خلاصه داستان: یک گروه از دانشجویان دانشکده هنر یک دانشگاه در یک شب تاریک و طوفانی تصمیم میگیرند در یک خانه قدیمی و ترسناک تحقیق و تمرین کنند. این خانه با افسانههای عجیب و ترسناکی در ارتباط است که دربارهٔ روحهای شرور و جادوهای سیاه صحبت میکند. هر چه اعضای گروه در فعالیتهای خود پیش میروند، اتفاقات عجیب و غیرقابل تفسیری رخ میدهد. آنها به طور تدریجی متوجه میشوند که با نیروهایی روبرو هستند که فراتر از حد تصور آنها هستند و این نیروها تلاش میکنند آنها را به دام بیندازند و از بین ببرند.
خلاصه داستان: یک خانم جوان در یک روستای کوچک در ایتالیا زندگی میکند. او به دلیل شرایط سخت زندگی و فشارهای اجتماعی، تصمیم میگیرد تا به شهر بزرگ مهاجرت کند. در مسیر، او با چالشهای مختلفی روبرو میشود که باعث میشود زندگیاش به طور کامل تغییر کند.
خلاصه داستان: در داستان «ده دختر بیگانه»، یک ماجرای مرموز و هیجانانگیز در یک جزیره منزوی رخ میدهد. ده دختر جوان و زیبا به دعوت یک مرد ثروتمند به این جزیره میآیند، اما به زودی متوجه میشوند که آنها به یک بازی مرگبار دعوت شدهاند. یکی پس از دیگری، آنها کشته میشوند و هر کس مظنون دیگری است. در این میان، یک کارآگاه مستقل به نام «آرتورو» سعی میکند راز این قتلهای سریالی را رفع کند و قاتل واقعی را شناسایی کند. در حالی که تنش و ترس در میان دختران افزایش مییابد، آرتورو با استفاده از هوش و ذکاوت خود، به دنبال رمز و راز پنهان در گذشته آنها است تا بتواند قاتل را شناسایی و جلوی قتلهای بعدی را بگیرد.
خلاصه داستان: در دنیایی موازی، در لسآنجلس، انسانها و ماریونتها همزیستی مشترک دارند. دو سریال تلویزیونی محبوب به نام «The Happytime Gang» و «The S.S. Happytime» در دهه 1980 محبوبیت زیادی کسب کردند. پس از 20 سال، بازیگران ماریونت این دو سریال هدف یک قاتل مخفی قرار میگیرند. تفتیش در این پرونده به دو کاراگاه انسان و ماریونت واگذار میشود.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۸۴، یک پسر ۱۳ ساله به نام دنی میکگینتی به دنیای بزرگسالی وارد میشود و با معلم خود رابطه جنسی برقرار میکند. این رابطه منجر به بارداری معلم میشود و او به دلیل خشونت جنسی به دوران حبس محکوم میگردد. پس از ۳۰ سال، دنی که اکنون یک مرد بیثبات و بیمسئولیت است، برای جلوگیری از زندان به دلیل مالیات معوق، به دنبال پسر بزرگسال خود میگردد تا از او کمک مالی بگیرد. این ملاقات منجر به وقایع طنز و دراماتیکی میشود که روابط خانوادگی و شخصی را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: در داستان "راه کوتاه به سعادت"، آلیسون پریسلی، یک نویسنده نوپا، با مشکلات مالی و احساس ناامیدی روبرو میشود. او با شیطان، به نام دنیل ویبستر، قراردادی میبندد تا موفقیت و ثروت را در ازای روحش به دست آورد. با این قرارداد، آلیسون به یک نویسنده موفق تبدیل میشود و زندگیاش به رویای خود تبدیل میگردد. اما با گذشت زمان، او متوجه میشود که موفقیت بدون روح واقعی، خالی و بیمعنا است. در نهایت، آلیسون تصمیم میگیرد روحش را بازپس بگیرد و با کمک یک وکیل خیرخواه، دنیل را به چالش میکشد تا بتواند دوباره زندگیاش را از نو آغاز کند.
خلاصه داستان: در یک باغ زیبا، دو خانواده گنومی در حال دعوا هستند. گنومو، یک گنوم مرد، و جولیت، یک گنوم زن، عاشق یکدیگر میشوند، اما دشمنی بین خانوادههایشان مانع از ادامه رابطه آنها میشود. آنها باید راهی پیدا کنند تا عشقشان را حفظ کنند و درگیری بین خانوادهها را حل کنند.
خلاصه داستان: فوبی والر-بریج نویسنده و بازیگر سریال «فلیبگ»، در نقش یک زن جوان و بیپروا در لندن به زندگی میپردازد که با مرگ بهترین دوستش و مشکلات روابطش دست و پا به هم میزند. او با تماشاگر به صورت مستقیم صحبت میکند و به مخاطب اجازه میدهد تا به افکار و احساسات او داخلی پی ببرند. سریال با مجموعهای از رویدادهای طنز و دردناک، روابط خانوادگی و عشقی او را به تصویر میکشد و در پایان به او کمک میکند تا با گذشته خود مواجه شده و آیندهای بهتر بسازد.
خلاصه داستان: یک مجموعه از فیلمهای کوتاه مستقل که در یک کافه رخ میدهند و شخصیتهای مختلفی را در حال نوشیدن قهوه و سیگار نشان میدهند. هر داستان کوتاه به صورت جداگانه روایت میشود و شخصیتهایی با روابط متفاوت را به تصویر میکشد. فیلم به وسیله گفتوگوهای طولانی و برخی لحظات سکوت، روابط انسانی و تضادهای فرهنگی را بررسی میکند. کارگردان: جیم جارموش.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۲۵، یک گروه زنان جوان در یک دانشگاه دخترانه تصمیم میگیرند تا یک باشگاه خصوصی برای زنان تأسیس کنند تا از فضاهای مردسالار دنیای امروزی فرار کرده و آزادانه خود را به بیان برسانند. اما زمانی که یک مرد جوان به طور تصادفی وارد این باشگاه میشود، اوضاع دچار تغییراتی عجیب و غیرمنتظره میشود و زنان مجبور میشوند با مسائل جنسیتی، قدرت و روابط انسانی مواجه شوند.