خلاصه داستان: فیلم «ماویران» (به معنای جنگجوی بزرگ) یک اکشن-کمدی فانتزی تامیلی به کارگردانی مادونه آشوین و تولید شانتالک است. داستان درباره ساتیا (سیواکارتیکیان)، کارتونیست ترسویی است که برای روزنامه تامیلی دینا تی، کمیکاستریپی درباره جنگجویی شجاع به نام ماویران میکشد. او که پس از مرگ پدرش در مبارزه با نظام فاسد، جرئت ایستادگی ندارد، حتی اجازه میدهد یکی از همکارانش اعتبار کارش را بدزدد. نیلا (آدیتی شانکار)، دستیار ویراستار، از او حمایت میکند و رابطه عاشقانهای بینشان شکل میگیرد. ساتیا، مادرش اِشواری (ساریتا) و خواهرش راجی، همراه با همسایگانشان، از زاغه به آپارتمانهای مرتفع دولتی منتقل میشوند، اما این ساختمانها به دلیل فساد وزیر مسکن، جیکودی (میسکین)، ناامن هستند. پس از سقوط از ارتفاع و آسیب مغزی، ساتیا صدای راوی (با صدای ویجی ستوپاتی) را میشنود که مانند کمیکهایش زندگی او را روایت کرده و او را به مبارزه با جیکودی هدایت میکند. این صدا که فقط ساتیا و مخاطبان میشنوند، او را به موقعیتهای خطرناک میکشاند و به قهرمانی تبدیل میکند که ساکنان را نجات میدهد. پارامو (سونیل)، دستیار جیکودی، با فاش کردن این صدا در تلویزیون، سعی میکند ساتیا را بیاعتبار کند. فیلم با طنز هوشمندانه، اکشنهای جذاب با فیلمبرداری موکوبات، موسیقی بهارات سانکار و تمهای شجاعت، عدالت و اتحاد، اثری سرگرمکننده است، اما نیمه دوم به دلیل کلیشههای ژانر ماسالا و پایان قابلپیشبینی کمی ضعیفتر است
خلاصه داستان: فیلم «باربی» یک کمدی-فانتزی آمریکایی به کارگردانی گرتا گرویگ و نویسندگی مشترک او با نوآ بامباک است که بر اساس عروسکهای باربی شرکت متل ساخته شده. داستان درباره باربی (مارگو رابی)، عروسکی که در سرزمین کامل باربیلند زندگی بینقصی دارد، است تا اینکه افکاری درباره مرگ و اضطراب وجودی او را به هم میریزد. باربی با توصیه باربی عجیب (کیت مککینون) به دنیای واقعی سفر میکند تا منبع این افکار را پیدا کند، و کن (رایان گاسلینگ)، که عاشق اوست، همراهش میشود. در لسآنجلس، آنها با دنیای نابرابر انسانها مواجه میشوند و باربی متوجه میشود که دختر جوانی به نام ساشا (آریانا گرینبلات) و مادرش گلوریا (آمریکا فررا)، کارمند متل، در این افکار نقش دارند. وقتی متل، به رهبری مدیرعامل (ویل فرل)، تلاش میکند باربی را به دنیای عروسکها بازگرداند، او با کمک ساشا، گلوریا و کن، که خود درگیر هویتش شده، علیه ساختارهای مردسالارانه متل و باربیلند میشورد. فیلم با طنز هوشمندانه، رنگهای بصری خیرهکننده و موسیقی پرانرژی، به موضوعات هویت، خودآگاهی و فمینیسم میپردازد، هرچند گاهی از تعدد پیامها و داستانهای فرعی رنج میبرد.
