خلاصه داستان: تریستن، آجرکاری شکسته، مورد تمسخر قرار می گیرد تا اینکه دختر جیزل دووال، مدیرعامل، او را "بابا" صدا می کند. یک گردنبند تأیید می کند که او ممکن است پدرش باشد. با هل دادن خانواده ژیزل به سمت مرد دیگری، تریستن می تواند دخترش و جان او را بگیرد...
خلاصه داستان: در دهه 1990 عراق، لامیا 9 ساله باید کیک تولد صدام حسین را بپزد. او در تلاش است تا مواد لازم برای این کار اجباری را بیابد در حالی که در صورت شکست با مجازات احتمالی روبرو می شود.
خلاصه داستان: هشت سال پس از ناپدید شدن ناگهانی او در مصر، یک نوجوان به شدت آسیب دیده به خانواده متلاشی شده اش در نیومکزیکو بازگردانده می شود و باعث ایجاد یک کابوس احشایی می شود زیرا آنها متوجه می شوند که او میزبان یک انگل باستانی و شیطانی است.
خلاصه داستان: اسکار در مواجهه با سرطان، پسر معلولش بیلی را در چمدانهای مواد غذایی آموزش میدهد، به این امید که قبل از تمام شدن زمان، شغل و استقلالی برای او فراهم کند.
خلاصه داستان: خانواده ای مدرن به حومه شهر نقل مکان می کنند، جایی که کودکان درختی جادویی با ساکنان عجیب و غریب را کشف می کنند. آنها به سرزمینهای خارقالعاده منتقل میشوند و پیوند خانوادگی خود را از طریق ماجراجویی احیا میکنند.
خلاصه داستان: روزهای اولیه پیوند برادری فین انسان و جیک سگ را دنبال میکند، با هم به تلاشهای حماسی میپردازند و در طول راه با چهرههای آشنا مینشینند.
خلاصه داستان: در حومه نیویورک در سال 1984. جولی گورنیک میزبان یک دانشجوی اسپانیایی کاریزماتیک و بزرگتر از زندگی است. هنگامی که او شروع به ارتباط با دختران کلاس خود می کند، جولی عاشق او می شود. یا آنچه او فکر می کند عشق است.