکس را نمیتواند اعتماد کند و برای زنده ماندن و متوقف کردن این توطئه مرگبار، باید از تمام مهارتهایش استفاده کند. این فیلم اکشن و جنایی محصول سال ۲۰۲۴ به کارگردانی برایان گودمن و با بازیگری درن مکگاوین، جیسون پرستلی و کریستی سوآنسون است.
خلاصه داستان: یک دانشمند روانشناس به نام دکتر ابیگیل تایلر در شهر دورافتاده نومه، آلاسکا، در سال ۲۰۰۰ به تحقیق درباره چندین مورد مرموز ناپدید شدن شهروندان میپردازد. او در جلسات هیپنوتیزم با بیمارانش، با پدیدهای ترسناک مواجه میشود که به نظر میرسد با موجودات فرازمینی و ربوده شدن توسط آنها مرتبط است. هرچه عمیقتر تحقیق میکند، با مقاومت مقامات محلی و شکاکان مواجه میشود، اما مدارک صوتی و تصویری ثبت شده در جلسات درمانی، حقیقت هولناکی را آشکار میکنند که باور آن برای بسیاری غیرممکن است. این فیلم که در سال ۲۰۰۹ توسط اولاتونده اوسونسانمی کارگردانی شده و میلیا جووویچ در نقش اصلی آن بازی میکند، با تلفیق تصاویر مستند ادعایی و بازسازیهای دراماتیک، مرز بین واقعیت و خیال را محو کرده و تماشاگر را درگیر تجربهای فراموشنشدنی میکند.
خلاصه داستان: دو گردشگر آمریکایی به همراه دوست آلمانی خود و یک یونانی مرموز به سفری ماجراجویانه در جنگلهای مکزیک میروند تا ویرانههای یک تمدن باستانی مایا را کشف کنند. اما به زودی متوجه میشوند که این مکان نفرین شده است و گیاهان اطراف آن به شکل ترسناکی زنده و خطرناک هستند. آنها در میان ویرانهها به دام افتاده و توسط ساکنان محلی محاصره میشوند که به دلایل مرموزی اجازه خروج به آنها را نمیدهند. حالا گروه باید برای بقای خود بجنگند و راز این گیاهان مرگبار و نیروهای ماوراءالطبیعه را کشف کنند. این فیلم ترسناک محصول سال ۲۰۰۸ به کارگردانی کارتر اسمیت و با بازی جاناتان تاکر، جنا مالون و شاون اشمور است.
خلاصه داستان: یک تاجر تئاتر خوشتیپ و مغرور به نام اسکار جف (جان باریمور) در ایستگاه قطار با یک فروشنده ساده به نام لیلی گارلند (کارول لومبارد) آشنا میشود و او را به ستارهای بزرگ تبدیل میکند. اما لیلی به زودی از رفتار مستبدانه اسکار خسته میشود و برای بازی در یک نمایش به هالیوود میروند. سه سال بعد، اسکار که اکنون ورشکست شده، در قطار قرن بیستم سوار میشود و متوجه میشود که لیلی، اکنون ستارهای مشهور، نیز در همان قطار حضور دارد. او نقشه میکشد تا دوباره لیلی را به دست آورد و از شهرت او برای نجات خود استفاده کند. این کمدی دیوانهوار به کارگردانی هاوارد هاکس، با بازی درخشان باریمور و لومبارد، یکی از بهترین فیلمهای کمدی دهه ۱۹۳۰ است.