خلاصه داستان: فیلم «تولد کیتارو: راز گهگهگه» یک انیمیشن فانتزی-ترسناک است که در ژاپن دهه ۱۹۵۰ رخ میدهد و داستان میزوکی، کارمند بانک خون و کهنهسرباز جنگ، را دنبال میکند که برای عزاداری مرگ رئیس خانواده ریوگا و ماموریتی مخفی به روستای دورافتادهای میرود. او در آنجا با مردی سفیدمو، پدر کیتارو، که به دنبال همسر گمشدهاش است، ملاقات میکند. این دو با هم به بررسی مرگهای عجیب در روستا میپردازند که توسط خانواده ریوگا، تولیدکنندگان داروی مرموز "M" ساختهشده از خون قبیله ارواح، اداره میشود. داستان با صحنههایی مانند قتلهای وحشتناک در معبد روستا، رویارویی با موجودات ماورایی مانند کیوکوتسو، و افشای اسرار تاریک خانواده، به موضوعات انتقام، فداکاری و گذشته جنگی ژاپن میپردازد. سایو، زنی که برای تولید وارث زندانی شده، قاتل اصلی است و توکیسادا، رئیس خانواده، از خون ارواح برای جاودانگی استفاده میکند. پایان تلخوشیرین فیلم، نابودی خانواده ریوگا و نجات کیتارو را نشان میدهد، اما با قربانی شدن پدر کیتارو و نابودی روستا همراه است. به دلیل خشونت گرافیکی و داستان پیچیده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. انیمیشن خیرهکننده، موسیقی متن و فضای نوستالژیک تحسین شدند، اما ریتم تند و پایانبندی سنگین نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «گربههای اشرافی» یک انیمیشن موزیکال-کمدی است که داستان دوشس، گربهای اشرافی و سه بچهگربهاش، ماری، تولوز و برلیوز را دنبال میکند که در پاریس سال ۱۹۱۰ با مادام آدلاید، صاحب ثروتمندشان زندگی میکنند. هنگامی که مادام تصمیم میگیرد ثروتش را به گربههایش و سپس به خدمتکارش ادگار واگذار کند، ادگار، که از حسادت دیوانه شده، گربهها را با شیر مخدر ربوده و در حومه شهر رها میکند. دوشس و بچههایش با توماس اومالی، یک گربه خیابانی باهوش و خوشصدا، آشنا میشوند که به آنها کمک میکند تا به پاریس بازگردند. آنها در مسیر با گروهی از گربههای جازنواز، سگهای مزرعه و دیگر حیوانات عجیب مواجه میشوند، در حالی که ادگار تلاش میکند از بازگشت آنها جلوگیری کند. داستان با صحنههایی مانند مهمانی جاز زیر نور ماه و تعقیبوگریز خندهدار با موتورسیکلت ادگار، به موضوعات خانواده، دوستی و عشق میپردازد. با این حال، به دلیل داستان ساده، برخی شخصیتهای فرعی کمعمق و طنز گاه قدیمی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. انیمیشن سنتی، آهنگهای شاد مانند «Everybody Wants to Be a Cat» و فضای پاریسی تحسین شدند، اما ریتم کند و فقدان پیچیدگی برای بزرگسالان نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «روزی روزگاری در هالیوود» یک درام-کمدی است که در لسآنجلس سال ۱۹۶۹ رخ میدهد و داستان ریک دالتون، بازیگری رو به افول سریالهای وسترن، و کلیف بوث، بدلکار و دوست صمیمیاش را دنبال میکند. ریک که با کاهش محبوبیتش و اعتیاد به الکل دستوپنجه نرم میکند، تلاش میکند با بازی در نقشهای مکمل و ارتباط با شارون تیت، همسایه جدیدش و ستاره نوظهور هالیوود، و همچنین ماروین شوارتز، تهیهکننده، به حرفهاش جان دوبارهای ببخشد. در همین حال، کلیف با آرامش و مهارتش در موقعیتهای خطرناک، از جمله درگیری با یک هیپی در مزرعه اسپان، کنار ریک میماند. داستان با ارجاع به فرهنگ پاپ دهه ۶۰، مانند برنامههای تلویزیونی و موسیقی، و همچنین اشاره به فرقه مانسون، به موضوعات دوستی، شهرت و نوستالژی هالیوود میپردازد. فیلم با صحنههایی مانند مهمانی در عمارت پلیبوی و رویارویی خشونتبار نهایی، به اوج میرسد. با این حال، به دلیل ریتم کند در بخشهای میانی، داستان پراکنده و خشونت بیشازحد در پایان، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای اصلی، بازسازی دهه ۶۰، و دیالوگهای طنزآمیز تحسین شدند، اما طول فیلم و تمرکز بیشازحد روی جزئیات فرهنگی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «مهاجرت» یک انیمیشن کمدی-ماجراجویی است که داستان خانوادهای از اردکهای مالارد را دنبال میکند که در برکهای در نیوانگلند زندگی میکنند. مک، پدر بیشازحد محافظهکار خانواده، از ترک برکه و ماجراجویی میترسد، اما پم، مادر خانواده، به همراه فرزندانشان دکس و گوئن، او را متقاعد میکنند تا برای تعطیلات به جامائیکا مهاجرت کنند. در این سفر، آنها با چالشهایی مانند طوفان، گم شدن در نیویورک، و مواجهه با شخصیتهایی مانند ارین، یک حواصیل سالخورده، و چامپ، یک کبوتر خیابانی روبهرو میشوند. داستان با صحنههایی مانند پرواز در آسمانخراشهای نیویورک و کمک حیوانات دیگر، به موضوعات شجاعت، کنار گذاشتن ترسها و اهمیت خانواده میپردازد. با این حال، به دلیل داستان خطی، وجود یک شرور غیرضروری و فقدان عمق در برخی شخصیتها، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. انیمیشن خیرهکننده با سبک نقاشیمانند، موسیقی متن و طنز خانوادگی تحسین شدند، اما فیلمنامه ساده و پایانبندی قابلپیشبینی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «درون و بیرون» یک انیمیشن کمدی-درام است که داستان رایلی، دختری ۱۱ ساله را دنبال میکند که با نقلمکان خانوادهاش از مینهسوتا به سانفرانسیسکو دستوپنجه نرم میکند. داستان در ذهن رایلی رخ میدهد، جایی که پنج احساس او – شادی، غم، خشم، ترس و نفرت – بهعنوان شخصیتهایی زنده، تلاش میکنند تا او را در این تغییر بزرگ هدایت کنند. شادی، که همیشه سعی در حفظ خوشحالی رایلی دارد، با غم، که به نظر میرسد باعث مشکلات میشود، درگیر میشود. وقتی شادی و غم بهطور تصادفی از مرکز کنترل ذهن رایلی خارج میشوند و در بخشهای عمیقتر ذهن گم میشوند، باید با کمک شخصیتهایی مانند بینگبونگ، دوست خیالی کودکی رایلی، راه بازگشت را پیدا کنند تا رایلی بتواند با زندگی جدیدش کنار بیاید. فیلم با صحنههایی مانند سفر در سرزمین تخیل و قطار افکار، و همچنین لحظات احساسی مانند گریه رایلی در کلاس، به موضوعات بلوغ، مدیریت احساسات و اهمیت غم در زندگی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان پیچیده برای مخاطبان خیلی جوان و برخی صحنههای احساسی سنگین، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. انیمیشن رنگارنگ، مفهوم خلاقانه ذهن، و موسیقی متن احساسی تحسین شدند، اما برخی دیالوگهای توضیحی و ریتم تند در بخشهای میانی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «خانهای در دشت» یک انیمیشن کمدی-وسترن است که داستان سه گاو شیرده به نامهای مگی، خانم کالووی و گریس را دنبال میکند که در مزرعهای کوچک به نام «تکهای از بهشت» زندگی میکنند. هنگامی که مزرعه به دلیل بدهی در آستانه حراج قرار میگیرد، این سه گاو تصمیم میگیرند برای نجات خانهشان، یک راهزن بدنام به نام آلمیدا اسلیم را که با یودل کردن گاوها را هیپنوتیزم کرده و میدزدد، دستگیر کنند تا جایزه ۷۵۰ دلاری او را به دست آورند. آنها با باک، اسبی پرشور که عاشق شهرت است، و حیوانات دیگر مزرعه مانند جک خرگوش پاقلمدار، همکاری میکنند. داستان با تعقیبوگریزهای خندهدار مانند نبرد در قطار و صحنههای طنز مانند گاوهای در حال رقص، به موضوعات دوستی، شجاعت و کار تیمی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان ساده، طنز تکراری مانند شوخیهای گاوی، و فقدان جذابیت برای بزرگسالان، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. انیمیشن سنتی دوبعدی، موسیقی وسترن و آهنگهای جذاب مانند «You Ain’t Home on the Range» تحسین شدند، اما فیلمنامه سطحی و شخصیتپردازی ضعیف نقد شدند. فیلم در نهایت با نجات مزرعه و جشن حیوانات در نمایشگاه محلی به پایان میرسد.
خلاصه داستان: فیلم «حالت قهرمان» یک کمدی-خانوادگی است که داستان تروی، یک نوجوان نابغه برنامهنویسی را دنبال میکند که تنها ۳۰ روز فرصت دارد تا بهترین بازی ویدیویی جهان را بسازد وگرنه خانوادهاش همهچیز را از دست میدهند. تروی که در شرکت بازیسازی مستقل مادرش، کیت، که در آستانه ورشکستگی است، کار میکند، با چالشهایی مانند برنامهنویسان ناراضی شرکت و رقابت با مدیرعامل یک شرکت رقیب که قصد خرید و تخریب استودیو را دارد، روبهرو میشود. تروی همچنین با بیماری اماس مادرش و مشکلات شخصی مانند علاقهاش به دختری به نام پیج که در گروه کر میخواند، دستوپنجه نرم میکند. داستان با صحنههایی مانند هک کردن توسط تروی، مونتاژهای برنامهنویسی، و نمایش بازی در کنوانسیون Pixelcon، به موضوعات کار تیمی، پشتکار و عزت نفس میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، لحن ناهماهنگ بین کمدی و درام، و تولید کمکیفیت مانند تغییر نسبت تصویر، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای اصلی، پیامهای مثبت برای مخاطبان جوان و اشاره به فرهنگ بازیسازی مانند ارجاع به «سوپر ماریو» تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف، طنز ناجور و کارگردانی آماتور نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «کودتا» یک کمدی-تریلر سیاه است که در سال ۱۹۱۸ و در جریان همهگیری آنفلوآنزای اسپانیایی رخ میدهد. داستان درباره یک آشپز مرموز و حیلهگر است که با هویت جعلی وارد عمارتی ساحلی متعلق به یک روزنامهنگار ثروتمند و خودپسند به نام جی.سی. هورتون و همسر اجتماعیاش جولی میشود. هورتون که بهعنوان یک روزنامهنگار مترقی شناخته میشود، در گزارشهایش از اعتراضات شهری مینویسد، اما هرگز از املاک لوکس خود خارج نمیشود. با شدت گرفتن بیماری و قطع ارتباط جزیره با دنیای خارج، آشپز با تحریک خدمتکاران دیگر، از جمله خدمتکار سیاهپوست، راننده ترکتبار و سرپرست ایرلندی خانه، علیه کارفرمای خود شورش میکند. این شورش از شوخیهای کوچک به تنشهای مرگبار تبدیل شده و به نبردی طبقاتی منجر میشود که در آن خدمتکار به ارباب تبدیل میشود. فیلم با صحنههایی مانند مسمومیت عمدی با قارچ و طنز تلخ، به موضوعات نابرابری طبقاتی، ریاکاری و قدرت میپردازد. با این حال، به دلیل لحن ناهماهنگ، پایانبندی عجولانه، و شخصیتپردازی سطحی برخی نقشهای فرعی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۸۰٪ در راتن تومیتوز). بازیهای اصلی، فضای لوکس عمارت، و ارجاعات ظریف به همهگیری کووید تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی و ریتم کند در بخشهایی نقد شدند